عالی محمودی دیناران باب ساکن بردنشانده درمسجدسلیمان

شرحی بر سکونتگاه ونسب عالی محمودی یا طایفه عالی محمودی ساکن بردنشانده مسجدسلیمان ,، این خاندان که سکونتگاه آنان به حدود دو قرن ونیم پیش میرسد و همچنین علل رفتن این خانواده ها از هسته عالی محمودی ساکن ایذه و اصل و نسبشان برخاسته از اولاد مهرعلیخانی هستد و فرزندانی که درادامه از آنان خواهیم نوشت درمسجدسلیمان ساکن وتشکیل این خاندان یا عالی محمودی ساکن بردنشانده را داده اند . ...‌‌

اصل ونسب اینها برخاسته از خاندان سلطانعلی وند و باقروند و مددوند و کله و بویری هستد . وجهت اطلاع خاندان یا همان تیره باقروند در رگ منار مسجدسلیمان سکونت داشته اند که بعد از خرید املاک بردنشانده توسط سه خانواده دیگر اینان هم از رگ منار به بردنشاندا آمدند و این چهار خاندان درکنار هم تشکیل عالی محمودی بردنشانده را داده اند .

وسه خانواده دیگر که سلطانعلی وند ومددوند و کله بویری باشند درعصر وزمان محمدخان قمه طلا عالی محمودی ازایذه کوچ نمودند که شرح توصیف جدایی آنان برمیگرد. به کشته شدن محمدخان قمه طلاتوسط علیرضا خان چهارلنگ کیان ارثی معروف به علیرضا پوستین به کول ونیروهایش ، بعد از دستگیری محمدتقی خان چهارلنگ کیان ارثی توسط دولت قاجار و برتری علیرضا خان با حمایت نیروهای دولتی و همچنین حمایت خوانین دورکی از ایشان و آنان موفق به کشته محمد خان قمه طلا شدند و در.آن زمان کسانی چون آحسینعلی فرزند آسرخاب به همراه آمدد که خواهرزاده اش ودامادش نیز بوده که همان جد بزرگ مددوند هستند وکسانی از دلاوران شجاعان کله بویری به خونخواهی محمدخان قمه طلا رفته تعداد بسیاری از نیروهای علیرضاخانی که در کشتن محمدخان قمه طلا نقش داشتند را کشته ودر آن زمان که امنیت جانی نداشتند اینها به همراه هم از ایذه کوچ می کنند واز مسیر جاده روستای پیان که سکونتگاه مشایخ البرز باشد وادامه از مسیر تهدکاشون یا تخت کاشان ولات کورکور واز مسیر لا گلزار راکی مالملی به طرف ایوه میروند و از مسیر گدار راکی به محل دشت گل مسکن طایفه راکی شهنی میروند واز آنجایی که حضرات شاهسوند شهنی خالوهای آحسینعلی بوده اند مدت چند سالی درآنجا سکونت داشته. و آحسینعلی در آنجا وفات می‌کند ودر همان محل به خاک سپرده شد وفرزندان و دامادش و دیگر همراهان که خانواده مددوند وکله بویری باشند همگی با خدم وحشم ابتدا به دره گورو رفته و مدت جندسالی مانده واز آنجا که محل خوب ومناسب برای سکونت دائمی نبوده با مشورت و تصمیم گیری و شروع کوچ جدید خرید محل بردنشانده می‌کنند واز نقل بزرگان این خاندان تا پنج بغل از آب اورو را صاحب شدند ومنطقه برد نشانده سراسر بادام بن و کلخنگ بوده تا فراز بلندی مشرف به چم آسیاب تا برود به محل خالوهای راکی شهنی در منطقه تل بزان یا توبزون را خریدند وبدین شکل این محل که دارای زمین‌های کشاورزی و آب بوده را سکونتگاه دائمی خویش نمودند . وبرادران گرد هم آمده و چهار کو یا چهارتش عالی محمودی شکل گرفت وهمچنین درآن عصر و زمان موقعیت حکومت بختیاری وحکومت مرکزی در جهت کنترل وحمایت طوایف انجام می‌دادند و عالی محمودی ،که دارای جمعیت کمتری بوده و جهت اخد مالیات سرانه وغیره به طایفه کهیش که درآن وقت و عصر سره ایل سهونی بودند به حساب می آورند. و رئیس ایل سهونی نیز شفیع خان گندزلو افشار که اصالتا ترک و وزیر محمدتقی خان کیان ارثی بودند . و این ایل در جنگهای مابین بختیاری و دولت آسیب بسیار دیدند وحکومت وریاستشان رو به ضعف .و از هم پاشیده شد . وخانواده آحسینعلی که فرزند آسرخاب باشد وخانواده های باقروند و مددوند و کله بویری گرچه قرابتهای نزدیکی باهم کهیش داشتند ولی بعدا خود دارای موقعیت های، اجتماعی گردیده و از کهیش تفکیک شده و با وجود خانواده های آسلطانلعلی و آلطفعلی و بزرگان دیگر از باقروند و مددوند وکله بویری ریاست جداگانه داشتند و نزدیکی خاندان آسلطانعلی و آلطفعلی در نزد خوانین بختیاری دارای مقام ومنزلت گردیدند و اولین حکم کدخدایی زوج جهت ریاست عالی محمودی از طرف علیقلی خان سردار اسعد اول دال بر انفکاک عالی محمودی از طایفه کهیش،به نام آمحمد علی وآصحنعلی که فرزندان آسلطانعلی باشند داده شد و سالها بعد با اقتدار و موقعیت اجتماعی طایفه عالی محمودی احکامی از طرف حکومت بختیاری دریافت نمودند و حتی به دستور محمدخان هیبرون ( محمدخان سالار اعظم فرزند کوچک جعفر قلی خان سردار اسعد سوم بودند) مبنی بر حکومت عالی محمودی وکهیش بنام آمحمدعلی فرزند آسلطانلعلی صادر گردید و این ریاست تا اواخر دوره پهلوی وبر چیده شدن حکومت ملو‌ک الطوایفی و حاکمیت ایلات وعشایری و دیگر به کسی از کلانتران و کدخدایان بختیاری احکامی برای کلانتران و کدخدایان بختیاری داده نشد

در وصف خاندان و فرزندان آسلطانعللی از جمله آمحمدعلی و آصحنعلی و آمیرزاقلی و آسوخته زار و آذوالفقار و آظهراب و آعزیزقلی و آحیاتقلی و آالهیار و آشاهعلی و خوبیها و مردمداری آنان بسیار گفته اند و مردمی بزرگ و بزرگزاده بودند .

وهمچنین ازبزرگان و ریش سفیدان تیره باقروند یا اولاد باقر از مشهدی آحسین خون و مشهدی آقاخون و مشهدی خلیل و آدرویش،و امحمدحسن که هر دوی آنها داماد آمحمدعلی هم بودند واز آشاهمراد و مشهدی آمهدی و آشکرخدا و آجمعه وآعیسی خون را نام برد .

اازبزرگان ومردان نیک وبزرگ تیره مددوند از آنجات و آمدد که اینها هم عمه زاده آمحمدعلی بودند و مشهدی آابراهیم را نام برد .

واز بزرگان ونیک مردان تیره کله بویری از آحسینقلی و آعباسقلی و آمرادعلی و آحسینعلی و آقباد و...می‌توان نام برد .

دروصف آمحمدعلی فرزند آسلطانعلی که یکی از مهمان نوازترین و با وقارترین مردان ایل بختیاری درزمان خویش بودند که هم در سردسیر و هم در گرمسیر سر راه ایل عشایر قرار گرفته ودر خونه اش بروی همه باز بود ودر خوب وبد ایل خسارت زیادی متحمل میشد واز بزرگان دارای مکنت و جا در عالی محمودی ،بردنشانده بودند ودر نزد خوانین بختیاری از احترام خاص قائل بوده .

و در وصف دلاوری های آصحنعلی و آمیرزاقلی که هر دو کدخدا در فتح تهران حضور داشته و شجاعت ها نشان دادند بسیار گفته اند

ایشان بسال ۱۳۱۴ خورشیدی چشم از جهان فرو بست ودر سرزمین پدری اش در بردنشانده روستای آبیدشت به خاک سپرده شد .

آمهراب نیز آخرین فرزندش که در زمان خویش و در جهت رفاه و حال مردم منطقه می کوشیدند واز خدمت به فامیل وهمتباران دریغ ننمودند واز جمله کسانی بود که در شورای فعال آن منطقه به اهالی خدمت نمودند

وایشان هم در سال ۱۳۹۹ خورشیدی در سن ۹۱ سالگی چشم از جهان فرو. بست .

ضمنا منطقه ییلاقی عالی محمودی بردنشانده در منطقه ‌ کوهرنگ بنام توف اسپید و کوکر از محل طوایف کهیش و بابا احمدی یا بامدی زمین خریداری کرده اند ، ودر گرمسیرات در بردنشانده ودر همسایگی طایفه کهیش،و مناطق تخت کبود و چم آسیاب از توابع مسجدسلیمان سکونت دارند .

منبع : گفته های چند نفری از پژهشگران این خاندان

باسپاس

...............................................

درود بر شما

آن چه که من از سخنان بزرگانمان شنیدم این است که در واقعه ی کشته شدن محمدخان قمه طلا نیای بزرگم آ حسینعلی عالی محمودی به همراه دو پسر خود ( آ سلطانعلی و آلطفعلی)و یکی از برادران خود به نام آصیدال و خواهر زاده ی خود آ مدد عالی محمودی و آ قیطاس بویری و تعدادی از نیروهایشان که از عالی محمودی و طوایف بویری و سهید(سعید) و نوروزی بودند به انتقام خون ملا محمد و در یک نبرد خونین تعداد بسیاری که بیشتر عدد هشتاد را بر زبان می آوردند از نیروهای علیرضا خان پوستین بکول را کشته مال امیر را به سوی دشتگل وانهادند و مدتی در دشتگل بودند که مادر آحسینعلی دختر آسلطانعلی شاهسوند شهنی بود و گویا جدم بر اثر زخمی که در جنگ برداشته بود در دشتگل جان می بازد و همان جا به خاک سپرده می شود سپس فرزندان و خدم و حشم و وابستگانش با اطلاع می شوند که خانواده های از طایفه ی عالی محمودی در رگ منارند ( تیره ی باقروند عالی محمودی که هیچ گاه در ایذه نبوده و همواره در رگ منار ساکن بوده اند) پس به ان ها می پیوندند و مدتی بعد از رود کارون گذشته اقدام به تصرف منطقه ای تحت عنوان ترکدز می کنند ولی از انجایی که زمین زراعی چندانی نداشته و بیشتر کوه و تپه بوده جدم آ سلطانعلی به همراه برادرش آلطفعلی و نیروهایش اقدام به تصرف منطقه ی وسیع بردنشانده می کند -که بر بلندای شهر کنونی مسجدسلیمان قرار دارد و هم جوار طوایف ایل سهونی به ویژه طایفه محترم کهیش که در ان هنگام سره ی ایل سهونی بود شدند- پس از تصرف بردنشانده تمام طایفه ی عالی محمودی را به بردنشانده فرا می خواند و بر اساس "کر و بو" به آن ها زمین واگذار می کند و چون جمعیت اندک بود بر اساس تقسیماتی خاص چهار تش یا چهار (کو) عالی محمودی بردنشانده را شکل می دهند
که به چهار کو عالی محمود( عالی مهمید) معروف می شوند ولی امروزه به دلیل جمعیت بیشتر چهار کو به چهار تیره موسوم شده اند و عبارتند از :

۱. سلطانعلی وند
۲. باقروند
۳.مددوند
۴. کِله و بویری

من از تیره ی سلطانعلی وندهستم.

از بزرگانمان شنیدم که پس از شکست نیروهای محمدتقی خان طوایف بسیاری دچار پراکندگی و کوچ اجباری شدند به عنوان مثال
ایل سهونی( کهیش، هموله ورمهمید مترک، شونگی، باورساد و گندزلو ) از منطقه خود واقع در آسماری به اندیکا کوچ کردند و سپس از رود کارون گذشته به سرزمینی وارد شدند که امروزه مسجدسلیمان می خوانندش.
و از آنجایی که طایفه ما و ایل سهونی در یک جبهه می جنگیدند شاید برای حمایت از یکدیگر در جایگاه فعلی هم در کنار هم قرار گرفتند.

و چون بعد از محمدتقی خان ایلخانی چهارلنگ به دشمن او یعنی علیرضا خان پوستین بکول سپرده شد در پی یافتن قاتلان نیروها و نزدیکان خود بر آمد و تا منطقه ی چهل استرون منطقه ای در نزدیکی دو راهی لالی آمده لیکن جدم و نزدیکانش را نیافت و چهل قاطر از ایل سهونی بعنوان مالیات گرفته بازگشت.

بزرگان طایفه ی کم نیرو و کم تعداد ما هم برای ان که از دستبرد خان خونریز در امان‌مانند با هماهنگی کدخدایان کهیش خود را یک تیره از کهیش محسوب کردند
ولی همواره ریاست طایفه ی ما پس از آحسینعلی به پسرش آسلطانعلی و سپس به فرزندانش آ محمدعلی، آ کربلایی صحنعلی( پدر بزرگم که در فتح تهران هم حضور داشت) آ شاه علی پهلوان و آ میرزا قلی پهلوان( ایشان هم در کنار پدربزرگم در فتح تهران حضور داشتند.) منتقل شد.

حتی در دوره ای که اوضاع اقتصادی طوایف بختیاری هم چون دیگر نقاط ایران بسیار بد شده بود محمدخان سالار اعظم معروف به محمدخان هیبرون که پسر سردار اسعد دوم علیقلی خان بود و مادرش بی آغا بگم دختر آ طالب کهیش بود دایی خود آ اسدالله کهیش را از کدخدایی کهیش معزول و حکم کدخدایی طایفه ی کهیش را هم به عموی پدرم آمحمدعلی عالی محمود تفویض نمود و تا زمان تاجگذاری رضا شاه ادامه داشت.

منبع : استاد آبیژن حسینی عالی محمودی

شرحی بر زندگی محمدعلی خان راکی مالملی از تیره اولاد

محمدعلی خان راکی مالملی فرزند توشمال عبده راکی فرزند کدخدا آکلبعلی فرزند کدخدا آمحمد فرزند کدخدا آمراد گپ معروف به مراد شاه وارث فرزند امیر تاجمیرخان معروف به کج کلاه خان ..... ، زاده حدود به سال ۱۱۴۵ قمری و وفاتش که در جریان دسیسه طایفه‌ای کشته شده بسال ۱۲۱۱ قمری در منطقه لاغرک چهارمحال بختیاری و در قبرستان ده چشمه به خاک سپرده شد .

محمدعلی خان درزمان حکومت زندیه از صاحبان قدرت و مکنت و جا درایل راکی باب بودند و دارای موقعیت ایلی در بختیاری بودند و بعد از وفات ایشان فرزندانش سلسله مراتب ریاست طایفه را عهده دار بودند

. مادر محمدعلی خان بنام بی بی گل خاتی دختر شاهرضا خان احمد مهمدی بودند .

برادر بزرگ محمدعلی خان بنام علی صالح خان بودند که ایشان نیز در دوره حکومت افشار و زندیه دارای مقام و منصب حکومتی درایل راکی باب بودتد. و مادر علی صالح خان که همسر اول تشمال عبده باشد از ایل گرجی بودند .

محمدعلی خان چهار همسر اختیار نمودند همسر اولش بنام ملا گل بی بی دختر تشمال ملاالهی8 راکی شهنی بودند که پنج فرزند پسر بنامهای عبده خلیل خان و ملا آقاسی خان و کوچک خان و مرادخان و کلبعلی خان و دو دختر یکی بنام بی بی گل خانم همسر اول طهماسب خان راکی برجویی فرزند صابرسلطان بوده و یکی بنام بی بی ماه بیگم معروف به بی بی ملا همسر آباقی فرزند محمدیوسف خان فرزند صیدال خان احمد مهمدی بوده .

و همسر دومش دختر آمحمدتقی فرزند کدخدا آهاشم فرزند آمحمد فرزند مراد خان فرزند تاجمیرخان اولاد بوده که یک فرزند پسر بنام ملادرویشعلی خان و یک دختر هم که همسر ملاکرمعلی ازتش بهلیل تیره سلح چین بوند .

وهمسر سومش بنام بی بی ماه شرف دختر آعبدالله خان پل اسیوند دورکی بوده فقط دو فرزند پسر بنامهای خانعلی خان و سلطانعلی خان داشته

و همسرچهارم اهل چهارمحال بختیاری بوده که فقط یک فرزند پسر بنام خدارحم خان داشته و در جوانی فوت شد .

..........................‌‌‌‌........................

واقعه کشته شدن محمدعلی خان راکی مالملی از خوانین بختیاری عصر زندیه

واقعه کشته شدن محمد علی خان بدست فردی از طائفه بابادی ( بنام آ همت بابادی که خورزمار وی بوده ست .

درزمانی که آمحمد علی خان درمحل ییلاقی خویش درده چشمه تنها بوده و پسرانش با ایل و مال در حال کوچ بودند و از محل دور شده بودند؛

آهمت بابادی عالی انور و تعدادی از بستگانش بصورت غافلگیرانه و شبانه به محل استراحت محمد علی خان هجوم برده و وی را کشتند و متواری شدند......


ودر پی این واقعه توسط شجاعان طایفه راکی مالملی تقاص خون محمد علی خان توسط ۷ تن از پهلوانان طایفه راکی مالملی گرفته میشود .


بعد از کشته شدن محمد علی خان ؛ پسرانش از نیمه راه کوچ به ده چشمه برگشتند و بعد از خاکسپاری مرحوم پدرشان در تدارک انتقام از قاتل پدر و خونخواهی وی بودند و
درهمین اثنا ۷ نفر از پهلوانان راکی مالملی هم قسم شدن و تصمیم به دنبال کردن قاتلین گرفتند و از پسران محمد علی خان خواستند که تقاص را به آنان بسپارند و خود به مراسم عزاداری پدرشان بپردازند .

به تعقیب آهمت و افرادش رفتند و آنها را در نزدیکی چشمه ای بنام چشمه .... در مسیر کوهرنگ بدام انداختند و سر قاتل رابرای عبده خلیل خان فرزند ارشدش و برادرانش آوردند و عزای خان تبدیل به شادی شد و بقول معروف ساز عزای چپی قطع و بجای آن ساز و دهل وکرنا سر دادند *
لازم بذکرست ۷ نفر پهلوانان رشید راکی مالملی بشرح ذیل نقل شده اند:

۱// مرحوم علینقی ولد رضا لیموچی از تیره لیموچی
۲// مرحوم طاهر امیدوند از تش امیدوند
۳// مرحوم پولاد بنیادوند ازتش بنیادوند
۴// مرحوم صیدال راکی مهدی ازتش مهدی
۵// مرحوم مراد ولد عالی بهلیل ازتیره سلح چین
۶// مرحوم اسماعیل پدر کل مهنا علیشهوند از تش علی شهوند
۷// مرحوم نوروزعلی باچی از تیره لیموچی *

(به نقل از حاج محمد میرزا شجاع بختیار کوچکی )

معرفی تیره ها و سکونتگاه طایفه شیخ رباط هفت لنگ بابادی باب

درباب تیره های طایفه معظم شیخ رباط هفت لنگ بختیاری بابادی باب ازاین قرار است که :

نسب این پنج تیره یا خانواده به شخصی بنام فردین وند برمیگردد که مجموعا با تیره بهزادی ولد شُلو به هفت تیره تقسیم میگردند .

۱- شیخ نصرالدین جد بارانی ها

۲ - شیخ رکن الدین جد اسدی ها

۳ - شیخ جلال الدین جد علایی ها

۴ - شیخ بهاالدین جد یوسفی ها

۵ - شیخ پیرغیب جد ویسی ها و حضرات موسوی گورابی درسوسن مال امیر یا ایذه .

که این پنج تیره یا خانواده از یک نژاد و از همان ورثه شخص فردین وند بوده اند .

