شرحی بر زندگی علی صالح خان راکی مالملی از تیره اولاد

عنوان مقاله:

درآمدی بر زندگی سردار شهید علی صالح خان راکی و نوادگان وی

طایفه ی سترگ راکی مالملی یکی از نجیب ترین و محبوب ترین طوایف بختیاری و نیز یکی از شش طایفه ی ارزشمند راکی باب کنونی بوده که تا اوایل دوره ی قاجاریه، بزرگان آن در کسوت مسئولیت هایی همچون نظامی گری، دیوانسالاری و ایل داری، سرپرستی و نمایندگی راکی باب را با همکاری کدخدایان و ریش سفیدان دیگر طوایف راکی باب عهده دار بوده اند.

(تاریخ بختیاری، سردار اسعد و نیز گفتار و روایت های بزرگان طایفه )

مسئولیت طوایف یاد شده از دوران صفویه با اولاد تاجمیرخان بوده است.
شاید بتوان گفت که مهمترین کنش سیاسی اجتماعی در گستره ی ملی، همراهی علی صالح خان راکی در اردوی نظامی نادرشاه افشار در تعاقب افغان ها و فتح قلعه ی قندهار بوده است.

امیر سردار شهید علی صالح خان راکی، موسوم به کج کلاه خان، پور ارشد روانشاد توشمال آعبده خلیل راکی بوده است.
مادر و نیز همسر وی اهل گرجستان بوده اند.

بعد از شورش علیمراد چهارلنگ، به دستور نادرشاه سی تن از روسای طوایف بختیاری را تحت الحفظ به اردوگاه نظامی خود در منطقه ی طهران اعزام نموده تا تنییه نماید که یکی از روسای طوایف بختیاری علی صالح خان راکی بوده است.

علی صالح خان راکی مالملی به گواهی تمامی بزرگان و تاریخ دانان اولاد، یکی از گروگان های یاد شده بوده که در دوره افشاریه می زیسته و ریاست ایل راکی و نیز در مقطعی صاحب منصبی دیوان ایالت کرمان را عهده‌دار بوده است.

از آنجایی که ایشان فردی شجاع و آزادیخواه بوده است طبق روال معهود تاریخی، با توجه به نداشتن تعامل با حاکمیت و پافشاری بر نظام باورهای خویش، همچون اميرکبير، حسب دستور حاکم به شهادت می رسد و پس از نپذیرفتن جانشینی وی توسط پور ارشدش آعزیزاله ( به جهت کینه و کدورتی که از حاکم وقت داشته )
از آن پس مسئولیت ایل به برادر ارزشمندش محمدعلی خان راکی رسید.

با واکاوی های صورت گرفته و پرس و جو از بزرگانی همچون آنورمحمد بختیاری تبار، روانشاد آنصیر صالحی، آمهدی آقاسی و ... هیچکس از کم و کیف و چگونگی شهادت ایشان آگاهی نداشته است و همچنان در هاله ای از ابهام قرار دارد.

تش اولاد علی صالح خان همواره به شجاعت، دلاوری و نیز سواد اجتماعی و سخاوت مشهور بوده اند.

پرچمدار پهلوانی و دلاوری این دودمان، روانشاد آگودرز صالحی راکی، پور آعلی صالح دوم و در واقع نتیجه ی سردار شهید علی صالح خان راکی می باشد. شیرسنگی وی تنها شیرسنگی تاریخی ( مربوط به دوره قاجاریه که حسب اعلام سازمان میراث فرهنگی در زمره ی آثار تاریخی فرهنگی قرار دارد ) بجا مانده از خاندان اولاد تاجمیرخان واقع در روستای بیدکل فارسان می باشد.

از ویژگی های به یادماندنی شخصیت آگودرز پهلوان، همیاری اجتماعی و کمک و یاری به افراد کم زور و یا گروه های ضعیفتر در درگیری‌های طایفه و یا فراطایفه ای بوده است.

محبوبیت زایدالوصف آگودرز راکی موجب گردید تا در هنگامه ی مرگ وی ( دوره پادشاهی مظفرالدین شاه قاجار )، با همیاری تمامی تش و تیره های طایفه و نیز تعدادی از اهالی میزدج با تراشیدن سنگی از بردخیمه ی بیدکل و سپس حمل آن با مشقت فراوان به آرامستان روستا و جایگیری شیرسنگی بر آرامگاه آن شیرمرد دلیر و نجیب و تهمتن دوران، با اشک و آه و ناله، دین اجتماعی خویش را به آن بزرگمرد نشان داده و اداء نمودند.

یادمان بردشیر آگودرز صالحی راکی، تنها نشان فرهنگی دیرینه و تاریخی نیاکان تیره ی اولاد در روستای بیدکل بوده است که نه توسط خاندان آعلی صالح، بلکه توسط دیگر خاندان اولاد و دیگر تیره های طایفه بر آرامگاه وی مستقر شده است.

خاطره ای از استاد پیشکسوت میراث فرهنگی استان چ و ب، مهندس آخوندی که مدیرکل پیشین سازمان میراث فرهنگی استان و نیز کارشناس رسمی دادگستری بوده اند:

با حضور ایشان در روستای بیدکل در پی تعرض به شیرسنگی آگودرز توسط گنج یابان منطقه، جهت کارشناسی شیرسنگی و ارزیابی آن به منزل روانشاد آسلطانمراد سلطانیان کدخدای ده رفتیم. مهندس آخوندی به محض دیدن هیبت شیرسنگی و تخریب صورت گرفته بغض کرد و اندوهناک گفت: در عمر حرفه ای خویش که بیش از سی سال خدمت در سازمان میراث فرهنگی استان و پیمایش میدانی کل استان بوده است هرگز بردشیری به این بزرگی و هیبت ندیده ام و از این جهت بهت زده شده بودند و بیان داشتند از لحاظ کارشناسی، بزرگی و حجم شیرسنگی بیانگر جایگاه و میزان احترام جامعه نسبت به فرد منتسب بوده است و نمی توان برای آن ارزش مادی متصور شد.