۶ - و یک نفر بنام بهزاد ولد شلو از طائفه ابوالحسنی یا بلُسنی بختیاروند که درشیخ رباط مانده وتیره بهزادی ها را تشکیل داده اند ویک تیره از شیخ رباط محسوب میگردند و دراسناد املاکی که از این خانواده بجا مانده نام برده شده .
۷ - عیدی شیخ رباط یکی از تیره های شیخ رباط است که اصالتا همه منجزی هستند وخود را ازاولاد نامدار خان منجزی می دانند.

ضمنا فامیل های یوسفی و اسدی تیره شیخ رباط اصالتا از تیره احمدمحمودی بابادی عالی انور هستند اسنادی در دست است که این دو تیره از نسل گزی خان بابادی هستند و در حدود 180 سال پیش در اثر نزاعی که با خانواده محمدیوسف خان داشتند .

و آبیرم پسر محمدیوسف خان در مال کنون بهار توسط آنها کشته میشود و پس از آن در تیره شیخ رباط سکنی گزیدند و آن سال به تنگ گزی نیامدند. موقع مال کنون پاییز عبدالخلیل خان نوه مهدی خان و خسرو خان بابادی به انتقام خون آبیرم با آنها درگیر شدند و دو نفر از آنها را به خونخواهی آبیرم کشتند.
چند سال بعد با وساطت تیره آرپناهی صلح و سازش انجام شد اما آن چند خانواده دیگر به میان بابادی بازنگشتند و در تیره شیخ رباط برای همیشه سکنی گزیدند.

تعدادی از شیخ رباط در بلداجی سکونت دارند که از تیره بارانی می باشند تعدادی دیگر در چغاخور وگندمان سکونت دارند که از تیره های اسدی محسوب می شوند وبعضی از آنها به شیخ مورچگانی معروف هستند؛ و برخی دیگر در سرچه دیناران سکونت دارند نیز از تیره اسدی هستند. وبعض دیگر در بارانگرد ایذه هستند که از تیره علایی می باشند؛ و برخی دیگر در رباط کریم سکونت دارند که فامیلی آنها نجفی می باشد وهمگی خود را سید موسوی می دانند. وچند خانواده دیگر که در عقیلی سکونت دارند نیز اسدی می باشند و تعداد دیگر در بهمن شیر سکونت دارند که اسدی هستند.....


در ضمن ممبینی به همان موسوی گورابی گفته می شود و با ممبینی چهار لنگ فرق دارند. به موسوی گورابی ممبینی گفته می شود که درممبین ایذه سکونت دارند .

محل وسکونتگاه این طایفه بعداز ترک محل کمفه در اندیکا که به حدود دو قرن پیش میرسد ودرحال حاضر در روستای مورز از بخش بازفت چهارمحال بختیاری سکونت دارند که شامل فامیل های یوسفی و عیدی پور و علایی و بهزادی و ویسی و اسدی و بارانی هستند .

و خانواده های موسوی گورابی ز حدود دو قرن پیش در سوسن مال امیر ایذه کنونی درجوار طایفه ممبینی مانده که درآنجا سکونت دارند ودارای ملک و املاک مختص به خودشان هستند

وهمچنین اولاد فردین خود را از نسل سادات که در بختیاری معروف به محمد دین آور (محدینار) یا شاه زاده محمد از نوادگان امام موسی کاظم می دانند به همین خاطر بعضی از طایفه شیخ رباط به موسوی گورابی معروف هستند.

و همچنین نتیجه میگیریم که شیخ رباط ها ازدوره اتابکان لر بزرگ و تا بسال ۱۱۵۰ قمری وتا دوره نادرشاه افشار در کمفه از بخش اندیکا سکونت داشته اند و حتی نقل است که درآن زمان جز ایل راکی بوده و بر اثر نزاعی که با خانواده ای از طائفه بختیاروند داشتند از پیکره این طائفه جدا میگردند وخود مستقل سکونت یافتند و شیخ رباط های ساکن در بازفت از حدودا دو قرن پیش محل مورز در بازفت را خریداری و سکونت دارند و با طوایف موری و گندلی و کیارسی وصلت های زیادی دارند .

با سپاس

گردآورنده حشمت الله آقاسی راکی مالملی

منبع: استاد و پژوهشگر تاریخی جناب آقای سید حسین یوسفی شیخ رباط

شرحی برزندگی آعبده معروف به تشمال عبده راکی مالملی  

شرحی بر نسب نامه آعبده معروف به تشمال عبده راکی مالملی

تشمال عبده راکی مالملی فرزند آکلبعلی فرزند آمحمد فرزند مرادخان راکی فرزند تاجمیرخان فرزند باباخان فرزند تاجمیرخان اول فرزند مرادعلی خان پاپی . توشمال عبده در اواخر زمان حکومت صفویان نظر به نفوذی که در دربار داشت و همچنین از بزرگ زاده گان و صاحبان قدرت و مکنت و جا در ایل راکی بودند به ایشان توشمال یعنی بزرگ ایل لقب دادند و در دوره حکومت افشاریه تشمال عبده با حدود ۳۰۰ سوار راکی باب در زمان فتح قندهار نیز درکنار عموم بزرگان و نجیب زادگان بختیاری بودند وی با داشتن سخاوت و منش و آگاهی از طرف حکومت وقت نیز به لقب تشمال یعنی بزرگ طایفه و ایل نائل گردید و حکم ریاست بر ایل را گرفتند . از فرزندان بنام ایشان علی صالح خان نیز که در رخداد فتح قندهار در کنار پدر و داییهای خود چراغ خان مستوفی الممالک و صیدال خان معروف به ملا آدینه بختیاری احمدمهمدی و دیگر سران و بزرگان بختیاری ... حضور داشتند ...

همسر اول تشمال عبده از ایل گرجی بودند که فقط یک فرزند بنام علی صالح خان داشتند و همسر علی صالح خان نیز از ایل گرجی به نام زرقب خانم بوده است که از ایشان چهار فرزند پسر داشت که از نسل دو فرزند ایشان بنامهای آکریم و آنجف اولاد علی صالح خان راکی مالملی تشکیل شده است .


همسر دوم مرحوم آعبده معروف به تشمال عبده راکی مالملی بی‌بی‌گل خاتی دختر شاهرضا خان احمدمهمدی بابادی عالی انور بوده که یک فرزند پسر بنام محمدعلی خان و دو دختر به نامهای بی بی ماه پری و بی بی خانم پری (بی بی خمپری) داستند .

بی بی خمپری را هم به ملاخداداد راکی که دراصل از چهارلنگ محمودصالح بودند دادند که درطایفه راکی مالملی ماندگار شدند و از تش مهدی تیره کوراوند راکی مالملی محسوب میگردند و بی بی ماه پری را به عبداله خان فرزند تشمال آالهی راکی شهنی دادند. و محمدعلی خان درزمان زندیه بعد از پدر بعنوان رییس و ریاست ایل راکی منصوب و دارای قدرت و مکنت وجا گردید و وی دارای ۹ فرزند پسر بودند که بعد از ایشان سلسله مراتب از کلانتران راکی مالملی بودند .

وخویشاوندیهای دیگر طایفه احمدمحمودی عالی انور و وابستگی آنان با خاندان اولاد راکی مالملی .

« دختر محمدیوسف خان بنام بی‌بی شهربانو همسر ملاآقاسی خان فرزند محمدعلی خان راکی مالملی از تیره اولاد بود »


« دختر محمدعلی خان راکی مالملی بنام بی‌بی ماه بیگم معروف به بی بی ملا همسر آباقی فرزند محمدیوسف خان بود "

« دختر شاه حسین خان بنام بی‌بی شرف همسر مراد خان فرزند محمدعلی خان راکی مالملی بود »

...

درباره طایفه سادات عمرو یا ورگمد  دربختیاری بیشتر بداینم

طایفه سادات عمروئی معروف به شیوخ عمروئی یا شیوخ ورگمد دربخش پشت کوه شهرستان الیگودرز به طرف جاده امامزاده ممدحسن در روستای سوزر واقع دربخش بشارت الیگودرز سکونت دارند.

( روستای سوزر ازتوابع شهرستان الیگودرز بخش بشارت در75کیلو متری جنوب شهرستان الیگودرز واقی شده است این روستا از دو بخش سوزر سفلی وسوزر علیا تشکیل شده است
روستاهای اطراف سوزراپرچل ودره چی وتنگ تاف وزیبا وگله گاه میباشند
تعداد خانوار 30خانوار
تعداد جمعیت 300نفر

تقریبا 70درصد طایفه در شهرستان دزفول ودیگر شهرهای کشور زندگی میکنند که همواره بجهت زیارت وسرکشی به املاک خود رفت آمد مداوم دارند)

روستای سوزر قدمت چندین هزارساله دارد تقریبا هزار سال پیش ساکنان حقیقی سوزر طایفه کهن آسترکی بوده اند این طابفه توسط ترکها به اسارت گرفته شده بودند و گروهی از مردم تکلو که تاجر بودند وبه قسط تجارت از سحرای موته میگذشتن توسط ترکها اسیر شدند اقا امامزاده افضل الدین سید عمرابن گیمد معروف به ورگمد
بادرگیری باترکان کلیه مردم استرکی را ومردمان تکلو را نجات داده
بزرگ مردم تکلو که انور شیرازی بود به سفرخود ادامه داد وبه شهر کاشان رفت ازطرفی ابراهیم ابن صالح وخورشید ابن جمال آسترکی و حسن ابن شهرمیر شیرازی و دونگ کلیه اراضی سوزر که همان چال سوزر میباشد را به ایشان وقف کرده است ( طبق سندقدیمی که موجوداست )
وهرساله مقداری ازمحصولات خودرا بعنوان خمس به اولاد امامزاده پرداخت میکردند
و تااینکه مالکیت روسنای سوزر به طایفه بلفایی رسید .

و این طایفه یعنی سادات که این محلِ اصلی و سکونتگاهشان بوده ودر کنار جد بزرگوارشان افضل الدین سید عمر ع گیمد که حدود هزار سال قدمت دارد سکونت دارند ومحل ییلاقی آنان محسوب میگردد .

این طایفه برروی سنگ نوشته ها که موجود دارند وبه تاریخ چند قرن پیش میرسند به وارثان عمر ع بالقبهی عمروئی ودر دست نوشته های هزار ساله به سادات عمروئی ویا سادات ورگمد ویا وارث عمرگیمد معروف هستند .

طایفه سادات ویا در عنوانی که به شیوخ هم معروف هستند دارای یک سفرنامه و وقفنامه به طول چهارمتر ونیم که در مورد شخصیت جد بزرگوارشان هست دارند .

و از کنار امامزاده شاهزاده احمد وروستای لیوس دزفول تا مرز اصفهان والیگودرز وحتی شهرهای باستانی نامعلوم مثل دورق و دورک ومقبل صاحب اراضی موقوفه بوده وهستند ومردمان یا طایفه عیسوند بختیاری بخش بزرگی از طوایف ایل میوند بختیاری میباشند که دراین محل سکونتگاه قدیمی دارند . و حتی نقل است که طوایف بختیاری ساکن دراین محل ها با توجه به اعتقادی که داشتند هرساله میباست خمس طایفه سادات عمروئی را بدهند ....

(امامزاده ورگمد داماد قائد عزیز تونی بوده
فرزندانش 6تن به نامهای سید علی سید فضل الله سید بادران سید سلیمان سید صالح وسید عبدالله بوده اند سید عبدالله فرزندکوچکش بعدها با صائمه بنت امیر حسام الدین ابن داوود حامدی ازدواج کرده
وطایفه سادات ورگمد از سید عبدالله بوجود امده است این طایفه که از شجره مادری به طوایف میوند میرسند وتقریبا حدود 200سال است بخاطر همجواری و وصلتهای قوم وخویشی که باایل زلقی داشته جز ایل زلقی محسوب شده است ویکی از طوایف زلقی باب هستند . و خود یک طایفه میباشند وزیر مجموعه هیچ طایفه ای نیست )

منبع نوشته ها :

از جناب آقای نورعلی مرادی عمرو از سادات ورگمد

نسب نامه خانواده علی صالح خان بختیاروند

" نسب نامه خاندان علی صالح خان بختیاروند .

اسکندرخان دوم بختیاروند سه فرزند پسر داشتند :

علی صالح خان اول و محمد یحیی خان که جد علی صالح خان دوم میشود و آدینه خان معروف به ملا آدینه مستوفی نادرشاه بوده وجد حضرات یا تیره مش مرداسی نیز ازبزرگان بختیاروند میباشد .

مورد اول نسب نامه :

نسب نامه خاندان علی صالح خان بهداروند

علی صالح خان اول فرزند اسکندر خان بوده که نسلی جایش،نماند وی را درتاریخی ذکر میکنند بتاریخ ۱۱۶۳ قمری از طرف پسر نادرشاه نامه ای خطاب به علی صالح خان بختیاری می نویسد . ومیتوان گفت درآن زمان بزرگان بهداروند به بختیاری خطاب میشدند .

علی صالح خان دوم فرزند علی رضا خان بختیاروند فرزند محمدیحیی خان بوده که در سال ۱۲۴۸ قمری فوت نمود وقبرش در شهر شهرک یا شهر کیان شهرستان شهرکرد میباشد .

فرزندان علی رضاخان : ازتیره عالی جمالی بهداروند

علی صالح خان دوم - سلیمان خان- کاظم خان - و ....

فرزندان پسرعلی صالح خان :

مرثضی قلی خان - حسن خان و ........

فرزندان دختر علی صالح خان :

بی بی شاه پسند ( شاهی جان ) را درسال ۱۲۳۵ قمری در تهران به همسری جعفرقلی خان دورکی درآوردند که حسینقلی خان وامامقلی خان و مصطفی قلی خان را داشت .

و بی بی ماهی جان همسر آمیتی قلی خان از تیره پل طایفه آسیوند فرزند آصیدمراد خان آسیوند بود

وبی بی صاحب جان همس علیخان فروزنده شهرکی چهارمحالی بودند.

و بی بی خاتوتن جان معروف به ملا بی بی همسر جهانگیرخان بابادی عالی انور بوده .

فرزندان کاظم خان فرزند علی رضاخان :........

خوانندگان وعلاقمندان عزیز :

درادامه نسب نامه دراین جهت مارایاری فرمایید واطلاعات خودرا دراین زمینه ارسال نمایید . با سپاس

شرحی برنسب نامه  خاندان موسی خان عکاشه بابادی یا  گاشه

درباب کشف النسب خانواده عکاشه بابادی که بعدها از همین نام تشکیل طایفه عکاشه بابادی گردید که خود به چند طایفه وتیره منشعب میگردد درباره خاستگاه این خانواده به نقل از اسکندرخان عکاشه از نوادگان موسی خان بزرگ گفته شده از پیش در بخش خانمیرزا وگندمان ساکن بوده اند در ارتباط با عکاشه معروف در بختیاری از دیر باز به شیخ بادآورد مشهور بوده که عنوانی است متناسب با متصوفه واهل طریقت و خود را از اصحاب پیامبر میدانند که ایشان گفته اند کشکول داشته اند و بنا بر دست به دست شدن زیاد از بین رفته است وباز آنطور که اسکندر خان عکاشه ضغیم الدوله فرزند حبیب الله خان عکاشه در کتاب خود میگوید آنچه از معمرین طایفه از باب نسب واجداد واحفاد به ایشان رسیده اینطور می گویند که نسب این خانواده به شیخ بادآورد یا شیخ محمدرضا می رسد اسکندرخان فرزند حبیب الله خان فرزند اسدالله خان فرزند موسی خان فرزند اسدالله خان فرزند مهدیخان فرزند شیخ باقرخان معروف فرزند شیخ محمدرضا فرزند شیخ عبدالله فرزند شیخ مهدی که بعد از چند نسل دیگر به شیخ محمدرضا اول یا شیخ بادآورد می رسند .

و این طایفه وقبیله امروزی که مسمی به بابادی است وفانی ازاین طایفه شمرده می شوم بابادی اصل وفرع با توابع یک قسمت هفت لنگ بختیاری است ......که به پنج تیره بزرگ منشعب میگردد ۱ـ عکاشه ۲ـ عالی انور ۳ـ راکی ۴ ـ گله ۵ ـ مُلمی اکنون ازاین پنج تیره شعوب عدیده برخاسته میشود وی در قسمتی دیگر از کتاب خود میگویند که این طایفه کشکول هم دارند ولی بعد از مدتی از میانه نابود ومفقود گردیده واین قبیله وعشیره بنده که امروز بابادی موسوم ومنسوب می شود از نسل همان شیخ باد آورد هستند این بادآورد از کثرت استعمال الفاظ لری به بادی و به تدریج و مرور دهور بابادی شد که همین بابادی حالیه است واین سلسه وقبیله تبادی ازمنه دو شعبه شدند یک شعبه موسوم بابادی عکاشه که همین عکاشه عرب باشد وبه زبان الوار گاوشه خوانند وشعبه دیگر عالی انور وراکی و ململی وغیره ها است وفامیل بنده اسکندرخان از بابادی عکاشه محسوب می شوند واجداد وآبا فانی برعموم طوایف بابادی از سابق رییس وفرمانروا بوده اند نشیمن ایل بابادی جاسون ( محلی است در گرمسیر قشلاق عشایر است) وحوالی اندیکا بوده است وپس از شیخ باد آورد به چند پشت دیگر که از جمله شیخ مهدیخان وشیخ عبدالله و چند نفر دیگر ازاین سلسه را تا عهدشیخ باقرخان که به لقب خانی نایل شد ومیگوید که حالات وکردارشان درست معلوم نیست وکسی ندیده است .......

شیخ باقرخان که پسر شیخ محمدرضا ثانی یا ثالث باشد مردی شجاع و زبر دست وسواری دلیر وقوی پنجه میتوان گفت که در بختیاری نظیر نداشته وچنان اتفاق افتاده است زمانی که مابین چهارلنگ وهفت لنگ عداوت حاصل ونایره قتال وجدال مشتعل بود فی الجمله پس از جنگی که امتدادش به هفت شبانه روز به درازا کشید عبدالخلیل آقا که یکی از اجداد خوانین معظم وسرداران اعظم وحالیه بختیاری است ماکه فعلا هفت لنگ وچهار لنگ بلکه تمام ایران را مسخر ومنقاد نموده اند مقتول نمودندکه بعد از آن برادرش احمد آقا به خونخواهی برادر برعلیه چهار لنگ برخاست ضمنا احمد وعبده خلیل فرزندان خسرو آقا بودند ـ در آن زمان که ایل بابادی از چند سو طلایه دار هفت لنگ بختیاری بودند خصوصا در منطقه کوهرنگ که دراین جنگ عالی معروف به عالی چپ چهارلنگ بعد از نذر کردن یک میش که شیخ باقرخان عکاشه را بکشد ولی با شروع جنگ که با شیخ باقرخا ن روبرو گردید گفت یک گاومیش نذر میکنم که از دست وی در بروم ولی دراین جنگ عالی چپ بدست شیخ باقرخان کشته میشود واردوی چهار لنگ شکست خورده وتا کوه آسماری رفتند که حالیه اولاد همان عالی مشهور وخانواده معروفی هستند ومحلشان در هلایجان مالمیر است واز شعبه کینورسی هستند ومرحوم محمدتقی خان چهارلنگ نیز از همان طایفه می باشند

(منبع کتاب تاریخ ایل بختیاری اسکندرخان عکاشه بابادی )

اسکندرخان دراوایل کتاب نقد کرده ه کشف النسب تیره های بابادی عکاشه را معین میکنم واز این قرار هستند

۱ ـ طایفه خدر که خود فامیل بنده هستند ۲ ـ طایفه مراد ۳ ـ طایفه مویی ۴ـ طایفه کلا ۵ ـ طایفه آلونی ۶ـ طایفه شهرویی ۷ـ طایفه کربلایی حسن ۸ ـ طایفه کوشکی ۹ ـ طایفه دینارعالی

ملحقات طوایف مزبور بدین شرح هستند

۱ ـ طایفه جاوی ۲ ـ طایفه میرزاوند ۳ ـ طایفه کاشهویی ۴ ـ طایفه کید ۵ ـ طایفه ونکی ۶ـ طایفه میلاسی ۷ـ طایفه سادات که درپای مرقد امام زاده سلطان ابراهیم در دوراهان هستند

ضمنا طایفه جاوی که نام برده شد در عصر شیخ باقرخان از جاوی بکشی ممسنی مجزا شده ودر بختیاری آمده اند وساکن شده اند وجز عکاشه بابادی هستند .

نسب نامه این خانواده که در تاریخ دهم خرداد یکهزار وسیصد ونود و شش خورشیدی برداشت شده ونیاز به ارایه مدارک خوانندگان وعلاقمندان تاریخی دارد از این قرار میباشد

ـ شیخ بادآورد یا شیخ محمدرضا ـ شیخ مهدی ـ شیخ عبدالله ـ شیخ محمدرضا دوم ـ شیخ باقرخان ـ شیخ مهدی خان ـ اسدالله خان اول ـ موسی خان ـ اسدالله خان دوم ـ حبیب الله خان

شرح نسب نامه این خانواده از شیخ مهدیخان بدین قرار است :

فرزندان شیخ مهدیخان :اسدالله خان اول ـ کریم خان ـ شیخ بهرام ـ شیخ شریف

کریم خان فرزند شیخ مهدیخان دو دفرزند دختر بنامهای بی بی ماهزاد و بی بی گل زاده ـ بی بی ماهزاده همسر ظهراب خان دورکی بوده مادر محمدحسن خان دورکی ـ وبی بی گل زاده همسر شهبازخان جانکی بوده که سه فرزند پسر بنامهای شاهرخ خان و حیدرخان وعلی گداخان داشته است .

فرزندان اسدالله خان اول : ( ایشان بسال ۱۲۱۸ ه ق در گذشته )موسی خان ـ علیمیرزاخان ـ محمدفتح الله خان ـ آقامحمد خان ـ احمدخان

که چهار فرزند اول مادرشان دختر شاهعلی از طایفه مویی عکاشه بوده و مادراحمدخان دختر چراغ خان احمد مهمدی بابادی بوده .

منبع : تاریخ بختیاری نوشته اسکندرخان عکاشه

ادامه دارد

معرفی و شرحی بر تیره های طایفه راکی مالملی

طایفه راکی مالملی ازطوایف راکی باب هفت لنگ بختیاری محسوب می گردند از طوایف هم سو وسرشناس بختیاری طوایف راکی باب است و در مجموع منشعب به ایل بابادی هستندکه در حماسه های تاریخ بختیاری نقش بسزایی داشته اند ازجمله مردان بزرگ این طایفه میتوان از آنصرالله خان تاجمرادی نام برد که در قیام مشروطه ایران نقش بسزایی ایفا نمودند و همچنین به همراه بزرگان طایفه راکی مالملی و کدخدایان آحمزه علی آقاسی و آیاور مرادی در جنبش ابوالقاسم خان بختیار حمایت و نقش داشتند . طایفه راکی مالملی اززمان تقسیم بندی بختیاری به دو ایل هفت لنگ وچهار لنگ که در زمان شاه طهماسب میرزا صفوی بوده از تیره ها وتش های مربوطه تشکیل شده است این طایفه در نقاط اندیکا ـ شلا ودشت گل سکونت داشتند واز حدود ۱۲ نسل پیش در دهستان ایوه یکی از مناطق باستانی و تاریخی ایذه سکونت دایمی اختیار نمودند که این منطقه دارای چشمه های پر آب و باغات و زمینهای آبی ودیمی فراوان بوده که متاسفانه با آبگیری سد کارون ۱ این محل به کلی به زیر آب دریاچه سد رفته وتنها جاهایی که باقی مانده روستاهای کوهپایه میباشند که درحال حاضر عشایر این طایفه در آن محلها سکونت دارندوجمعیت این طایفه در شهرستان ایذه واستان اصفهان وچهارمحال وبختیاری ساکن هستند تیره ها وتشهای این طایفه به شرح ذیل میباشند ـ

۱ ـ تیره اولاد : که از چهار خانواده که معروف به اولاد تاجمیرخان پاپی هستند بنامهای اولاد شهریارخان- اولاد علی صالح خان ـاولاد محمدعلی خان ـ اولاد آعلیرضا تشکیل شده در باب نسب اولاد تاجمیرخان ازاین قرار است که ایشان بسال ۹۷۱ ه ق به همراه عده ای از برادران وعموزادگان خود از لرستان کوچک به لرستان بزرگ در اندیکا می آیند ایشان از خوانین بزرگ ایل پاپی بوده که براثر نزاع فامیلی از آ ن محل کوچ ودر ایوه سکونت اختیار میکنند ونظر به شایستگی ومنشی که داشتد ودر نزد حکومت آن وقت (صفوی ) شناخنه شده بودند به ریاست طایفه راکی مالملی منصوب میگردند ونسب این خانواده ازاین قرار است ـ کج کلاه خان ـ امیرتاجمیرخان ـ کدخدا مرادخان ـ آمحمد ـ آکلبعلی و از آمحمد وآکلبعلی به بعد خانواده اولاد به چهار خانواده تشکیل شده که تشکیل تیره اولاد را داده اند .

۲ ـ تیره کوراوند : تیره کوراوند خود به ۷ تش بنامهای علی شهوند ـ امیدوند ـ اولاد زمان ـ جافر مقصودی ـ کوشار ـ مهدی ـ سلیمانوند تقسیم میگردد درباب اصل ونسب هرکدام از این تشها این چنین است که علی شهوند وامیدوند واسی و جافر مقصود وخانواده هایی از کوشار به نقل ازبزرگان آن تیره به سال حدود ۹۷۰ ه ق از ولایت لرستان کوچک آن زمان به ولایت لرستان بزرگ درقریه ایوه ونقاط حومه آ ن آمده وسکونت دایمی اختیار کردند که نسبشان به لرستانی تبار میرسد ضمنا یک خانواده از کوشار نسبشان جز مشایخ شاه البرز بوده که همان خانواده شاهین معروفند

_ تش علی شهوند و امیدوند و اولادزمان که از ورثه شخص کورا لرستانی هستند .نسبشان تا کورا بدین قرار است

علی شه و امید وجمال که پدر زمان باشد هرسه نفر فرزندان شوسه فرزند اوسه فرزند میرگپ فرزند غالب فرزند رستم فرزند کورا لرستانی بودند

ــ تش مهدی ( مهدیپور ) : این تش ازدو کربو یا اولادی تشکیل شده اند ۱ - اولاد مرحوم ملا خداداد فرزند حاجی آقا ازچهارلنگ محمودصالح ( معروف به ملا خداداد راکی مالملی) دوفرزندپسر بنامهای گدا و علیمردان داشته اصل ونسبشان به چهار لنگ محمود صالح میرسد ـ که حدود سه قرن به ایوه آمده اند.

۲ - اولاد میرزاخون ( میرزاخون فرزند سکندر یا سخندر فرزند باقر فرزند مرتضی فرزند محمدقلی ) که اصل ونسب این خانواده به چهارلنگ کیان ارسی( کینورسی )میرسد که میرزاخون دو فرزند پسر بنامهای رضاقلی وحسینقلی داشت ـ حسینقلی درجنگ دزشهی بسال ۱۳۱۰ هجری قمری کشته میشود که فقط دوفرزند دختر ازوی بجا ماند .(گوینده استاد رحمان مهدیپور)

ـ تش سلیمانوند : تش سلیمانوند که خود دارای چهار کربو بوده اصل ونسبشان وهمان جدشان شخصی بنام حسینقلی معروف به چرکس میباشد ودرحدود سه قرن پیش در بخش ایوه و در قریه گلزار سکونت یافتند .

۳ ـ تیره لیموچی : تیره لیموچی نیز به این تشها منشعب میگردد باچی ـ اولادعباس _ اولاد صفر ـ اولاد نجف نصیر ـ بنیادوند - اولیشی که در اصل اولیشی،خود یک تیره از مالملی محسوب میگردیده

تش اولاد عباس و باچی که اصل ونسبشان طبق گفته بزرگان خود جدشان شخصی بنام شمس الدین پسر خواجه مگو از خواجه های موگویی به سال حدود ۹۷۰ ه ق از ایالت ازنا والیگودرز یا همان ولایت لرستان کوچک مهاجرت نموده ودر ایالت لرستان بزرگ در منطقه ایوه سکونت اختیار می کنند وتش بنیادوند جدا ازتیره لیمچی اصل ونسبشان به شخصی بنام امیرالدین لجمیراورک - آراحمد یا محمود شاه - ملا هیبت الله - محمدخان - ملا مراد - ملا عباس - ملا بیناد میرسند که ملا بنیاد پعنج فرزند پسر بنامهای ملاکوتاه و ملاعوض و محمید ومحمدعلی داشته اند وتشکیل تش بنیادوند را داده اند و حدود ۱۲ نسل یا بیشتر از طایفه لجمیراورک جدا ودر کنار طایفه راکی مالملی سکونت دائمی اختیار میکنند که در اصل راکی مالملی هستند .

۴ ـ تیره سلح چین : تیره سلح چین نیز به پنج تش منشعب میگردد ـ مدبهدار یا محمد ـ سمالوند یا اسماعیل ـگاهی یا خسرو گاوی ـ اوستا یا استاد بابا ـ بهلول

این تیره وخانواده ها اصل ونسبشان به ایل چهارلنگ خواجه مگو میرسد که جدشان شخصی به نام محمد به سال حدود ۹۷۱ ه ق نیز از ایالت لرستان کوچک از ازنا والیگودرز به ایالت لرستان بزرگ به قریه ایوه ورگ منار درمسجدسلیمان مهاجرت نمودند که جز یک تیره از طایفه راک مالملی محسوب میشوند اصل ونسب چهار خانواده به غیر ازاوستا به قرار ذیل است خواجه شمس الدین مگو ـ باقر ـ زینل ـ سمال ـ هیبت الله ـ زیلاب ـ محمد ـ خواجه باندر ـ محمد ـ که اینطور از بزرگان نقل شده اینان فرزندان محمد بوده اند ولی جد خانواده ای از اوستا به نقل از بزرگان این فامیل از شخصی بنام سوایی یا صاحبی که ازچهارلنگ حموله بودند برخواسته اند که ایشان هم از سه قرن پیش در کنار طایفه راکی مالملی سکونت اختیار نموده اند .

۵ ـ تیره دویت عرب :اولاد مسیح - اولاد نصیر - اولاد کویر

که اصل ونسبشان به شخصی به نام شیخ فردوس میرسد

۶ ـ تیره حلوایی :عالیوند(عالیشوند) - غلامشاهوند -پاپاوند -شاهقلیوند

عالیوند (اولاد احمد- اولاداسعد - اولادمهمد)

۷ ـ تیره نظروند : از چهار اولاد تشکیل شده اند .۱_ ولاد الله وش شامل خانواده های(اولادمحمدرفیع _ا ولاد علیقلی _اولاد محمدزمان_ اولاد محمدشفیع _ اولاد محمدزکی) ۲_ اولادسیاه یابارون ۳_ اولادبهرام ۴_ اولاد مسیح

۸ ـ تیره صفروند : .............................

۹ ـ تیره صالحوند :اولاد صحنعلی _اولاد غلامعلی _ اولاد مراد _ اولاد علی سینا _ اولاد شکرخدا _ اولاد رخمان

مابقی شجرنامه ادامه دارد

درباره خانواده های پرچمی ساکن درشهرستان ایذه بیشتربدانیم

درباب نسب خانواده های پرچمی ازاین قرار می باشد که نقل است آاسکندر راکی برجویی فرزند آقامراد راکی برجویی ازتیره قاسموند برجویی ایشان در کنار طایفه احمد خسروی می آید ( که در باب جد حضرات احمد خسروی احمد آقا فرزند خسرو آقا فرزند غالب آقا فرزند حیدر پاپی که یک شاخه از خانواده همان حیدر میباشند ودورکی باب محسوب می شوند ) آاسکندر راکی برجویی همانطور که گفته شد در کنار این خانواده سکونت اختیار می کند وبا خواهر عزیزالله خان احمد خسروی ازدواج می نماید که از ایشان صاحب فرزندانی میشود و این خانواده در آن زمان به خانواده " میرزا " معروف میگردند که انجام کارهای اداری و مکاتبات خوانین را در دست داشتند وهمچنین چند نفر ازاین فرزندان از شخصیتهای فرهنگی وایلی بوده اند و به میرزا لقب یافتند ازجمله نوادگان و فرزندان ایشان میتوان از میرزا مراد پرچمی ـ میرزا علیمردان پرچمی ـ میرزا امیر پرچمی ـ میرزا علی خان پرچمی ـ میرزا ستار پرچمی ـ میرزا علی پناه پرچمی ـ میرزا اسماعیل پرچمی را نام برد و ضمنا این خانواده ها در شهرستان ایذه سکونت دارند .

(برگرفته ازتاریخ بختیاری نوشته آقای عبدالعلی خسروی قائد بختیاری )

مروری بر طوایف  ایل بهمئی

ایل بهمئی یک مجموعه پدر تبار است ودرنهایت ازنظر نسب شناسی به یک نیای مشترک میرسد. ازآنجائیکه باگذشت زمان وازدیاد جمعیت ایل بهمئی دارای طوایف گوناگونی گردیده است مادراین مجال سعی خواهیم کرد شناخت درستی از طوایف بهمئی بدست آوریم. 

 

"بهمن " جدمشترک بهمئی ها دارای دوفرزند سرشناس ومهم به نامهای احمد ومهمد( محمد ) بوده است وهرکدام پایه گذار یک طایفه بزرگ در ساختار کنونی ایل بهمئی شده اند، به گونه ای که طوایف احمدی ومهمدی نام تیره خودرااز جد مشترکشان به ارث برده اتد .البته ممکن است بهمن فرزندان دیگری هم داشته اما به دلایل مختلف مانند مرگ ومیر ، نداشتن اولاد ذکور، عدم شهرت کافی وغیره از گردونه مناسبات ایل خارج شده باشند ویا فرزندانشان زیر مجموعه یکی از دوبرادر مهم تر قرار گرفته باشند در هر صورت ایل بهمئی برگرفته از تیره های ذیل میباشد.

ایل بهمئی : 1-تیره احمدی  2- تیره مهمدی

انشعابات تیره احمدی عبارتند از :  احمدی  و جلالی

احمدی : طایفه بیژنی- طایفه  بندری -طایفه بتنی- طایفه غیبی - طایفه ویسی - طایفه گهرئی - طایفه بالیاوی - طایفه بلواسی - طایفه تاکائیدی - طایفه شه مصیری - طایفه مشهدی مهمدی

جلالی : طایفه باولی - طایفه شوسنی - طایفه کمبری - طایفه شه نظری 

طوایف سادات وابسته به احمدی : سادات عباس - سادات میرسالاری - سادات رضا توفیق - سادات منگروری - سادات بابا احمدی ( شیوخ ) - سادات یوسفی 

-تیره مهمدی : 

طایفه عالی مهمد - طایفه نوروزی - طایفه خلیلی - طایفه مهمد یسا - طایفه نری یسا - طایفه کج کلاه - طایفه کمایی - طایفه بناری .

طایفه علاالدینی : طایفه شیخ - طایفه محمد - طایفه خاجمیر - طایفه قنبر - طایفه میر احمد - طایفه نعمت الهی 

انشعابات ایل علاالدینی عبارتند از : 

دهه خاجمیر : دهه مراد، دهه گنجعلی ، دهه سجادی 

دهه شیخ : دهه سهو ، دهه مرادی ، دهه لطفعلی، دهه حسنعلی ، دهه بخشعلی 

دهه محمد : دهه رضا ، دهه مهدی ، دهه مهمید ، دهه مهدالی ، دهه کاظمی ، دهه احمدی 

 دهه قنبری : دهه نقدی ، دهه شکر، دهه صیدال ، دهه یارامیر، دهه آقانظر ، دهه علی نظر ، دهه سبزعلی ، دهه ملا محمدعلی ، دهه کربلایی جانی

دهه میراحمد یا بلواسی : دهه نکروز ، دهه باقری ، دهه بلاوالی ، دهه جولان ، دهه رحمالی ، دهه علیرضا ، دهه محمد سلیح

دهه نعمت اللهی : دهه برقی ، دهه  هادی ، دهه چاکی ، دهه فتحعلی ، دهه ششول

توضیح اینکه دهه ها سنگ بنای ساختار ایل بهمئی بوده اند و هر طایفه وتیره به دهه های مربوط به خود تقسیم میگردیده

ادامه دارد................... 

- عمده مراکز سکونت ایل بهمئی در غرب استان کهگیلویه وبویراحمد وشرق استان خوزستان میباشد .

- تعدادی از بهمئی ها در زمان حکومت زندیه به منطقه مرودشت شیراز کوچانده شدند .

- عمده این ایلات در شهرستان بهبهان بخش شهر سلک ( سیکک ) یا لی کک وبخشی از شهرستان باغملک بخش میداود وتوابع آن ساکن هستند، ازجمله در روستاهای ده صفر - ده کلو - هفت تپه درمسیر جاده بهبهان به رامهرمز سکونت دارند.

طایفه خلیلی وکج کلاه و بناری به همراه شاخه های خود طوایف کمایی ، مهمدیسا، نری میسا، درمناطق وسیعی از شمال غرب و غرب خاک بهمئی وهمچنین توابع شهرستانهای باغملک، رامهرمز، در مجاورت طوایف ایل جانکی بختیاری ازجمله شهر صیدون ، وباغملک ، اجل ، تلاور، گندمکار، سرتوچ، سردره، شاهزاده عبدالله ، دره بیناب، سولک، چاردره، رودزیر، میداود، سرله، پتک جلالی ، دیدونی، شاه ابوالقاسم ، وغیره استقرار وسکونت دارند، 

منبع : برگرفته ازتاریخ ایل بهمئی 

نسب نامه تیره های  طایفه راکی مالملی

شجرنامه تش های تیره کوراوند:

در شرح اصل ونسب وشجرنامه این تشها ( علی شه وامید و جمال فرزندان شوسه ) ازاین قرار است که جد بزرگشان فردی بنام کوراا لرستانی بوده اند حدودا به سال ۹۷۰ ه ق از ولایت لرستان کوچک به ولایت لرستان بزرگ در منطقه اندیکا درکنار مال مله ای یا طایفه راکی مالملی سکونت اختیار کردند که بعدها با کوچ نمودن دائم طایفه راکی مالملی در منطقه دشت گل و ایوه سکونت دائمی اختیار نمودند. شرح این خانواده چنین است که از کورا فرزندی بنام رستم و. از رستم فرزندی بجای ماند بنام غالب و از غالب فرزندی بنام میرگپ بجای ماند واز میرگپ فرزندی بنام اُسی و از اُسی فرزندی بنام شوسه بجای ماند واز شوسه سه فرزند پسر بنامهای امید و علی شه و جمال و چند دختر بجای ماند .

همچنین از زمان تقسیم بندی طایفه راکی مالملی تیره کوراوند را به به هفت تش منشعب کردند که عبارتند از :

- علی شهوند - امیدوند- اولاد زمان فرزند جمال ـ سلیمانوند ـ جافرمقصودی - مهدی - کوشار دراصل این چهار تش از تش های اولاد شوسه جداگانه و فقط جز کوراوند محسوب میگردند

و در شرح خانواده کورا بدین قرار است :

کورا - رستم - غالب- میرگپ - اُسی - شوسه

( و در بابی طبق شجرنامه آرضی محمدی ازاولاد زمان حضرات اولاد زمان نسبشان بدین قرار هست کمانروا ـ کورا - رستم - غالب- میرگپ - شوسه - اوسه - جمال - زمان . و زمان دوفرزند بنامهای محمد و علی داشته که تشکیلل اولاد زمان را داده اند .)