از دیگر اشخاص برجسته ی تش علی صالح خان راکی، می توان به آملاحاجت و آملاجهانگیر کریمی و نیز آملاغیظان و آملاالهی صالحی اشاره نمود و یاد کرد که کاتب خوشنویس و نیز امین طایفه و از ملاکین عمده منطقه ی ایوه بوده و مردم ایل به جهت اطمینان و اعتماد عمومی به افراد یاد شده اخیر، اسناد مهم خود را به امانت نزد ایشان می سپردند.

از بانوان بزرگ منش و فرهیخته ی این دودمان می توان به بی بی دل افروز فرزند آعلی صالح دوم که همسر آظهراب مرادی؛ آ بی بی طیبه نساء فرزند آملاجهانگیر که همسر آحمزه علی آقاسی؛ بی بی شرف نساء فرزند آعلی صالح دوم که همسر کربلایی اسکندر امیدی ( ریش سفید امیدوند )؛ بی بی خانم جان فرزند آبیگر گهپ که همسر آیاور مرادی و بی بی کبوتر فرزند آییگلر گهپ که همسر حسن خون لیموچی تارازی ( ریش سفید لیموچی ) بوده اند، اشاره نمود.
البته نام های دیگر بانوان درگذشته دودمان علی صالح خان، که همه فرهیخته و متین و شایسته بوده اند در بخش اصلی تبارنامه کتاب، به صورت کامل خواهد آمد.

با نگاشتن این مطالب یاد قول مشهور خسروخان در کتاب خاطرات سردار ظفر، ص ۴۹ می افتیم که:

مشهور است که چهار تن در بختیاری بودند که خان و حاکم نبودند ولی از خوانین متشخص تر و دارای اقتدار و نفوذ بیشتری بودند و ایشان را ملاعالی احمدخسروی، آقانادعلی راکی برجویی، نامدارخان منجزی و ملامحمد عالی محمودی دینارانی معرفی می نماید.

چنانچه سردارظفر با بزرگ شیرمرد بختیاری آگودرز راکی مالملی آشنایی داشت حتما به جای چهار تن از واژگان پنج تن نام می برد و ایشان را با افتخار بر می گزید.

البته خدا را سپاسگزاریم که آگودرز برغم توانایی و شجاعت شایان توجه، همچون دیگر بزرگان فرهیخته ی اولاد، علاقه ای به مشارکت در کشتار مردم و غارت اموال و در یک کلام بازی خوردن در منازعات سیاسی و جنگ قدرت دیگر طوایف را نداشت.

خداوند روح همه ی رفتگان را قرین رحمت خویش گرداند.

منابع:
- مروی، محمدکاظم، عالم آرای نادری
- علیقلی خان، سردار اسعد دوم، تاریخ بختیاری
- عالیپور، نجفقلی خان ( سردار اسیوند )، تاریخ بختیاری از آغاز تا مشروطیت
- خسرو خان، خاطرات سردار ظفر
- گارثویت، جن راف، تاریخ سیاسی اجتماعی بختیاری
- فتاحی، قاسم، چهارمحال و بختیاری در عهد افشاریه
- شجاعی برجویی، عیسی، مقاله: تاریخچه طایفه ی راکی، پایگاه فرهنگ و هنر ایل بزرگ بختیاری
- گواهی بزرگان طایفه

در پایان به شعر حماسی دودمان علی صالح خان راکی

گوینده آحسین صالحی سروده ی حماسی تبارنامه دودمان علی صالح خان راکی:

و منبع نوشته ها : آحسین صالحی از این خاندان
🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥

بگویم سخن ها ز ایلی سترگ
همه سرفراز و دلیر و بزرگ

ز آعبده آن عالم پر خرد
به گیتی بسی داستان می برد

دگر ، آعلی صالح نامدار
ورا بهره شد بخت ناسازگار

سرفراز چون نادر تیر گیر
دلیر و سرافراز چون نره شیر

سر ایل راکی به آوردگاه
جوان و هنرمند و با زیب و جاه

برآورد از دشمن دون دمار
چو شاهی سرافراز در قندهار

ز پشت و نژاد چنین شیرمرد
بجا مانده در ایل، مردان مرد

به کین کشته در راه حب وطن
به حکم شه و فتنه ی اهرمن

ز پشت علی صالح سرفراز
همان آنجف پور گردن فراز

زپشت نجف پورکی نامور
ورا نام دادی به نام پدر

بسی دانش افروز نیکو سخن
چه نیکو نشستند در انجمن

ز گودرز صالح چه گویم همی
که بودی نگینی بر انگشتری

به هیبت چو کوه و چو جد نامجوی
همارای او بود و همسان اوی

ز جود و بروت و سخا و قدر
ببودی یلی افتخار پدر

ز غیرت بود آن یل پیلتن
عیار جوانمردی این وطن

ز آحاجت آن مرد مجلس نشین
جهانگیر، آن شاه با آفرین

ز آجانقلی شیر میدان ایل
که تندیس شیرش بود بی بدیل

ز غیظان و الهی با عقل و رای
که بودند دانشور و رهنمای

ز پشت علی صالح رادمند
چنین رادمردان به یاد اندرند

بزرگ و سترگ و مهین و امین
نبیند دگر همچو اینان زمین

🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