فرزندان شوسه : علی شه (علی شهوند)- امید و شاه محمد ( امیدوند) و زمان (اولاد زمان که دربالا نسبشان شرح داده شد )

1- فرزندان علی شه یا تش علی شهوند :

برخوردار- فرخه زار- مولی -القاس _ مرتضی _ مصطفی

برخوردار(اولادبرخوردار)-اولاد مولی(امینی)-اولادفرخه زار(شکر)- اولاد معنا(القاس)

_ اولاد مرتضی :ساکن در شهر جونقان هستند . با فامیل احمدی وامینی هستند

_اولاد مصطفی : ساکن در شهر چرمهین هستند . با فامیل امینی و معروف به اولاد حسین نیز هستند .

- مصطفی و مرتضی : در معرفی این دو خانواده یا اولادی که مصطفی و برادر دیگرش بنام مرتضی ازحدود دوقرن پیش از طایفه راکی مالملی جدا شدند والان که این دوخانواده حدود یکهزار خانوار میباشند اولاد مصطفی ساکن در جونقان هستند و اولاد مرتضی یا اولاد حسین ساکن در چرمهین از توابع شهرستان زرین شهر میباشند و حتی آنطور که از بزرگان این خانواده ها نقل شده یک آسیاب بزرگی در محل جونقان بوده ودر حال حاضر جز میراث فرهنگی شهرستان جونقان است معروف به آسیاب راکی که درآن زمان متعلق به مصطفی بوده ....

2- فرزندان: امید (امیدوند) یا تش امیدوند : محمد ونوروز

فرزندان محمد : جابرخان و شامصیر و کربلایی طاهر و ظاهر

فرزندان نوروز : صفر و ابراهیم و هاشم

3- فرزندان زمان یا تش اولاد زمان فرزند چمال :

اولاد محمد - اولاد علی

ودر ارتباط با چهار تش دیگر که جز تیره کوراوند هستند یه شرح ذیل نیز نسب و ریشه فامیلی ٱنها جدا ازهم بوده که در مبحث معرفی تیره های مالملی قید شده است .

4 -فرزندان سلیمان یا تش سلیمانوند که سلیمان فرزند چرکس بوده است که پنج فرزند پسر داشتند :

همسراول سلیمان بنام بی بی ماه بی بی دختر علیمردان فرزند ملاخداداد راکی مالملی ازتش مهدی بودند که فرزندان پسرش که یک پسر بودند بنام کربلایی قربانعلی بوده .

همسر کربلایی قربانعلی سلیمانوند هم دختر حبیب الله تقی برادر امید. بودند

همسر دوم سلیمان بنام بی بی ... دختر. مجمد فرزند امید از تش امیدوند بوده که چهار فرزند پسر بنامهای کربلایی رضا و مشهدی داود. و مشهدی امامقلی و امیرخان بودند .

اولادکربلایی قربانعلی - اولادکربلایی رضا- اولاد مشهدی داود- اولاد مشهدی امامقلی - امیرخان

5- تش مهدی که معروف به تش مهدی راکی هستند :

اولاد ملا خداداد فرزند حاجی آقا - اولاد رضاقلی یا ملا مرتضی

6 - تش کوشار :

اولاد چراغ - اولاد شاهی - اولادشاهمراد - اولاد عوض و اولاد شاهی دوبرادر بنام شاهین وشهاب بودتد و شاهی ازتش کوشار بودند و شهاب یک خانواده از مشایخ البرز میشود .

7- تش جافرمقصود راکی مالملی:

1 اولادجافرخان ۲- اولاد بابایوسف ۳- اولاد غلامعلی ۴- اولاد فریدون هستند ۵،- اولاد کربلایی حسین

- بابایوسف و غلامعلی فرزندان نجف فرزند تاج الدین فرزند سخندر فرزند کاظم بودند . وفات تاج الدین بسال ۱۱۵۸ قمری بوده است

و اولاد جافرخان - اولاد بابایوسف _ اولاد غلامعلی _ اولاد فریدون (که این سه فرزند پسران تاج الدین بوده اند و تاج الدین فرزند اسکندر یا سخندر و اسکندر فرزند کاظم بوده همسر اسکندر یا سخندر از طایفه بامدی دورکی بود _ اولاد کربلایی حسین .

همسر بابایوسف بنام بی بی جان دختر سلیمان فرزند چهل کس یا حسینقلی بوده . بابا یوسف فرزند مرحوم نجف بود ومادرش بنام بی بی حوی دختر خداوردی کیان ارثی بوده .

فریدون دوفرزند داشت بنامهای سخندر و محمد

. وسخندر یک دختر داشت و محمد یک پسر داشت بنام فریدون .

بابا یوسف چهارپسرداشت بنانهای کربلایی تمبر - باندر - علی قاسم - ابوالقاسم .

ابوالقاسم ۵ فرزند دختر داشت :

بی بی نازدار همسر سلطانعلی سلیمانوند

- بی بی گلی همسر سوار سلیمانوند راکی مال ملی

- گوینده ملا فاضل یا کناری کوراوند و مشهدی غلامعلی زمانی کوراوند و مهندس مجید کوراوند فرزند مرحوم عبده صالح )

سادات وابسته به ایلات بختیاری

1

 

سادات وابسته به ایلات بختیاری :

 سادات شاهزاده سلطان ابراهیم – سادات سید احمدفداله – سادات سید احمد کبیر – سادات حسینی شهپیر – سادات سید صالح – سادات شاهزاده عبدالله – سادات مومد حسن (محمدحسن) – سادات شیخ رباط – سادات امامزاده بویر- سادات شاه البرز-سادات شاهزاده احمد(ملقب به شیرمرد)

سادات شاهزاده سلطان ایراهیم :

مرقد این امام زاده در شمال غربی شهرستان ایذه در کارتا واقع است باتوجه به اینکه این امامزاده زوار زیادی دارد زوار جهت ایاب وذهاب ازدومسیر تردد می نمایند یکی از مسیر رودخانه سد کارون 1 که از سوسن و این مسیر را با قایق طی میکنند مسافت این مسیر تا امام زاده حدود یک ساعت است ، مسیر دوم از جاده کوهستانی که از ایذه بطرف بخش ایوه میرود واز این مسیر پس از مسافتهای طی شده از جاده کوهستانی حدود 65 کیلومتر را باید طی نمود و بعد از آن جهت زیارت امام زاده از طریق قایق تردد می نمایند ،این مسیر کوهستاتی باتوجه به خوش آب وهوا بودن و دسترسی به شط کارون 1 در فصل بهار مسافران زیادی را در خود جای میدهد.ساکنین کارتا  و حومه همه از سادات سلطان ابراهیم هستند .

تیره های سادات سلطان ابراهیم عبارتند از:

1 شمسی وند  2-  تاجدیوند

خانوده های شمسی وند عبارتند از:

اولاد کریم – اولاد رحیم – اولاد علی – اولاد شریف

خانواده های تاجدیوند عبارتند از :

اولاد هاشم – اولاد مرادعلی – اولاد روشنعلی – اولاد نوروز علی

سادات سید احمد فداله :

محل و مرقد این امام زاده در بخش شمالی شهرستان دزفول بخش سردشت وسپس بعد از آن بخش احمد فداله قرار دارد جهت دسترسی به این مسیر بایستی جاده کوهستانی بطول 120 کیلومتر راباید طی نمود تا به محل این امام زاده رسید ، قبلاً جهت زیارت زوار پای پیاده از مسیر کوهی بنام سالون کوه( این کوه محل سردسیرات سادات احمدفداله میباشد) تردد مینمودند که حدود چند روز طول می کشید تا زوار با پا پیاده این مسیر را طی نمایند . اکثریت سادات وابسته به این امام زاده در جوار وروستاهای همجوار سکونت دارند . که روستاهای وابسته به این بخش 17روستا میباشند (مرکی حاتموند- مرکی جعفروند – ......) عده زیادی از سادات در شهرستان اندیمشک ودزفول ساکن شده اند .

تیره های سادات احمد فداله عبارتند از:

تیره حاتم وند –تیره جعفروند- تیره ول وند-تیره شاه حیدری(پیرحیدر)

سادات سید احمد کبیر :

  محل و مرقد این امام زاده در جنوب غربی شهرستان ایذه در بخش ایوه در "روستای دراره " بوده که با آبگیری سد کارون 1 در سال 1356 ه . ش این منطقه به کلی زیر آب دریاچه مدفون گشته ، جهت تردد به این منطقه از بخش غربی ایذه بطرف دهستان تاکوتر و سپس مسیر بعدی روستای شمی و پس از طی مسافت 15 کیلومتر به آن منطقه وارد میشوید .این سادات محل سکونت فعلی درشهرستان ایذه – اهواز- درچندشهراز استان اصفهان ساکن میباشند .

تیره های سادات سید احمد کبیرعبارتنداز:

سادات حسینی شهپیر :

سادات سید صالح :

سادات شاهزاده عبدالله :

سادات سید مومد(محمد) حسن :

سادات شیخ رباط:

سادات امام زاده بویر :

 

*سادات شاه  البرز :

 مشایخ البرز : درتقسیمات طایفه ای یکی ازتیره های طایفه مالملی محسوب میشدند وپس از آن با توجه به مشکلات عدیده ای که برای طوایف بوجود میآمده ایشان هم از محل ایوه ترک مکان نموده وحدودا" دوقرن  پیش در سوسن ودر جوار طایفه بویری(اولاد حسن خانی )ساکن میگردند، وهمچنین نظر به دستور حکومت مرکزی جهت یکجا نشینی(تخت قاپو)به کلیه طوایف بختیاری، این مشایخ هم بعدها   در کوهپایه ای دهستان پیان ساکن  میگردند وزمینهای منطقه را خریداری نمودند .......، و ضمناً مرقد امامزاده شاه البرزکه این مشایخ از مریدان آن بوده و محل سردسیرات آنان است  در استان چهارمحال وبختیاری دربخش آلیکو میباشد.

 تیره های این مشایخ عبارتند از : نسب این مشایخ بدین شرح است : داود (دویت) ، فرزند ابولقاسم ،فرزند زید ......

فرزندداود (دویت): کربلایی حاجت

فرزندان  حاجت: رحمان - نجفقلی – عباس - حسین

اولاد رحمان – اولاد عباس- اولاد سلیمان – اولاد حسین(جابر) – اولادرمضان

(ضمناً جهت یاد آوری همسر سید غلام فرزند سید رحمان اول فرزند سید دویت یا داود از مشایخ البرز دخترآکوچک خان فرزند  آمحمدعلیخان راکی مالملی  بنام بی بی کوچک بود .

 ( ضمنا ازدواج اول دختر آکوچک خان  باآعبدالله درویشی ابن آملادرویشعلی خان فرزند آمحمدعلی خان پسر عموی خودش بوده که از آعبدالله هم دختری بنام بی بی  خانم یا کربلایی خانم  داشت که همسر امامقلی خان حاج ایلخانی بود   ) .......

 مشایخ البرز از چند اولادی یا تش تشکیل شده اند به نامهای اولاد رحمان - اولاد عباس - اولاد سلیمان - اولاد حسین - اولادرمضان 

  و همچنین کلهر که پدر بزرگ اولاد رمضان میباشد پسر برادر داود بوده که همین یک فرزندپسر باقی میماندکه تشکیل اولاد رمضان را میدهند  .

 

سادات شاهزاده احمدملقب به شیرمرد:

محل و مرقد امامزاده احمدکه معروف به شیرمرد میباشد ازلحاظ موقعیت جغرافیایی در استان چهارمحال

 وبختیاری شهرستان لردگان بخش فلارد درقریه کنج وشیرمرد واقع گردیده. سادات وابسته به این امامزاده ازلحاظ اسکان مکانی اکثریت این سادات در شهرستان ایذه روستای هلایجان سکونت دارند .و باتوجه به کوچ ایلات بختیاری در قدیم کوچ می نمودند این سادات نیز گرمسیرات در ایذه وروستای هلایجان و سردسیرات در قریه سیلگون ازتوابع اردل وهمچنین محل امامزاده احمد که منطقه ای سردسیری است سکونت دارند.

 

تش های وابسته این سادات عبارتند از:

۱-اولاد سید جهانبخش ۲- اولاد سید بختیار ۳- اولاد سیدفرهاد ۴- اولاد کربلایی مندلی ( محمد علی)

 

 

 

خویشاوندی خوانین دورکی اولاد جعفرقلی خان با تیره اولاد راکی مالملی ورثه امیرتاجمیرخان  

تیره اولاد راکی مالملی ورثه تاجمیرخان که از کلانتران و بزرگان طایفه معظم وجلیل راکی مالملی میباشند .

این خانواده در نزد طوایف همجوار و همچنین خوانین بختیاری از احترام خاصی برخوردار بوده اند .سر سلسله این دودمان تاجمیرخان ایشان باتوجه به حسن سلوک و منزلتی که داشته اند از طرف حکومت مرکزی به ریاست طایفه راکی مالملی و راکی باب منصوب میگردند ...

و با توجه به وابستگی این خانواده وخانواده حیدر که تاجمیرخان و حیدر هردو وابستگی نزدیک باهم داشته بودند بدین منظور بعدها روابط نزدیکی در بین خانواده محمد علیخان راکی و فرزندان جعفرقلی خان دورکی ورثه حیدر بوجود می آید .این خویشاوندی مربوط به خانواده حسینقلی خان وامامقلی خان میباشد.

- دختر آعبدالله درویشی فرزند آملادرویشعلی فرزند محمدعلی خان راکی مالملی بنام کربلایی بی بی خانم را به امامقلی خان ایلخانی دادند که یک پسر بنام مجمدجواد خان و سه دختر بنامهای بی بی شرف و بی بی سکینه و بی بی فاطمه داشتند .

بی بی شرف را با اصلان خان عکاشه بابادی دادند که سه پسر بنامهای خداکرم خان و موسی خان و سهراب خان و دو دختر بنام بی بی ملک زاده و بی بی شهربانو داشتند .
که بی بی شرف بعد از فوت اصلان خان در سن ۵۱ سالگی با برادرش اسکندرخان عکاشه معروف به ضغیم السلطنه بختیاری ازدواج نمود که از این وصلت نیر شش فرزند پسر ازجمله امیرحسین خان عکاشه و دو دختر را داشتند ‌.

وبی بی سکینه دختر اصلان خان عکاشه یا دختر بی بی شرف را به میرزا اسدالله بختیار فرزند میرزاعلی خان از میرزاها یا نویسنده های بزرگ احمد خسروی دادند که ورثه اش ناشناخته هستند .
🌹

ـ دختر آنجفقلی فرزند آدرویشعلی فرزند محمدعلی خان راکی مالملی اولاد بنام بی بی مهربانو همسر حسینقلی خان ایلخانی بوده که از ایشان فقط دو دختربنامهای بی بی خانم و بی بی گوهر داشته .

بی بی گوهر همسر اصلان خان احمد خسروی بوده(اصلان خان پسر عمه حسینقلی خان بود بنام بی بی ملکی ) که ثمره این ازدواج چهار فرزندپسر و دو دختر بنامهای

آداراب
آمحراب
آمحمدعلی
آمحمدزمان
بی بی ملکی
بی بی بیگم جان

داراب افسر بختیاری که یکی از شاعران وحماسه سرایان فرهنگ وادب بختیاری میباشد داراب افسر بختیاری بسال ۱۲۷۹ ه ش در چغاخور بختیاری متولد واز سال ۱۳۲۰ ه ش در اصفهان مقیم گردیده بود مزارش در کنار پدرش در قبرستان بزرگان بختیاری (تخت پولاد) در اصفهان میباشد،

بی بی خانم با ابوالفتح خان سیف لشکر احمد خسروی ازدواج نموده که فرزندان وی بنامهای هرمز خان، پرویزخان ، غلامحسین خان، عبدالحسین خان و ابوالقاسم خان بودند .

دخترآظهراب مرادی فرزند مرادخان بنام بی بی لاله ازتیره اولاد همسر خسروخان سردار ظفر فرزند حسینفلی خان بوده که از ایشان صاحب فرزندی نشدند وطلاق گرفته وبعد با پسر عموی خودش آخسرو فرزند آعبدالنبی ازدواج نمودند که ورثه اش در آمریکا هستند .


🌹
و دختر آعیدی سمالوند سلح چین راکی مالملی را بنام بی بی ماه بیگم را به امامقلی خان ایلخانی بختیاری دادند که مادر محمدرضا خان معروف به سردارفاتح و مادر بزرگ شاپور بختیار میباشد . بی بی ماه بیگم از زنان با سخاوت و بانوی بزرگ در نزد خوانین بودند .

برگرفته از تاریخ بختیاری نوشته اسکندرخان عکاشه ضغیم السلطنه بختیاری .
وکتاب بختیاری به آئینه تاریخ نویسنده گارثویت

ـ همسر آعبده معروف به تشمال عبده راکی فررزند آکلبعلی دختر شاه رضاخان احمد مهمدی بابادی بنام بی بی گل خاتی بوده که یک فرزند پسر بنام محمدعلی خان و دو دختر بنامهای بی بی ماه پری و بی بی خمپری ( خانم پری ) داشتند .

- همسر آعلی صالح خان فرزند تشمال عبده راکی اولاد بنام زرقب خانم ازایل گرجی بوده

- همسر اول آشهریارخان ازایل چهارلنگ کیان ارثی دختر حسن خان کیان ارثی بوده است .و همسردوم آشهریارخان اولاد بنام بی بی ناز دختر آرجبعلی زمانی ازتیره کوراوند اولادزمان بوده .

- همسر ان آمحمدعلی خان :

همسر اول بنام بی بی گل بی بی دختر تشمال ملا الهی شهنی بوده که عبده خلیل خان و ملاآقاسی و مرادخان و آکوچک و آکلبعلی و دودختر داشته

همسر دوم دختر آمحمدتقی فرزند آهاشم فرزند آمحمد بوده که ملادرویشعلی ویک دختر را داشته .

همسر سوم دختر آعبدالله پاریابی ازتیره پل طایفه اسیوند دورکی باب بوده که آخوتعلی وآسلطانعلی را داشته .

همسر چهارم ایشان از اهالی مبارکه اصفهان بوده که آخدارحم را داشت .

همسران آکوچک:

-یکی از همسران آکوچک خان پور آمحمدعلی خان اولادبنام بی بی صنمبر دخترعیدی محمد منجزی بوده.

- یکی دیگر از همسران آکوچک خان بنام بی بی شاهی جان دختر آعزیزالله خان نوروزی بوده.

- یکی دیگر از همسران آکوچک خان بنام دا... از طایفه بویری کاظم نادری سوسن بوده

- همسر آملا آقاسی خان پور آمحمدعلی خان بنام بی بی شهری دختر آمحمدیوسف خان احمد مهمدی بابادی بوده

- همسراول مرادخان پور آمحمد علی خان دختر آگودرز شهنی بوده.

همسر دوم بنام بی بی شرف دختر شاه حسین خان احمدمهمدی بابادی بوده

.همسرسوم ازاولاد آعلیرضا فرزند آحسن اولاد دختر آعلیرضا که مادر آروشنعلی بوده

نسب نامه خاندان اسدخان بختیاروتد یا  بهداروند

- اسدخان بهداروند معروف به شاه اسد واسد خان شیرکش(اسدخان ازآن جهت که در دشت شیمبار ودر اوج جوانی مهارت و شجاعت به کشتن شیر درآن منطقه را داشت معروف به اسدخان شیر کش گردید ) یکی از خوانین برتر زمان خود واز ایل بهداروند هفت لنگ بختیاری بودند که در زمان خوانین دورکی یعنی خانواده جعفرقلی خان دورکی تضاد ودرگیری داشتند . میتوان گفت که اسدخان از مشاهیر خوانین بهداروند بوده ودر زمان فتحعلیشاه قاجار دم از استقلال میزند واین دودمان وایل بهدراوند هیچگاه به حکومت وابسته نشده و باج نداده ، ایشان ازجمله دوفرزند شجاع و بنام داشته جعفرقلی خان و نجف قلی خان داشتند

جعفرقلی خان فرزند شجاع اسدخان ، جوانی خوش اندام وشجاع وسوارکار بود، برخلاف کارهای پدرش اسدخان که در امانتداری ایل ومردمداری سرآمد خویش بود ، بیشتر اوقات فراغت را به انتقامجوئی از خوانین همجوار به ویژه خوانین دورکی باب می اندیشید . اوعادت داشت درهرجنگی که فاتح میشد تمامی بنه وار مدعی اش رااز مال واحشام به غارت میبرد ، اختلاف بین خوانین بهداروند وخوانین دورکی رادر شعرها وسروده های محلی شنیده ایم که از دوران اسدخان بهداروند وحبیب الله خان دورکی ریشه دوانیده بود .

که در آن رفتار ستیزه جویانه در کودکانشان تاثر افتاد وهمگام با بزرگ شدن دو جعفرقلی خان بهداروند وجعفرقلی خان دورکی که به یک نام مشابه بودند رشد ونمو کرد ، که بعدها به جنگهایی خونین دربین دوایل ودیگر ایلات بختیاری گردید . واقعه جنگ منار که مابین دورکی وبهداروند در محل منار کوهی مابین مسجدسلیمان وبازفت در گرفت که باعث پیروزی ایل بهداروند دراین جنگ گردید ، ودر همین جنگ بود که جعفرقلی دورکی وتعداد زیادی ازنیروهایش کشته می شوند ، اداره حکومت درآن زمان بدست خاندان بوده ، ولی باتوچه به نفوذ خانواده جعفرقلی خان دورکی درحکومت وبین طوایف بختیاری بعدها با حمایت کلبعلی خان برادر جعفرقلی خان دورکی وپسران جعفرقلی خان ایلخان بختیاری میگردند ....

درباب دونام جعفرقلی خان بهداروند وجعفرقلی خان دورکی شعرهای زیادی سروده اند که از جمله بیت معروف : توقلی مو هم قلی هردو قلی خون ، تو کرشاه اسدی مو حیولا خون( حبیب الله خان )میتوان گفت که اگر چه خوانین افراد ناآگاه نبودند ومردمی تحصیلکرده وریشه یافته بودند ، همانطور که به نفاق افکنی حکومت قاجار برعلیه خود پی برده بودند ، وبعضی وقتها در جلسات محرمانه خود به خطرهای مهمی که به سوی بختیاری کشیده می شد اشاره می نمودند ولی دراین بین حس خود خواهی وجاه طلبی به آنها اجازه ندادتا آخر در کنار هم گرد آیند ولی درآن زمان هرکدام میخواست برای خود ایلخانی باشد ، وبه اهداف عالیه خود یعنی حکومت نهایی برسند . واگر چه در این میان استعدادهای جوانان زیر پاشنه گیوه هایشان له می شد.............

نسب نامه خاندان اسدخان بهداروند

دراصل طهماسب قلی خان جد هفتم جعفرقلی خان بختیاروند میباشد که به ترتیب زیر .

فرزندش شاهمرادخان فرزندش حیدرخان فرزندش،اسدالله میرزا یا عبدالله خان فرزندش،اسدخان شیرکش بوده

فرزندان عبدالله خان عبارتند از :

اسدخان و سلیمان خان و حیدرخان

فرزندان اسدخان عبارتند از ؛

جعفرقلی خان و سردارخان و یاورخان و نجف قلی خان و درویشخان و محمدقلی خان

فرزندان جعفرقلی خان :

حسبنقلی خان - عباسقلی خان - مرتضی قلی خان

فرزندان حسینقلی خان :

امیرقلی خان و نجف قلی خان

فرزندان امیرقلی خان : آموسی - آحسن - آپرویز -آخسرو - آجعفرقلی با فامیلی امیری هستند

فرزندان نجف قلی خان :

حیاتقلی خان - امامقلی خان - آمیرزاقلی - آمیرزاآقا- آفتحعلی - آلطفعلی با فامیلی امیربختیاروند هستند .

فرزندان عباسقلی خان فرزند جعفرقلی خان :

مهدیقلی خان و علیقلی خان و دختر .........

همسرش بنام بی بی فلک ناز بوده

فرزندان مهدیقلی خان :

آمحمدعلی ویک دختر بنام بی بی گوهر با فامیل کریمی همسرش بنام بی بی حسنی بوده

فرزندان آمحمدعلی : آامیر - آفریدون - آغلامرضا - آمحمدرضا - آ فرهاد ویک دختر بنام دنیا با فامیلی عباسی هستند .

فرزندان علیقلی : عباسقلی که فوت شده بود

فرزندان مرتضی قلی خان فرزندجعفرقلی خان :

یاورخان

فرزندان یاورخان :

رضاقلیخان و چراغعلی خان

فرزندان رضاقلی خان :

آحسن - آحسبن - آمنوچهر - آاردشیر - آعلی - آتورج با فامیل یاوری هستند .

فرزندان چراغعلی خان :

آعلی اکبر - آمرید - آهوشنگ بافامیل یاوری هستند .

فرزندان سردارخان فرزند اسدخان :

محمدرضاخان - علی رضاخان

فرزندان محمدرضا حان :

آقربانعلز - آمهرعلی ویک دختر بنام بی بی حسنی

فرزندان آقربانعلی :

آمحمود بافامیل اسدی هستند .

فرزندان آمهرعلی : آمحمد وبا فامیل اسدی هستند .

فرزندان علی رضاخان فرزند سردارخان :
امان الله خان
قریب خان
رمضان خان
عزیزالله خان.

همگی با فامیلی اسدی
فرزندان قریب خان ناصرخان امیرفیروزخان بی بی عروس(مادر بنده). بی بی شه ناز


فرزند امان الله خان. بی بی مریم
فرزندان رمضان خان. دکتر هوشنگ خان .علیرضا خان. بی بی فرخ. بی بی تاجماه بی بی طاهره
فرزندان عزیزالله خان. جمشیدخان هرمز خان بی بی گل طلا .

فرزندان درویش خان فرزند اسدخان :

اسدخان دوم- غلامحسین خان - کلبعلی خان - آمصطفی - آقباد -آکریم - آسلطانعلی - آسلطان محمد - آمهراب

فرزندان اسدخان دوم : ......‌..

فرزندان غلام حسین خان : ........

فرزندان کلبعلی خان : حاج محمدقلی خان- علی مرادخان -ابراهیم خان معروف به حجی خان - امیرحسبن خان - آعلی - آمراد -

فرزندان آمصطفی : آحسنعلی

فرزندان آقباد :

آخیرگرد معروف به آدرویش - آکریم - آرحیم - آنادر

فرزندان آکریم : ...........

فرزندان آسلطانعلی: آماشالله - آنورعلی - آاصلان

فرزندان آسلطانمحمد : آسلطان حسین معروف به آشهول

فرزندان آمهراب : آمحمد - آاصغر - آمجید - آحمید

آمهراب خان در دلاوری خصوصیات وشجاعتهای اسدخان را به ارث برده بودند .

فرزندان سلیمان خان :

محمودخان - حسین خان - داودخان

فرزندان محمودخان : عبدالله خان

فرزندان عبدالله خان :

سلطانعلی خان و وی چهارزن اختیارنمودکه حدود ۱۲ فرزند پسر و ۹ فرزند دختر داشته است

فرزندان سلطانعلی خان :

علی قلی خان- محمدحسین خان - داراب خان - علی محمد خان...........

دخترانش بی بی پیگر -بی بی زینب - بی بی زهرا - بی بی ماهی

فرزندان حسین خان فرزند سلیمان خان :

رستم خان - اسکندررخان

فرزندان رستم خان : ........

اسکندرخان : عجم خان .....

فرزندان داود خان فرزند سلیمان خان :

عبدالله خان - سلیمان خان دوم

.........................

خوانندگان وعلاقمندان عزیز :

درادامه نسب نامه دراین جهت مارایاری فرمایید واطلاعات خودرا دراین زمینه ها درقالب نظرات دروبلاگ ارسال نمایید تا تکمیل و اضافه کردن

نسب نامه اضافه گردد.

سپاس

موارد ذیل بایگانی و نظرات ارسالی دوستان درمورد نسب نامه میباشد که اضافه خواهند شد .

بی بی فاطمه فرزند علیرضا خان همسر اسفندیارخان عبداللهی
بی بی شوکت فرزند امان الله خان
بی بی تاج طلا (بی بی پروین)دیگر دختر عزیزالله خان
فرزندان ناصرخان فرزند قریب خان پژمان خان-کیوان خان-بی بی مرجان
فرزندان دکتر هوشنگ خان فرزند رمضان خان پویا خان-بی بی پریا
فرزندان علیرضا خان فرزند رمضان خان بی بی پریناز-بی بی سارینا و باربد خان

نسب نامه اولاد علی صالح خان دورکی

درباب نسب نامه اولاد جعفرقلی یا ابدال خان دورکی زراسوند :

_ جعفرقلی خان فرزند حبیب الله خان دورکی بوده که نسبش به فردی بنام حیدر فرزند پاپی محمد بوده که اصالتا نامبرده از طایفه صاد پاپی لرستان میباشد که براثر نزاع و جنگ طایفه ای آن زمان که باعموزادگانش برایش پیش می آید .به منطقه ایل هفت لنگ بختیاری کوچ میکنند

ودر جوار خانواده بزرگ آپیرزاد ، بزرگ دورکی که ایشان و این دودمانش از بزرگان و صاحبان مکنت و جا درایل دورکی بودند و در چغاخور سکونت داشتند و خاندان آپیرزاد گپ در ایل دورکی از جایگاه خاصی در بختیاری و حکومت های وقت برخوردار بودند ...

و آحیدر پس از مدتی نظر به اینکه ایشان فردی لایق وبا اصالت معرفی میگردند و طبق علاقه وخواسته آپیزاد گپ و خانواده اش ، دخترش بنام بی بی گلنار را به همسری آحیدر انتخاب مینمایند که فرزندان پسریش بنام آغالب و آطالب بودند و از همین آغالب به بعد خاندان خوانین دورکی و همان خورزاهای آپیرزاد گپ شکل میگیرند که وارثان ایشان بدین شرح هستند :

بطور مثال از فرزندان حبیب الله خان که هفت پسر بودند که ورثه و خانواده جعفرقلی بدین شکل است

جعفرقلی خان - حبیب الله خان - ابدال خان - علی صالح خان - عبدالخلیل آقا - خسروآقا - غالب آقا - آحیدر - پاپی محمد از ایل پاپی بوده .

-پاپی حیدر دوپسرداشت بنامهای غالب آقا و طالب آقا .

غالب آقا یک پسرداشت بنام خسروآقا .

وخسرو آقا سه فرزند داشت بنامهای عبدالخلیل آقا واحمد آقا و یک دختر بنام بی بی خورشید .

فرزندان احمدآقا : .....‌‌‌........

وعبدالخلیل آقا سه فرزند داشت ؛

بنامهای علی صالح خان و محمد اسماعیل خان و محمد صالح خان .

وعلی صالح خان سه فرزندپسر بنامهای ابدال خان وابوالفتح خان و عباس خان داشت.

وابدال خان هشت فرزند پسری داشت بنامهای :

۱ - کریم خان ۲- خلیل خان ۳- ظهراب خان ۴ - عزیز الله خان ۵ - فرج الله خان ۶ - سهراب خان ۷ - الیااس خان ۸ - حبیب الله خان

۱ - فرزندان کریم خان : .......

۲ - فرزندان خلیل خان :

خلیل خان درروستای روگر اردل سکونت داشته که دوپسر بنامهای سلطانعلی خان و قاسمعلی خان

فرزندان سلطانعلی خان :

سیف الله خان _ فتح الله خان _ هیوالله خان

فرزندان قاسمعلی خان : علی خان _ امان الله خان

۳ - فرزندان آظهراب خان :....

۴ - فرزندان عزیزالله خان : ....

- فرزندان سهراب خان :....

۵ _ فرزندان فرج الله خان فرزند ابدال خان :

الیاس خان _ حسن آقا خان _ حسین خان

(که ورثه این خاندان ساکن دشتک بودند وهستند وبا فامیلی الیاسی که حتما فامیل خودرا به جد خود الیاس خان گرفته اند و الیاس خان حاکم پشت کوه بختیاری بودند )

فرزندان الیاس خان : نجف خان

فرزندان نجف خان: علیمرادخان _ محمدرضاخا

فرزندان علیمرادخان : پژمان بختیاری شاعر وپژوهشگر بختیاری .

فرزندان محمدرضا خان : علیرضاخان

فرزندان علیرضاخان : آنصرالله _ آمحمدتقی _ آابراهیم _ آعلی

فرزند آمحمدتقی: شهید روزعلی الیاسی

فرزندان آعلی : آمنوچهر _ آرضا

_ فرزندان حسن آقاخان فرزند فرج الله خان :

فرامرزخان _ اسماعیل خان _ جان محمدخان

فرزندان فرامرزخان : آخانعلی _ آمندنی

آخانعلی : آظهراب _ آپیرعلی _ آاله کرم _ آسهراب _ آمهراب

فرزندان آظهراب : آخانبابا _ آدرویش _ آفرامرز _ آفاضل_ آخزعل

فرزندان آمندنی : آحسن _ آعلی گدا

فرزندان آحسن : آاسمال _ آخسرو

فرزندان آخسرو : آقهرمان

فرزندان آاسمال : آعلی صالح _ آطاهر _ آحمید

فرزندان آجان محمد فرزندان آفرج الله خان : محمد شفیعخان _ یوسف خان

فرزندان محمدشفیع خان : آعلی نقی _ آمحمدزمان

فرزندان آعلی نقی : آمحمدرحیم _ آیحیی

فرزندان آمحمدرحیم : آچراغ _ آابراهیم _ آمحمود

( همسر آمحمدرحیم دختر آحاجت کریمی از تیره اولاد راکی مالملی بوده )

فرزندان آچراغ : آعزت الله _ آانوشیروان _ آعنایت _ آاردشیر

فرزندان آیحیی : آسلطانمحمد _ آسلطانمراد

۷_ فرزندان حبیب الله خان فرزند ابدال خان :

هفت فرزند پسر ویک دختر داشت، جعفرقلی خان ، کلبعلی خان ، چراغعلی خان ، مهدیقلی خان ، محمدکریم خان، علی محمدخان، اصلان خان و بی بی گل نسا.

فرزندان جعفرقلی خان :

۱- حسینقلی خان ایلخانی بختیاری ( زاده ۱۲۰۰ ش وفات ۱۲۶۱ ش )

۲- امامقلی خان حاج ایلخان بختیاری( زاده ۱۲۰۳ ش وفات ۱۲۷۸ ش )

۳ -رضاقلی خان ایل بیگ بختیاری

۴ - مصطفی قلی خان بختیاری

۱ - فرزندان حسینقلی خان ایلخانی :

۱- اسفندیار خان سردار اسعداول زاده ۱۲۲۱ ش وفات ۱۲۸۲ ش .

۲ -نجفقلی خان صمصام السلطنه زاده ۱۲۲۹ ش وفات ۱۳۰۹ ش .

۳- امیرقلی خان

۴ -علیقلی خان سرداراسعددوم زاده ۱۲۳۶ ش وفات ۱۲۹۶ ش

۵ - خسروخان سردارظفر زاده ۱۲۴۰ ش وفات ۱۳۱۲ ش .

۶ - یوسف خان امیرمجاهد زاده ۱۲۴۹ ش وفات ...

دختران حسینقلی خان ایلخانی :

سرداربی بی مریم - بی بی زینب - بی بی ماه خانم - بی بی شیرین - بی بی نیلوفر - بی بی حسنی جان - بی بی خانم کوچک - بی بی گوهر - بی بی خانم بی بی - بی بی زهرا بیگم

- فرزندان اسفندیارخان: سلطانمرادخان، محمدجوادخان، حیدرقلی خان ، خلیل خان (پدرثریا اسفندیاری همسر محمدرضا شاه) ، اسماعیل خان، ناصرقلی خان.

-فرزندان نجف قلی خان:

چراغعلی خان، هوشنگ خان ، مرتضی قلی خان .

-فرزندان امیرقلی خان :........

-فرزندان علیقلی خان :محمد تقی خان ، منوچهرخان، خانبابا خان، محمدقلی خان ، جعفرقلی خان سرداراسعد سوم ، مهراب خان، کورش خان

-فرزندان خسروخان:سلطانعلی خان، درویشعلی خان، نصرالله خان، علی صالح خان ، امیرحسین خان ، اسکندرخان، علیمرادخان، علی قلی خان، محمدقلی خان، الیاس خان .

-فرزندان یوسف خان امیر مجاهد :جمشید خان ، رستم خان ، شکرالله خان .

۲ - فرزندان امامقلی خان حاج ایلخانی :

1- محمد حسین حان سپهدار زاده ۱۲۳۰ ش وفات ۱۲۸۴ ش

۲- حاجی عباس قلی خان

۳- محمودخان هژبر .

۴ ـ لطفعلی خان امیرمفخم زاده ۱۲۳۴ ش وفات ۱۳۲۶ ش.

۵ ـغلامحسین خان سردار محتشم زاده ۱۲۴۲ش وفات ۱۳۲۹ ش .

۶- نصیرخان سردارجنگ زاده ۱۲۴۳ ش وفات ۱۳۰۲ ش.

۷- محمدرضا خان سردارفاتح زاده ۱۲۶۳ ش وفات ۱۳۱۳ ش .

۸ -علی اکبرخان سالاراشرف

۹- محمدرضاخان معین همایون سردارفاتح (پدر شاپوربختیار)

۱۰ - محمدجوادخان

دختران امامقلی خان :

بی بی شرف - بی بی سکینه -

- فرزندان محمدحسین خان سپهدار : ......

-فرزندان حاج عباس قلی خان : ..........

- فرزندان لطفعلی خان امیرمفخم : عبدالعلی خان، عزت الله خان، سردارمعظم، تیمورخان، مجید خان.ابوالقاسم خان

- فرزندان غلامحسین خان: عبدالکریم خان، عیسی خان، جمشیدخان، امیرخسروخان.

- فرزندان نصیرخان سردارجنگ :.........

- فرزندان محمد خان سرداراشجع :..........

- فرزندان علی اکبرخان سالاراشرف :............

- فرزندان محمدرضاخان سردارفاتح : شاپوربختیار و محمدلی خان

۳ - فرزندان رضاقلی خان ایل بیگی :

۱-ابراهیم خان ضرغام السلطنه ۲- امان الله خان حشمت الممالک ۳- علی محمد خان ۴- عبدالله خان ۵-بهرام خان ۶ -اسدالله خان

- فرزندان ابراهیم خان ضرغام السلطنه :

۴ - فرزندان مصطفی قلی خان :

1- فرج الله خان ۲- فتح الله خان ضغیم السلطنه

- فرزندان فرج الله خان :

- فرزندان فتح الله خان ضغیم السلطنه :

_ فرزندان ابدال خان فرزند علی صالح خان :

فرج الله خان و .....

فرزندان فرج الله خان :

الیاس خان - حسن آقاخان - حسین خان

که این خانواده ها با فامیل الیاسی وبختیاری هستند .

فرزندان الیاس خان : نجف خان

فرزندان نجف خان : علیمراد خان - محمدرضا خان

فرزندان علیمرادخان : پژمان خان بختیاری - امان الله خان - جوادخان

فرزندان محمدرضاخان : علیرضاخان

فرزندان علیرضاخان :

آنصرالله - آمحمدتقی - آابراهیم - آعلی

فرزندان آنصرالله : ........

فرزندان آمحمدتقی : شهید آروزعلی الیاسی

فرزندان آابراهیم : .....

ف آعلی : آمنوچهر - آرضا

فرزندان حسن آقاخان فرزند فرج الله خان :

فرامرزخاک - اسماعیل خان - خان محمدخان

فرزندان فرامرزخان : آخانعلی آمندلی

فرزندان آخانعلی : آظهراب - آپیرعلی - آالله کرم - آسهراب - آمهراب

ف آظهراب : آخانبابا - آدرویش - آفرامرز- آفاضل - آخزعل

فرزندان آپیرعلی : ......

فرزندان آالله کرم :......

فرزندان سهراب:.......

فرزندان آمهراب : ......

فرزندان آمندلی : .......

آحسین آعلی گدا .......

فرزندان آحسبن : آاسمال - آخسرو

فرزندان آاسمال : آعلی صالح - آطاهر - آحیدر

فرزند آخسرو : آقهرمان

فرزندان اسماعیل خان فرزند حسن آقاخان :........

........

فرزندان خان محمدخان فرزند حسن آقاخان :

آالله یار - آکیکاوس

فرزندان آالله یار: آرستم - آبندر - آقربان - آداود - آخانلر

فرزندان آرستم : آناصر - آعطا - آمحمدحسبن - آعبدالحسین

فرزندان آبندر: آخدارحم - آجان محمد

فرزندان آقربان : آامیر - آفرج الله - آقدرت ولله - آفتح الله - آیدالله -آحبیب الله

فرزندان آداود : آجنگی و آشاهپور و آفرهاد و آپرویز

فرزندان اله یارخان : آخانلر

فرزندان آکیکاوس : آعلی اصغر - آلطفه

فرزندان آعلی اصغر : آمرتضی - آفریدون - آقباد

فرزندان آلطفه : آیارمحمد

فرزندان حسین خان فرزند فرج الله خان :

محمد شفیع خان - یوسف خان

فرزندان محمدشفیع خان : آعلی نقی - آمحمدزمان

فرزندان آعلی نقی : آمحمدرحیم - آیحیی

فرزندان آمحمدرحیم : آچراغ - آابراهیم - آمحمدرضا

همسر آمحمدرحیم بنام بی بی ملک نسا دختر آحاجت کریمی فرزند آنامدار فرزند آکریم فرزند آعلی صالح خان اولاد ازطایفه راکی مالملی بوده

فرزندان آچراغ : آعزت - آانوشیروان - آعنایت - آاردشیر

فرزندان آعزت :.......

فرزندان آانوشیروان :......

فرزندان آعنایت :........

فرزندان آاردشیر: .......

فرزندان آابراهیم فرزند آمحمدرحیم : .......

فرزندان آمحمدرضا فرزندآمحمدرحیم :........

فرزندان آیحیی: آسلطان محمد - آسلطانمراد

فرزندان آسلطان محمد :........

فرزندان آسلطانمراد: ......

فرزندان آیوسف خان :آحیدر

فرزندان آحیدرر: آجعفر - آسردار - آعباسقلی

فرزندان آجعفر : آاحمد - آبهرام

فرزندان آاحمد: .....

فرزندان آبهرام : .....

فرزندان آسردار:........

فرزندان آعباسقلی : آداراب - آحجی - آمراد

این خانواده ها که نام برده شد با فامیل الیاسی وبختیاری هستند وساکن دشتک از توابع استان چهارمحال وبختیاری میباشند .

قابل توجه خوانندگان وعلاقمند عزیز

درتهیه این نسب نامه مارایاری فرمایید

ومطالب خودرا ز اطریق قسمت نظرات یا بصورت نوشته در واتساپ خودن ارسال نمایید .

مطلب ادامه دارد.

................................................

دلنوشته مهر بانوی بزرگ بختیاری ژاله دورکی بختیاری

که از جایگاه و هویت و اصالت خاندان پیرزاد بزرگ وخوانین بختیاری گفته است .

اینجانب ژاله دورکی بختیاری، بانویی از ایل بزرگ بختیاری، اکنون در هفتاد و سومین بهار زندگی ام، که در خاک فرانسه چشم به جهان گشودم، بر خود لازم دانستم تا دردمندی عمیق قلبی ام را، که ریشه در تحریف تاریخ اصیل نیاکانم دارد، با جامعه فرهنگی و پژوهشگران اصیل این سرزمین در میان بگذارم.

سالهاست که در دل فرهنگ و آداب ملت خود زیسته ام، هرچند از سرزمین مادری دورم، اما خون بختیاری در رگهایم جاری است و همواره سربلندی این قوم باستانی را در ذهن و زبان و جان خویش پاس داشته ام. امروز اما قلبم آکنده از اندوه و نگرانی است، چرا که میبینم تاریخ شریف و پرشکوه خاندانم، که سینه به سینه و به دقت از نیاکان به یادگار مانده، در کتابهای جدید و نوشته های برخی پژوهندگان به گونه ای ناروا و نادرست نقل میشود؛ آنچنانکه گویی حقیقت را به عمد پنهان میدارند و هویت را از ریشه های پاک و روشن آن جدا ساختهاند.

در میان دستنوشته های خانوادگیِ به جامانده، روایتی گران سنگ از زبان بزرگ خاندانمان، کلبعلیخان دورکی، به دستم رسیده است که با دقت و صداقت، شناسنامه ای از نَسَب و تاریخ نیاکانم را همچون میراثی کهن به نسل های پس از خود رسانده است. این روایت، گذشتهای دویست ساله را به تصویر میکشد و از جایگاهی بس مهم در شناخت هویت ما برخوردار است.

بر اساس این متن تاریخی موثق، حیدر، مردی از طایفه سترگ پاپی، به دلیل نزاعی قبیله ای از دیار خود کوچ کرد و سرانجام به ایل بختیاری پناه آورد. او به خانه کدخدای بلندنام ایل، یعنی آقا پیرزاد خدرسرخ، وارد شد و به خدمت او درآمد. خِرَد، نجابت، لیاقت و شخصیت والایش چنان به چشم آمد که دختر ارباب، با افتخار به همسری او درآمد و این وصلت، سبب استقرار و ماندگاری خاندان ما در خانه پیرزاد خدرسرخ شد. از آن پس، بنیان خاندان دورکی در بستر مهر، اصالت و شرافت بنا نهاده شد.

این روایت، اصیلترین سند مکتوب از تاریخ خاندان ماست. با تأسف و تاسف باید بگویم که در آثار جدید، بی هیچ سند و پایه ای، اصل و نسب ما را نه به آقا پیرزاد خدرسرخ، که به فردی به نام "شهباز"، که هیچ نشانی از هویت و پیشینه معتبر او در دست نیست، نسبت داده اند. این تحریف، لکهای غم انگیز بر تارک تاریخ ایل ماست.

من، به عنوان فرزند راستین این خاندان، اعلام میکنم که روایت فوق، دستنخورده، در نزد من محفوظ است و به عنوان سندی خانوادگی، برگرفته از زبان کلبعلیخان دورکی، همانگونه که از پدربزرگم به من رسیده، نگاه داشته شده است.

این صدا، فریاد دل زنی بختیاری تبار است که نه از سر تعصب، که برای حفظ حقیقت و پاسداری از شرافت نیاکان خود، سخن میگوید. امیدوارم مورخان، پژوهشگران و قلم به دستان دیارم، بار دیگر نگاه خویش را به اسناد اصیل و ریشه های واقعی تاریخ بختیاری معطوف ساخته و بیش از پیش قداست حقیقت را پاس دارند.

با سپاس از مهر و توجه همگان


ژاله دورکی

تقسیمات ایلات لر و بختیاری

ساختار قوم لر :

1 - ایل بختیاری

2- لرپشتکوه

3- لر پیشکوه

4- لرممسنی

5- لر کهگیلویه

6- لرهای حیات داودی( لیراوی)

7- لرهای ایلام

8 - لرهای نهاوند و ملایر

9-شبانکاره ( شامل جانکی گرمسیر و جانکی سردسیر )

ایلات بختیاری عبارتند از :

1-شاخه یا شعبه هفت لنگ بختیاری (ایل بابادی باب – ایل دورکی – ایل بهداروند –ایل دینارون)

2 –شاخه یا شعبه چهار لنگ بختیاری(ایل کیارسی – ایل محمودصالح- ایل میوند- ایل زلقی – ایل موگوئی)

لر پشتکوه :

فیلی – بیرانوند – پاپی --جودکی – حسنوند - دیناروند - شاهان - مهلکی- کرد -چنج ستون - ماندنی- لات...

بیرانوند:(دوشیوند-علیوند)

حسنوند:(طایفه اسکندری-طایفه خدایی-طایفه کاکاوند-طایفه می فر - طایفه بسطام - طایفه دوله شه)

مرکز سکونت این ایلات در استان لرستان میباشد ، وضمناً حکومت لر پشتکوه با خواین فیلی بوده است .

لر پیشکوه :

لر باجلان- لر یاراحمدی - لر سگوند - لریاراحمدی- لک - لرپاپی .

باجلان :(دالوند-سگوند)

بیرانوند:(آلیوند-دوشیونه)

هلیلانی:(عثمانوند-جلالوند-داجیوند-بالاوند-سرخامری)

لک:(سلسه- دلفان)

سلسه:(حسنوند-کولیوند-یوسفوند)

دلفان:(کاکاوند-آلیوند-ممیوند-بیژنوند-جاداری-ریئساوند)

لر :(لربالاگریوه - لرعمله)

لربالاگریوه:(کوشکی - زیودار- امرائی- میرآخور- قاطرچی- غلام- معتمد - روله - ژکژک)

مرکز سکونت این ایلات در شهرستانهای بروجرد وخرم آباد وحومه میباشد ، حکومت لر پیشکوه با خوانین باجلان بوده است .

لرپاپی :

نام تیره و طوایف ایل پاپی

این ایل شامل ۲۴ طایفه است که به دو جمعیت کلی

.۱شعبه ی هادی : شامل طوایف یاقوند و خدمه می باشد که وابسته به خوانین هادی و زیر آنان اداره می شدند.

الف)طایفه یاقوند: شامل تیره های: ملکعلی وند،سوز علی وند،چپ،قاسم علی ،سراوی
ب)طایفه خدمه: شامل تیره های: تاجدی وند، سیدوند،بلبون،خیزوند .

۲شعبه ی مناصر: بزرگتر از شعبه ی هادی بوده است و شامل طوایف :مدهنی،لیریایی،گراوند،کشوری و مال زری می باشد
الف)طایفه مدهنی : شامل تیره های:جمال ،ملا ،داراوند
ب)طایفه ی لیریایی: شامل تیره های:خورشیدوند،منجری ،رگی
ج) طایفه ی گراوند: شامل تیره های:پسیر و شوادر میباشد
د) طایفه ی کشوری شامل تیره های:رئیسو و شهر میر میباشد
هـ) طایفه ی مال زری : شامل تیره های:درشوند و تاوه ای .

لرهای پاپی با لرهای دیرکوند و قلاوند و بختیاری و سگوند و رشنو و یاکی همسایه اند .

لر ممسنی عبارتند از :

لرهای ممسنی که در تقسیمات ایلی ، ایل ممسنی راتشکیل داده خود شاخه ای از لر بزرگ بشمار میروند که چهار شعبه بزرگ شکل یافته است .

جاوی (جاوید)– رستم – دشمن زیاری - بکش

مرکز سکونت در شهرستان ممسنی و رستم میباشد.ازمشاهیر لر ممسنی میتوان از ولی خان ممسنی نام برد. که در زمان حکومت محمد تقی خان چهارلنگ بوده واز متحدان وی بشمار میرفت.....

لرکهگیلویه عبارتند از :

استان گهکیلویه وبویراحمد استان وسیعی است که در پهنه آن ایلات بزرگ گهکیلویه ای سکونت دارند .اینان تاریخی بس کهن دارند که به زمان ایلامیان بازمیگردد <اثاری مهم اززمانهای قدیم در این استان وسیع نهفته است .که جنگجویان و سواران بنام بویر احمدی نشانه مردان بزرگ این سرزمین هستند. ایلات ساکن دراین استان عبارتنداز:

بویراحمد ی- طیبی – بهمئی – چرام – بابوئی-یاراحمدی

انشعابات ایل بهمئی عبارتند از : بهمئی علاالدینی ، بهمئی احمدی ، بهمئی محمدی

که بهمئی محمدی به دو شعبه منشعب هستند :

محمدی گرمسیری : قیصری، بناری ، ره زاری ، عباسقلی خان ، ولی محمد ، کج کلاه ، نورالدین ، طاهر ، صفی، شیخ ها

محمدی سردسیری :عالی محمد، نورالدین موسی، نوروزی، کمالی ، محمدموسی

( برگرفته از مرکز آمار ایران به سال 1366 خورشیدی ، کتاب لرهای ایران جواد صفی نژاد )

مرکز سکونت این ایلات در استان کهگیلویه وبویراحمد میباشد ، شهرستان یاسوج میباشد وهمچنین شهرستان یاسوج وحومه آن .

- لرهای حیات داودی (لیراوی)عبارتند از : که ساکن دراستان بوشهر هستند .

لیراوی های ساکن دربالابند (کوه) :به ایلات بهمئی - طیبی - خدری - شیرعالی - یوسفی و.......

ودر دشت لیراوی (دامن بند ) : نیز به ایلات خضری - باباحسنی - خواجه گیری - اکبرغالبی - چاه تلخی -کاوی- احمد حسینی - بوالفتحی- بویراتی - کره ای - تقسیم میگردند .

- لرهای کهمره (کوهمره نام منطقه کوهستانی لرنشین در استان فارس است واطراف شیراز کوهمره سوهری ( سرخی ) وکوهمره نودان وکوهمره جروق معروف هستند .

کوهمره سرخی که امروز جز شیراز است سرزمین کوهستانی وجنگلی که آخرین شاخه جنوبی زاگرس میباشد وبلندترین قله آن دلو (بزرگ) نام دارد .

کوهمره جروق: نیز در محدوده شیراز وکازرون واقع است .

وطوایف بککی - سقلمه چی -آرندی - کوزرک - گلکی ومهرکی - گورکانی - بهاذی - کهکی از لرهای کوهمره سرخی هستند که نیز در فیروزآباد وفراشبند وکازرون سکونت دارند .

لرهای ساکن دراستان فارس :

لرهای ساکن دراستان کرمان :

لرهای ایلام عبارتند از :

لرهای نهاوند عبارتند از :

تقسیمات طوایف بختیاری

تقسیمات و ساختارایل و یا شعبه بختیاری

از اقوام لر تبار

ایل بختیاری به دو شاخه بزرگ تقسیم میگردند عبارتند از:

1-شاخه هفت لنگ بختیاری

2- شاخه چهارلنگ بختیاری

شاخه هفت لنگ در برگیرنده ی ایلات ذیل است:

1- ایل بابادی

2- ایل دورکی

3- ایل بهداروند یا بختیاروند

4– ایل دیناران

شاخه چهار لنگ از ایلات ذیل است:

1- ایل محمود صالح

2- ایل کینورسی(کیان ارثی)

3 –ایل میوند (مومی وند)

4- ایل زلقی (زلکی)

5- ایل موگوئی

طوایف انشعابی ایل بابادی باب :

1- عالی انور 2 - عکاشه. ۳_ راکی باب

- طوایف راکی تبار منشعب شده به ایل بابادی از حدود سال ۱۳۰۰ قمری :

- راکی مالملی

- راکی شهنی

- راکی برجوئی

- راکی گمار

- راکی نصیر

- راکی مدملیل

- شیخ رباط

( این هفت طایفه طبق اسناد و تاریخ گذشته و قدمت این ایل درادوار گذشته تاریخ بختیاری ایل راکی شاخه هفت لنگ باب بوده اند و به راکی نسب داشته اند و دارند که در زمان حکومت خوانین بختیاری حدود بسال ۱۲۸۰ قمری ودرزمانداری حکومت خوانین بختیاری منشعب به ایل بابادی شدند ولی دراصل راکی باب و یکی از ایلات هفت لنگ بختیاری محسوب هستند و هویت راکی داشته و دارند .

درکتاب تاریخ بختیاری ازآغاز تا مشروطیت نوشته نجفقلی خان عالیپور سرداراسیوند یکی از بزرگان بختیاری اشاره به طوایف و ایلات بختیاری شده و ایل راکی را یکی از ایلات مجزا درهفت بختیاری نام برده اند ... )

عالی انور شامل طوایف زیر هستند :

از شعب یاتیره های زیر شکل گرفته که به معرفی خانواده های هرکدام اشاره مینمائیم:

عالی ور و احمدمهمدی و گله و پبدنی هستند .

- عالی ور شامل تیره های اولاد جهانگیر خان و اولاد فرامرزخان و تقی عبدالهی و حاجیور و احمدسمالی و جلیل و آرپناهی و میرقائد و لک و کاکا هستند .

- اولاد جهانگیرخان شامل تشهای اولاد خسروخان و اولاد میرزا و عوض خان و اولاد محمدولی خان واولادآشیخ عالی و اولاد آشیخ ویس .

- اولاد فرامرزخان شامل تشهای اولاد الله بخش خان و اولا. میرزا پر یزخان و اولاد الله یار و اولاد آفرهاد و اولاد آاسکندر و اولاد آملاعالی و اولاد آداراب

- تقی عیدالهی : شامل اولاد امان اله خان - اولاد حبیب خان و اولاد مهدی خان و اولاد شیر علیخان _ اولاد مهرعلیخان وحبیبی و امانی و گودرزی هستند .

هفت خانواده بترتیب بزرگی :

مهدی خان.( فامیل مهدی پور) شلوخان ( فامیل گودرزی -قبالی.ناطمی.رصایی اسماعیلی).مهرعلی خان( فامیل مهری بابادی) اولاد جهاانگیر خان و فرامرزخان ( جهانگیری وفرامرزی ) .حبیب الله خان.( فامیل حبیبی) امان الله خان( فامیل امانی) ( فامیلهای فرامرزی.رستمی.پرویزی.فرهادی.) فرزندان ونوه های توشمال تقی یوزباشی عالی انوربابادی ( تقی عبدالهی یعنی تقی ولدعبدالله) وهمه آنهامشهورومعروف به طایفه عالی انور.تیره تقی عبدالهی.تش اولادهستند .

- حاجیور شامل تشهای اولاد غیبی و اولاد محمدحسین و اولاد ملایوسف و اولاد محمدخان و اولاد نجف و اولاد بدر و اولاد محمد یوسف هستند. .

- احمد سمالی شامل تشهای اولاد بارانی و اولاد آکرمعلی و اولاد جابر و اولاد قاسم و اولاد فیض اللا و اولاد خدابخش و اولاد محمد هستند و درقدیم شامل احمد _ سلیمان _ جاور _علی اودولی _احمد سه ره _ تازی

- جلیل شامل تشهای اولاد روزبه یا روزبهان و اولاد فرهاد و اولاد خسرو و اولاد ملانظر هستند .

- میرقائد شامل تشهای دوستعلی وند و خوشنامی و سراجدین رکان و شیخ بابا روزبهاان و رضایی و دهدار هستند . (آقای عبدالعلی قائد خسروی بختیاری نویسنده کتابهای فرهنگ بختیاری ازاین خانواده میباشد.

- لک شامل تشهای لک عسکروند ولک ساتیاروند و لک بهاروند هستند

- کاکا شامل تیره رحیمی هستد

- تیره رهزا از تیره های بابادی عالی انور میباشد . که شامل فامیل های ...

- طایفه آرپناهی شامل تش های آرپناهی شامل رکدی پیر تازه کسدی بیر و خداوند و داودکولی هستند .

- پیران شاه شامل تشهای نبوی وفاطمی هستند

محل سکونت طایفه عالی انور سردسیرات در:چم در-قلعه تک – خسروآب - چلگرد - سرخ کوه - سوراخ گرلگ -دهنو -گره کوشک - نیاکان - میان دودان - دارکان –شیخ عالی خون- آب بختان - سورآب- که در منطقه چهار محال وبختیاری میباشند.

گرمسیرات طایفه عالی انور در: چلبار-خراج- صلواتی- جازستون شه- آبژدان-خارکله- بدر آباد-ندیدونه- سرکمری-دره بوری-سرشاه- طراز حرکش-آب فی یک-هرتی- آرپناه – گریوه –انبار اسپید –سکونت دارند که در خوزستان میباشند.

- طایفه گله شامامل تشها وتیره های ذیل هستند

اولا آعلی واولاد آاسفندیار و گله بالا -اولادحسین- اولادسهراب-اولاد خواجه قولی- اولاد نصیر- تیره کلهر-تمبرسنی- باقروند-شهوند-جمال وند-خونیار-لیرابی و بور و دیله و باقروند

- طایفه پبدنی شامل تشهای سلجوقی و رمه دان و عبدالله جان و درویش عالی و - تش عبدلی ( عبدالعلی ) - تش ابدال - تش باور- تش باقر - تش محمدرضا (جمشید ) - تش ناصر هستند .

- طایفه احمد مهمدی:شامل هفت تش:
۱- اولاد چراغ خان و محمدیوسف خان که از بزرگان احمدمهمدی هستند .
۲- احمومدی
۳- برام احمدی
۴- زلقی
۵- رباطی
۶- ممبینی
۷- مشهوند

۸- ابراهیم محمودی

۱ - اولاد احمدمهمدی که از نسل محمدزمان خان فرزند احمد خان مهمد خان یا محموددخان فرزند عالی فرزند انور هستند شامل اولاد چراغ خان و اولاد محمدیوسف خان. فامیل های یوسفی. چراغپور. چراغی. حاجت زاده. جمشیدی. صالحی. حسین پور. صفری. قائدی. احمدی. زارعی. عزیزی. بهرامی. محمدی هستند و از قدیم‌الایام در کوهرنگ لالی ازنا الیگودرز اندیمشک نورآبادممسنی لارستان دشتک شوشتر ساکن بودند.

۲- احمومدی :

شامل اولاد رضا. اولاد احمد. اولاد فداله. اولاد کاظم. اولاد حسن آقا از نسل آجازی ولد احمد خان ولد مهمد خان ( محمود خان ) هستند که به فامیل های محمدی و احمدی مشهورند و از قدیم‌الایام در کوهرنگ و لالی و شوشتر ساکن بودند.

۳- برام احمدی شامل اولاد زمان. اولاد غلامرضا. اولاد بارانی. اولاد حسین از نسل آ ابراهیم ولد احمد خان ولد مهمد خان هستند که به فامیل های زمانی. بارانی. زمانپور. احمدی. احمدمحمودی. حسینی مشهورند و از قدیم‌الایام در کوهرنگ و لالی ساکن بودند.

۴- زلکی :

که چهار گروه هستند. یک گروه اصلیت آنها زلکی هزارسی است. یک گروه زلکی تاجمیر. یک گروه موری و یک گروه ترک قشقایی. که همگی مشهور به اکبری هستند که به خاطر شخصی به نام علی اکبر ترک اکبری گرفتند اما نسب آنها اصلا به خاندان عالی انور نمیرسد.

۵- رباطی :

که از نسل شیخ محمد ولد مهمد خان ( محمود خان ) هستند و در زمان محمدیوسف خان بخاطر کشتن آبیرم ولد محمدیوسف خان توسط حضرات اولاد غارت شدند و بار کردند و در مورز بازفت ساکن شدند اما در اسناد قدیمی آنها با پسوند عالی انور خطاب میشدند.

۶- ممبینی:

آنها هم مثل حضرات رباطی احمومدی هستند و بزرگانشان معتقد بودند که پسوند آنها ممبینی احمومدی هست اما بخاطر کوچ کردن از ایل بابادی جدا شدند و زیر مجموعه ایل کیان ارثی چهارلنگ قرار گرفتند.

۷- مشهوند:

چند خاندان هستند که اصالت آنها بهداروند است اما در ایل گله و احمومدی سکونت گزیدند و دست برادری دادند که در طایفه گله به فامیل موسایی و در احمدمحمودی به فامیل کرمی و محمدی مشهورند.

- طایفه شیخ رباط :

اسدی- بهزادی –علایی– بارانی – ویسی - یوسفی - عیدی پور -

- طایفه خواجه :

- طایفه چهار بری :

- بابادی عکاشه یا گاشه :

(از تیره ها وملحقات زیر شکل گرفته اند که محل سکونت اکثریت اینان در بخش خانمیرزا از شهرستان لردگان می باشند)

- تیره خدر یا اولاد موسی خان عکاشه – تیره موئی- تیره کلا –تیره آلونی –تیره شهروئی –تیره کربلائی حسن – تیره کوشکی – تیره دینار عالی - تیره مراد -

ملحقات تیره های فوق عبارتند از : کلونی و جاوند – میرزاوند –کاشهوئی –کیدونکی و عالی و کوکشی و که محل سکونت آنان در دوراهان ،گرد بیشه ، تا منطقه خانمیرزا میباشد. تیره های جافروند – شوسی وند- طبا طبائی –خدروند –تبرکی وند –قنبروند – گرماوند – که محل سکونت آنان در خانمیرزا ، شاه قریه میباشند. منبع تاریخ ایل بختیاری نوشته اسکندر خان عکاشه .

- طوایف راکی باب تا قبل از سال ۱۲۶۰ قمری که در دهستان بزرگ ایوه یا ایوج گرمسیری درکنار هم سکونت داشتند :

- راکی مالملی

- راکی برجویی

- راکی شهنی

- راکی نصیر

- راکی مدملیل

- راکی گمار

- مشایخ البرز

- شیخ رباط

طایفه راکی مالملی :

از تیره های ذیل تشکیل شده است:

۱ ـ اولاد ( شامل اولاد تاجمیرخان پاپی )

۲ ـ کوراوند

۳ ـ لیموچی

۴ ـ سلح چین

۵ ـ دویت عرب

۶ ـ حلوائی

۷ ـ نظروند

۸ ـ صفروند

۹ ـ صالح وند

۱ ـ تش یا کربوهای اولاد :

- اولاد علی صالح خان

– اولاد محمدعلی خان

– اولاد شهریار خان

- اولاد علیرضا خان

اولاد علی صالح خان شامل خانواده های :

آعزیزالله - آکریم - آنجف - آعبدالرحیم

اولاد محمد علی خان شامل خانواده های :

عبده خلیل خان- ملاآقاسی خان – کوچک خان –مرادخان -کلبعلی خان - سلطانعلی خان – خانعلی خان - آملادرویشعلی خان - خدارحم خان .

اولاد شهریارخان شامل خانواده های : یک فرزند پسر بنام آالله کرم داشتند .

فرزندان آالله کرم : آالهیار و آعلیمراد

اولاد علیرضاخان شامل خانواده های :

آملاآقابابا _ آحسن _ آابوالفتح

۲ ـ کوراوند :

تیره کوراوند از تش های ذیل تشکیل شده اند :

علی شهوند – اولاد زمان – امیدوند - جافر مقصودی- سلیمانوند – مهدی - کوشار

- علی شهوند:

۱- اولاد برخوردار ۲ ـ اولاد مولی یا امینی ها ۳ ـ اولاد شکر یا فرخه زار ۴ ـ اولاد معنا یا القاس۵ - اولاد مرتضی ۶ - اولاد مصطفی

-اولاد زمان که فرزند. جمال باشد شامل :

اولاد محمد – اولاد علی

- جافر مقصودی شامل :

اولاد جافرخان - اولاد بابا یوسف ـ اولاد فریدون - اولاد غلامعلی - اولاد کربلایی حسین

- سلیمانوند شامل :

اولاد قربانعلی– اولاد رضا - اولاد مشهدی داود- اولاد ملا امامقلی

- امیدوند شامل :

اولاد کربلایی طاهر - اولاد جابرخان - اولاد شاه منصور - اولاد نوروز

- مهدی شامل :

۱ -اولاد ملا خداداد ۲ - اولاد میرزاخون یا ملا مرتضی

- کوشار شامل :

اولاد چراغ – اولاد شاهی – اولاد شاهمراد - اولاد رضاقلی

۳ ـ لیموچی :

از خاندان های ذیل تشکیل شده است : باچی ( اولاد عبدالغریب ـ اولاد نظر ) – بنیادوند (اولادپولاد ـ اولادکوتاه ـ اولاد ملاعوض - اولاد عباس ) – لیموچی تارازی (اولادرضا- اولاد عباس- اولاد صفر – اولاد نجف نصیب )

ـ اولشی ( اولاد فردین ـ اولاد عیدی ـ اولاد شنبه ـ اولادششی) اولش منطقه ای است در نزدیکی سد کارون یک نزدیک روستای شمی از مناطق ایذه میباشد

۴ ـ سلح چین :

مدبهدار – گاهی – سمالوند- اوستا –بهلول

۵ ـ دویت عرب یا داود عرب :

اولاد مسیح – اولاد نصیر – اولاد کویر

۶ ـ حلوائی :

عالیشوند( عالیشوندی - عالیوندی - حافظی - سلطانی - حاجتی - آذریان - صالحتبار )

اولاد احمد - اولاد اسعد - اولاد ممد - غلامشاوند - شاهقلی وند

۷ ـ نظروند :

اولاد الله وش - اولاد سیاه (بارون) - اولاد بهرام - اولاد مسیح

۸ - صفروند : ........ نیاز به همکاری وتکمیل دارد

...

۹ ـ صالحوند :

اولاد غلامعلی _ اولادرحمان_ اولاد غلامعلی _ اولاد مراد _ اولاد علی سینا _ اولاد شکرخدا

اولاد صحنعلی - اولاد غلامعلی - اولاد مراد - اولاد علی سینا - اولاد شکرخدا - اولاد رحمان

محل سکونت طایفه راکی مالملی گرمسیرات درخوزستان شهرستان ایذه و حومه غربی آن بخش ایوه و مسجدسلیمان ساکن هستند و سردسیرات این طایفه در استان چهارمحال بختیاری بیرگان- یاورآباد- بیدکل- امیدآباد – اسپیدانه – موسیری _کوه کلک و صحرای لاغرک ساکن میباشند.

- طایفه راکی شهنی :

- خواجه وند

– ارزونی وند

– شاهسوند

– چرم

– بلیل

– شیخ وند

– بهادروند

–تاج الدین وند

– قنبروند

– کاشانی

– شیخ

- شیخ جعفر

محل سکونت این طایفه گرمسیرات در شلا ودشت گل از بخشهاس شهرستان مسجد سلیمان وحومه وسردسیرات بخش بیرگان از مناطق استان چهارمحال وبختیاری ساکن میباشند .

- طایفه راکی نصیر :

شامل تیره های تیره قاضی – تیره شیرازی – تیره محمد جعفری- تیره احمدی

- طایفه راکی برجوئی :

طایفه راکی برجوئی به نه (9) تیره ذیل تقسیم شده است:

1- اولاد طهماسب خان
2- ارزانی وند
3- کلاوند
4- قاسموند
5- فردی وند
6-ذوالفقار وند
7- اولاد کرم
8- جاوند
9- موزائی

- طایفه راکی گمار :

طائفه راکی گمار ۴ تیره هستند. کَپری ، ادا پا تودویی، هزارمیشی ،و محل سردسیرات ای طایفه بیرگان و گرمسیرات درمنطقه شیمبار سکونت دارند.
طایفه راکی گمار
پیش از حکومت صفویه گمار با ۱۲نش ‌تیره یک طایفه بزرگ راکی بوده است .
در زمان صفوی طی درگیری غفارخان گمار ‌دولتمردان صفی واینک بنحوی گمارها علیه دولت صفوی شورش می‌کنند
درگیری بشدت ویک جنگ تمام عیار و امتنا ایل گمار از پرداخت مالیات وندادن سرباز بالا می‌گیرد تا اینک دولت علنا طایفه گمار را یک طایفه باغی ومتمرد میداند
نامه یا بیانه ای بتمام بلاد ‌دولتمردان ‌خوانین مینویسد ‌شرح می‌دهد که این طایفه باغی .سرکش و…
ودر آخر آن بیانه می نگارد که اگر :
در راه ماری یا گمار بافتی مار رابگذار وگمار را بکش ‌اگر توانستی یکی نکش هزار بکش
البته هیچگاه نتوانست گماری را بکشند ولی از ۱۲نیره ۸تیره از طایفه مجبور به کوچ اجباری شدند
۴تبره در تویسرکان
۳تیره در کرمانشاه ویک تیره هم به شمال مراجعت کردند
اما این چهارطایفه موجود در شلا وابتدای شیمبار یا پل نگین نیز سال‌های زیادی در لرستان والیگودرزمتواری بودند ولی با تضعیف دولت صفوی به وطن خوبش بازگشتند.
اما ۸تیره قبلی در مکان هایی برای همیشه ساکن شدند و در کرمانشاه وتویسرکان وملایر بسیار زیاد هستند . و یکی از کلانتران بنام این طایفه آاسحاق گمار بوده .

- طایفه راکی مدملیل :

خانعلی وند- خداداد وند- شامصیری _

طایفه راکی مدملیل ییلاق در منطقه بیدکان . دره سیر .سورشجان . موسیر ی نعل اشکنان .

و در گرمسیر در منطقه تاچکر . گلگیر. دیمه درب و آبژدان اندیکا هستند .

ایل دورکی عبارتند از :

زراسوند –آسترکی - اسیوند – بابااحمدی(بامدی) - گندلی (قندعلی) – موری – طایفه عرب کمری

طایفه زراسوند : طایفه زراسوند به دو شعبه منشعب میگردد .

1- ایهاوند :

اولاد جعفرقلی خان – احمد خسروی – علاسوند – ایها – توشمال – شهو – میر – زنبور – ایمری – پیوندی – میرزا – یتیم – عمله جات – چغاخورنشین

انشعابات تیره احمدخسروی عبارتنداز:

اولاد ملالی- اولاد حیدر-اولاد حاج بندر-اولاد زینل-اولاد آمصطفی-اولاد امان الله-اولاد آقلی ضمنا جد احمدخسرویها احمد برادر عبدالخلیل بود که هر دو فرزندان غالب آقا فرزند خسرو آقا فرزند پاپی حیدر بوده اند .

2- کورکور :

خدرسرخ – خدری – گرگه پیر – باپیر – سیف الله وند

طایفه آسترکی :

بهرامسیری – سرلک - چهار بری – گاهی وند – مختاروند– اسدوند – گاوشه – توشمال – خراج – بلغایی – دهدار – گیلانی – مهمدوند

بهرامسیری : (زیلاوند – دوست محمدوند- محمدرضاوند- صفروند –سرسر – محمدوند – سرلک – بهرامسیری –رضایی- سلطانی – حبیبی – طغیانی- اسدی – عبداللهی – بهرامی- )

محل سکونت این طایفه گرمسیرات در استان خوزستان مسجد سلیمان وحومه ، لهبهری ، کوه شه ، قلعه مدرسه ، کلخنگک ، وسردسیرات در چغاخور وسید گون میباشد .

ضمناً گرمسیرات آسترکی چهار لنگ نشین (الیگودرز) در بنه وار زلکی ، بوم دوو ، چهاربیشه ، گله پری ، نفت سفید ،موز، دیگوله ، گله امیری ،تمی ، بنه ادب و سردسیرات آنان درالیگودرز حومه بربرود شرقی و حومه شهرستان فریدون شهر به طرف الیگودرز کهریزسرخ ،ززوم ، چاله ، کیچه ، ایوز، زرشک ، دار اسپید ، کمری ، هوه ، چالغو ، دره بادام ،خسروبکی، مکدین ، آبگرمک سفلی وعلیا ، گل گله، میباشند .

طایفه اسیوند :

شهماروند – پل – بردین وند – خواجه وند – گاودوش

خواجه ازدوتش هستند فولادی وحاجیور

شهماروند وبردین از سه تش هستند زردوند وحاجی پور و شاهرخ وند .

پل از دوتش هستند پل گپ شامل عالیپور و پل کوچک .

گاودوش از سه تش هستند جهانبین و هزاریان و حسین وند .

طایفه بابااحمدی (بامدی) :

کشکی - برام – سراج الدین وند – درویش آدینه – انفردینی - شیخ - القاس- شنبه – ادیوی- کوهی – میرحاج – میرزاحسین – اولادکاظم - اولاد محمدرضا – اولاد کریم – اولاد عرب – اولادشنبه –اولاد باوا – اولاد سمال- اولاد خداداد –

طایفه گندلی (قندعلی) :

سلطانعلی- خلیل وند (حلیل وند) – ورناصری – جلیل – بره بیچاست (بارانی) – صالح بهادری_ سبزعلی وند - مدولی – خواجه وند –گوله وند – بازی وند – شهرباروند - صالح نوری – جمالوند – اسدوند

طایفه موری :

علیجان وند – اسدوند – غریبگر – گرطلائی – بابائی(موری) – کریم وند – محمدوند – گورداگوئی – اورند – قاسمعلی – عیدی وند – عبده وند – بوری (محمدی) – خدری(غریب وند)

شرحی برطایفه موری بختياري دورکی باب.

طايفه موري ، يكي از طوايف منسوب به ايل بختياري ، از شاخه هفت لنگ واز باب دوركي مي باشد. سر سلسله طايفه موري شخصي بنام موري بود ، كه اين طايفه بنام وي نامگذاري شده است . وي دوپسر بنامهاي بردي وباور داشت ، كه فرزندان آنها ، شاخه هاي نخستين اين طايفه را تشكيل دادند . لذا طايفه موري از دو باب يا تيره اصلي تشكيل شده است :
بردين باب
بوري باب
اين تيره توسط فردي بنام بردي تشكيل شد ، كه هفت فرزند پسر بنامهاي : كريم ، اسد ، عبده ، غريب ، عيدي ، قاسمعلي ومحمد داشت ، كه به هفت تير بردي يا بردني باب شهرت گرفت .
تيره كريموند ، تيره اسد وند يا اسيوند ، تيره عبده وند ، تيره غريب وند ، تيره عيدي وند ، تيره قاسمعلي وند ، تيره اوروند
بوري باب فرزند ديگر ي از موري وپسر ديگرش برادر بردي بنام باور كه چهار فرزند داشت :
بنامهاي بوار ، عليجان ، گور كاسب وكر طلا ، كه اينها نيز به چهار تيره بوري نامگذاري شدند .
تيره بوري ، تيره عليجان وند ، تيره كورداگوني ، تيره كرطلائي
قشلاق يا گرمسير طايفه موري ، چلو ، شيمبار، سوسن سرخاب ، اوزه ، انديكا ، كوه شو در استان خوزستان
ييلاق يا سرد سير آنها در استان چهار محال بختياري منطقه بازفت (( بالا وپايين )) مي باشد
خانواده هاي طايفه موري ، حدوداً سنت كوچ زيستي را حفظ كرده است وتعداد زيادي از آنها كوچ رو مي باشند.

محل سکونت این طایفه گرمسیرات در منطقه موری ،مسجدسلیمان وحومه ، شیمبار ، چلو ،سوسن سرخاب ، اوزه ،اندیکا، کوه شه ،و سردسیرات در استان چهارمحال بختیاری بخش بازفت (بازفت بالا ودهون) میباشد .

(یادآوری میشود که محل سکونت ایل دورکی گرمسیرات در مسجدسلیمان ، ایذه ، اندیکا، ... وسردسیرات در استان چهار محال بختیاری چغاخور، اردل ، جونقان، شلمزار ، زوردگان ، زوردگان ، سفیددشت میباشد.)

طایفه عرب کمری :وابسته به ایل دورکی

اولاد علی بک – اولاد علی مدد – رشیدیها

اولاد علی بک:بوستانی – کلانتری- عسکری – کمالی – براتی – کنگرپز – یحیی –ابو حنفر ( شمسی – چراغی – بهرامی )

محل سکونت این طایفه که وابسته به ایل دورکی بوده اند گرمسیرات درشهرستان ایذه وحومه آن مرغا وسردسیرات در چهار محال وبختیاری میباشد .

3- ایل بهداروند از طوایف و تیره های ذیل تشکیل شده است.

معرفی طایفه ها و تیره های باب بهداروند هفتلنگ
بهداروند، یا بختیاروند .. این ایل بزرگ بختیاری، به "بهداروند" و یا "بختیاروند" نیز، شهرت دارد. در ساختار اجتماعی ایل بختیاری، بهداروند، به طایفه و نیز، به یکی از چهار باب تشکیل‌دهنده شاخه هفت‌لنگ بختیاری، اطلاق می‌شود.که می توانید تیره های بزرگ و کوچک آن را در اینجا بهتر بشناسید
بهداوند:که بطور کلی به سه شاخه بزرگ تقسیم میشود

الف- بختیاروند

ب-آل جمالی

ج-جانکی سردسیر

الف بختیاروند که خود شامل:1-علادیوندها ( خوانین یا اولادها)مشهوند هم سرجمع علادیوندهاست

2-منجزی:که خود شامل دو تیره بزرگ است(1-شیخ 2 - رموری) که شیخ شامل ( مال احمدی- هلیلی- تاج الدین عبدالهی )می باشندو رموری که خود شامل(بولسنی - روا- لم لمی- لب خورده- -نیم بنیچه) می باشند یک تیره از طایفه منجزی در کشمیر هند می باشد که اطلاع کاملی از نام آن نیست.

3-مش مرداسی- شیخ برکه هم شاخه ای مش مرداسی می باشد.

4-للری

5- کُتکی

6 -شیخ احمد بلد

7-دهناشی(دیناشی)

8-اسنکی(حسنکی)

9 - زیلایی

10 - تکی

11-کاله

12-لرزنی( لرزانی)

13-سهرو

14-مقام رهی

15-گندایی

16-فرگنی

17- کیارسی

18 -بلیوند

19-گرما

20-اولکی

21-برد بر

22-عرب بهداروند

23-سادات صالح ابراهیم.

همه سادات که توابع ایل بختیاری شده اند اصالتا عرب هستند

ب-آلجمالی که خود به سه تیره بزرگ تقسیم می شود: 1-اولاد یا خوانین که شامل اولاد علی صالح خان

2-برام عالی:که خود شامل: شیت – جاگیر – جمالوند – گندلی وند – عیسی وند – کوین – گشتیل – چنگاهی

3-تردی که خود شامل: کوو – ملا- گمار – اورک – شیرازی – اوستا – فرگنی - مروزنی

ج -جانکی سردسیرکه خود شامل:-

جلیلی-معموری- ریگی -هلوساد-بردبر-شیاس--منجی -بوگر- سوتک -خالدی -آمویی- بارزی- جلاله ای- بویر حسنی -سادات بیدله-فلارد- جمالی -،آقایی-احمدی- میلاسی-آلونی- بردبر .

( علاءالدین وند – عجمی - منجزی - عالی جمالی – گندائی- دهناشی –کشکی - استکی – بلیوند – فرگنی – بختیاروند – للری – کتکی - شیخ احمد بلد –سرخابی – برام عالی – تردی – پیر برکه – تکی – کیارسی – لرزنی - مقام زکی - مهش مرداسی( مشهوند)

در مجموع محل سکونت این ایل گرمسیرات در مسجدسلیمان و حومه ، اندیکا، شوشتر و عقیلی ، ایذه ، و سردسیرات در استان چهار محال وبختیاری (بیرگان ، اوجه بغار) و مناطق دیگر از جهارمحال میباشد .

علاء الدین وند : خوانین بهداروند با ایشان بوده است واز مشاهیر خوانین بهداروند در طول تاریخ بختیاری اسدخان بهداروند و فرزندش جعفرقلی خان بوده اند که اسدخان در زمان حکومت فتحعلیشاه قاجار دم از استقلال میزند .....ولی در آخر عمر در شیراز دارفانی را وداع میگوید . ودر ادبیات بختیاری به "شاه اسد " معروف است . تیره های آن عبارتند از :

طایفه عجمی : ازخوانین وبزرگان خانواده عجمی میتوان از مهراب خان عجمی ـ مصطفی خان و عجم خان عجمی نام برد .......

طایفه منجزی :

طایفه منجزی دارای ۹ تیره می‌باشد که عبارتند از:

۱. رَوا

۲. لَوخَرده (لبخورده)

۳. بُولسِنی (ابوالحسنی)

۴. نیمُرچه (نیم بُنیچه)

۵. لَم لُمی

۶. تاجنالایی (تاج الدین عبداللهی)

۷. هَلیلی

۸. مَلامِدی (مال احمدی)

۹. مازه پهن

منشعب از تیره های : لوخرده – مال احمدی – تاج نادلائی – روباه (روا) – بلسنی – نیم بنیچه ای – پلنگ – تاژدین عبداللهی – لملمی – ملامری

معروف ترین فرد طایفه منجزی در طول تاریخ نامدارخان منجزی بوده که ناجوان مردانه بدست جعفرقلی خان بهداروند کشته میشود واز نوادگان ایشان اعبالحسن منجزی را میتوان نام برد وآحسنی حسینی هم ازکلانتران این طایفه بوده .

طایفه آل جمالی : بردی – برام عالی – جمالوند – گندعلی وند – عیسی وند – شیط – کوه کن – شهلانی – چنگائی

خوانین عالی جمالی در بختیاری محترم به شمار میرفتند و شایان ذکر است که بی بی شاه پسند مادر ایلخان بزرگ بختیاری حسینقلی خان وامامقلی خان و رضاقلی خان و ... همچنین مادر آنصرالله مرادی ازتیره اولاد مالملی دختر حیدر خان عالی جمالی از این طایفه میباشند .

طایفه گندائی :

نادروند - میرگپ وند – جوانمرد – اسدوند – کورکور – حیدروند –

طایفه مهش مرداسی : گرد گرد - قنبروند - گهزگهز - جهانگیروند - جلیل وند

این طوایف ازنوادگان 9فرزند تش مال ( لقب اصیل نظام ایلی ماقبل آمدن کلمه مغولی خان هستند )

بزنین چو ور دهل ، گود در مال

داغم سی شلشلون نه کر تش مال

طایفه دهناشی :

مهدیپور – خدابخشی - غیبی – عسگری – کریمی – حبیبی – نوروزی

طایفه استکی :

کاهد – کیوری – گورنو – کلار

طایفه تردی :

شیرازی – ملا –کمبور – گهار -مهمد اووکی – اورک

طایفه بلیوند:

جوبریز – سراجوند – جرعه – شیخ میروند

طایفه فرگنی :

اولاد محمد – اولاد حسین – رهدار عیدی – اولاد روزعلی – اولاد علی صالح – اولاد معصوم

طایفه کیارسی بهداروند :

1- درویش وند
2-نورالدین وند
3-حاجی وند

4 -سوری وند
که سه کر(پسر) از ملا درویش در گتوند ساکن هستند

طایفه مش مرداسی :

گردگرد – توشمال – قاسمی –

طایفه للری :

باروری – بندارو - جیلاوند - محمد حاجی – تاسلو – خاجه – پلوئی – مادالو - محمدی وند

طایفه برام عالی :

طایفه شیخ احمد بلد :

طایفه سرخابی :

طایفه کشکی :

4 - ایل دیناران ازطوایف ذیل تشکیل شده است:

۱ـ اورک – ۲ ـ سهید (سعید ) ۳ ـ شالو ۴ ـ گوروئی ۵ ـ کورکور ۶ ـ عالی محمودی ۷ ـ نوروزی ۸ ـ سرقلی ۹ ـ بویری

ودرباره طایفه ممبینی که بیش از هزار خانوار هستند ساکن در شهرستان ایذه وحومه آن یعنی در بخش سوسن ازجمله منطقه فالح وممبین وجنگه ودیگر دهستانهای مزبور که سکونت دارند جز ایل دیناران محسوب نمیگردند واین طایفه نیز از چندین تیره تشکیل شده است که نیاز به کوشش وجمع آوری اطلاعات بیشتر دارد ...

طایفه اورک :

از تیره های زیر شکل گرفته : اولاد حاجعلی – لجمیراورک – کی شیخعالی – چهار بنیچه – ممسنی – هلوسعد ( هلی صاد ) – غلام –غریبی- جلالی – قلعه سردی – موزرمی – خواجه (خواجوی) – اورک زنگی (زندی) – قنبری – درویش- ورناصری – سادات شهپیر – گل بامکی – خدابخشی – گوزلکی – ناصری- شیران (لپرشیران) – مشایخ چهل تنان – باطولی – کاوندی -لندی -والی دوتی - حسین غلامی - پسکم - ترابی -

محل سکونت این تیره ها گرمسیرات وسردسیرات درشهرستان ایذه و دهدز و حومه قلعه سرد ، رکعت ، سادات حسینی ، گل شور ، گندمکار ، سرصحرای خواجه ور، دنباله رود کارون، موزرم ، رمه چر ، رکا، بارانگرد،...

طایفه سهید (سعید) :

کی مقصودی – کی باندری – کی شمس الدین – کی منصوری – شهپری – سرملی – پاتوی – احمد بانگو – خدابخشی - حجی

محل سکونت گرمسیرات این طایفه در شهرستان ایذه وحومه ( سه راه سعیدی ، اب نیک، پاتوفالح، درب فالح، شعله دان ، فالح ، سراک بالا وپایین ، دلی ، علی آب ، چاه جاز ، مورد، چشمه خاتون، ناشلیل ، زنگو ، تخت مرداس ، باریون، جنگه ، چال اوزا، پل اودوغ، کارنج ، اردوت ، آب بید ، پلم )و سردسیرات این طایفه در استان چهار محال وبختیاری بخش دیناران میباشد .

طایفه شالو :

سیفی الدین وند – محمدآقا –مرادی – حیدری – کاووسی – چهار تنگی -شیرازی -میوند – لوک – اسمو محمدی - کی طاهر – براتی – شاهونی – الفاتی

محل سکونت این طایفه گرمسیرات در شهرستان ایذه وحومه ( رکعت ، باجول ، چهار ده ، چهار تنگ علیا وسفلی ، پرچستان اورک وشالو، بیدزرد ، کلمت ، رکعت ، چلکی ، کلرکنون ، سرتنگ قاف ، بلوطک ، گویله ، نعل کنان ،موردغفار ، و سردسیرات این طایفه در استان چهار محال وبختیاری بخش سید گون میباشند .

طایفه گوروئی :

عیسی وند – الماسی –پینه – سیری بیری – محمدشاه حسینی(شومسنی )

محل سکونت این طایفه گرمسیرات در شهرستان ایذه وحومه آن (پرچستان ، شبکوری ، بردمیل ، حاجیان ، پا ره سوسن ، گلال ، شیمن فالح، تخت کبود آسماری ، تلخاب ، پنتی ، نان انگان ، دیمه ، کفت گله ، سی سنبل دان ، وسردسیرات این طایفه دردیناران از بخشهای استان چهارمحال وبختیاری میباشد .

طایفه کورکور :

به دوتیره منشعب میگردند که این تیره ها شامل چندین کربو میباشند. 1 – شاهسوند 2 –کورکور

طایفه عالی محمودی: علیمردانخانی ـمهرعلیخانی

علیمردانخانی : علیرضاوند ـ لک ـ نجف سنی ـ قیصروند ـ عالی نقدعلی ـ صالح وند

مهرعلی خانی : فضلعلی وند(فرضعلیوند) ـ شهولی ـ قریشوند ـ حاتم وند ـ شیخ عالی وند ـ تاجمیرعالی ـ احمد میراجی ـ ملامرادی ـ شیخ دورایی .

عالی محمودی ۲۲ تیره است .

و بعضا خیلی،از تیره هاش خود را طايفه معرفی،می کنند .
طایفه عالی محمودی از قدیم به دو شعبه تقسیم شده بود .

۱.اولاد مهرعلی خان یا مهلی وند که شامل:
۱.ملامرادی
۲.دورایی،
۳.قریشوند
۴.فرضعلی وند
۵.شیخ عالی وند
۶.احمد میرحاجی
۷.شهولی وند
۸.عبده وند

۲_ اولاد علی مردان خان
که شامل :

۱.علی رضاوند
۱۲.نجف سنی
۲.صالح وند
۳.نقدعلی وند
۴.قیصروند
۵.ملا شریف
۶ . لک
۷.سلطانعلی وند مسجدسليمان
۸.عباس وند
۹.مدد وند
۱۰.فتاح وند کله
۱۱.صیدال وند

طایفه نوروزی : بامیروند ـ کمالوند ـ سیف الدین وند ـ یارعلی وند ـ ابراهیم وند ـ غلاموند ـ خورشید وند

طایفه سرقلی : طهماسبی ـ گدایی ـ گاویار ـ زیللایی ـ قاسمی ـ مهری ـ غیبی

طایفه بویری : حسن خانی ـ شیخمیری ـ آقاخانی ـ ملا بابا ـ غلاموند ـ گلالی ـ کاظم نادری سوسن ـ اولاد حاجی ـ اولاد محمد

محل سکونت طوایف عالی محمودی و نوروزی و سرقلی و بویری وکورکور گرمسیرات در شهرستان ایذه وحومه های آن : کول فره - اژگیل- گنچشگیر –سوسن – راسفند - میانگران علیا وسفلی- خنگ اژدر 1و2 – دهنو – نوترکی- پشت پیان- برد زیتک- بادامزار- تاکوتر – شمی- تخت کاشان- کاشکلی-

و سردسیرات این طوایف در استان چهارمحال وبختیاری شهرستان اردل در دیناران وحومه میباشند .

........................

2- چهار لنگ بختیاری از ایلات ذیل تشکیل شده است .

1-ایل چهار لنگ محمود صالح 2 – ایل چهارلنگ کیارسی (کیان ارسی) 3 – ایل چهارلنگ میوند 4-ایل چهارلنگ زلقی (زلکی) 5- ایل چهار لنگ موگوئی

1- ایل چهار لنگ محمود صالح :

ازطوایف ذیل تشکیل شده است .

موزائی (ممزائی) – آل داود – آرد پناهی – اورش – مم جلالی – کاقلی – عادکار – قلی – استاد ـکتکی - سادات عبداللهی

ممزائی تیره های آن منشعب از : خلیل –ستاروند – دویروند – خون باوا –چهار پره – بدرفته- گوروئی – موزرسنی – اورک بادا - هارونی – گشول –دودانگه – عیسی پره – شیخ برون عالی – برون- تمبی- محمدحسنی ازچهار تش شکل گرفته (فرخ وند- داود وند- جمالوند - دربالایی)

محل سکونت اکثریت این ایل گرمسیرات در خوزستان مسجدسلیمان و سردسیرات درشهرستان فریدون شهر وحومه ان به سمت استان چهار محال وبختیاری میباشند.

علی قلی خان پدر علیمردان خان بختیاری از مردان بنام این ایل بوده ضمناً علیمردان خان فرزندش ( فرزند سردار مریم ) که در جنگ سفیددشت (فرخشهر) به سال 1308 ه . ق با اینهمه مبارزات ارزشمند برای نام بختیاری تلاش نمود . ایشان دستگیر وبه دستور رضاشاه تیرباران گردید ، و از بزرگان تاریخ این ایل میتوان از علیمردان خان بزرگ نام برد که پس از قتل نادرشاه افشار در فاصله سالهای 1160 ه.ق تا 1170 ه.ق نایب السلطنه ایران بوده که سرانجام بدست محمدخان زند سردار سپاه کریم خان زند کشته میشود .

2- ایل چهار لنگ کیان ارثی از طوایف ذیل تشکیل شده است .

هرکل – پاپاجعفری – جانکی گرمسیر *- پوستین بکول – علی جعفری – غریب وند- گشتیل – ایش گشاش – کریجه – سیلان – اسفرین – بورون- ورمحمید – استکی – آشوروند – علی وند– مندلی - جعفری - محمدجعفری - برون - سوهونی ( کهیش ، باورصاد ، حموله-ساد- شنگی )

طایفه (ایل) جانکی* گرمسیر نشین ازایل چهارلنگ گیان ارثی یا کینورسی منشعب از تیره های ذیل میگردد.

مکوندی- زنگنه – گراوند – هیهاوند – بلیواسی– ممبینی – کرد زنگنه – آل خورشید – کهوایی -گتوندی - کرایی - بتوندی - تمبی رهدار - گورگیری- میلاسی - گراوند - هیهاوند

(آل خورشید که بازماندگان یا نبیرگان اتابک هزاراسف خورشید حاکماتابکان لر بوده اند که درمال امیر ساکن بوده اند )

طایفه ممبینی به دو بخش تقسیم گردیده که شامل طایفه ممبینی چهارلنگ باب جز ایل چهارلنگ کینورسی یا کیان ارثی هستند و در شهرستان باغملک، میداود ، رامهرمز و ...سکونت دارند و بخشی ازاین طایفه جز ایل هفت لنگ محسوب گردیده که در شهرستان ایذه وبخش سوسن فالح و ممبین سکونت دارند .

طایفه مکوندی * چهار لنگ کیانرسی باب منشعب از :

کایدان – بلغارس – لک – تاتائی –کین بور – کلهر – کاروائی(گرائی)- دشمن زیاری – کاداد آئی – چهار بنیچه

محل سکونت این طوایف گرمسیرات درخوزستان شهرستان باغملک وکلیه بخشها و توابع آن ، هفت کل وحومه

ضمنا جانکی گرمسیر و جانکی سردسیر به لر بزرگ شبانکاره نام داشتند .

چهارلنگ سوهونی کیان ارثی به شرح ذیل میباشند :

گندزلو (به ریاست شفیع خان گندزلو ) - کهیش -حموله - باورصاد - کاید - صاد - شُونگی - شُورک ...

1- کهیش (سوهونی) :

کلو – تاته – زوتی استرم – شوکوهی – استاژدین – جمالدین –کاید – صالحوند – دوگوئی – اولاد رمضان – جویریز- اصخدری

محل سکونت این تیره ها گرمسیرات در شهرستان مسجدسلیمان وحومه وسردسیرات در استان چهار ومحال وبختیاری در متطقه خوربه و توف سفید و کفت برد و دیمه ساکن میباشند .

2-باور صاد (سوهونی ) :

تالپاوند- خواجه – گنجعلیوند – شنگی – ور محمود –متروک – کورکور – شامی – کرشهی –

محل سکونت این تیره ها گرمسیرات در نصرآباد، باغ عبد شاه ،باغ چشمه علی ، بردسرغلیان، تلخاب ،تنگ مو ، چدرخت، وحومه مسجدسلیمان وسردسیرات در استان چهار محال و بختیاری درمنطقه کرسونک و ورعبدالله و اوج بغاز و وانان و اولیشون ساکن میباشند .

3-حموله ( سوهونی ) :

تیزگرد – اردش غریب – ورمهمدی – شیخ – شیخ فقیر- شیخ ور اور

محل سکونت این تیره ها گرمسیرات در مسجدسلیمان و حومه وسردسیرات در استان چهارمحال وبختیاری در منطقه دیمه و خوربه و تیشتردون و او به کاسه و دژسفید ساکن میباشند

ایل جانکی سردسیر نشین بهداروند ساکن شهرستان لردگان :

جلیلی – معموری ـ دیگی ـ بارزی ـ منجی ـ هلوسعد ـ شیاسی ـ آمویی ـ سرتک ـ بوگر ی ـ شیرانی ـ رفن ـ سونکی ـ خالدی ـسادات محمد شهسوار ـ منجی ـ سادات بیدله ـ میلاسی ـ میرزایی ـ ابراهیم محمدی ـ دلورون ( ساکن درمحله ای درشهرستان دزفول ولی خواستگاه آنها خانمیرزاست ) ایل جانکی سردسیر نشین بهداروند که در شهرستان لردگان وحومه بخشهای آن شهرستان ساکن میباشند و از طوایف فوق الذکر تشکیل شده اند

لردگان از شهرستانهای استان چهارمحال و بختیاری میباشد که از لحاظ مرز جغرافیایی ازجنوب با استان کهگیلویه واز غرب با خوزستان (شهرستان ایذه ) همسایگی دارد اکثریت جمعیت این شهر را ایل جانکی تشکیل داده اند .و ازبخشهای بزرگ این شهرستان میتوان بخش خانمیرزا را نام برد که جمعیت این بخش رانیز تیره های وابسته به طایفه بابادی عکاشه تشکیل داد ه اند .واین شهرستان از سه بخش مجزا تشکیل شده بخش خانمیرزا ـ بخش فلارد ـ

- از خوانین ایل چهار لنگ کیانرسی میتوان از محمدتقی خان وعلی نقی خان را نام برد که محمدتقی خان در زمان قاجار زمان حکومت فتحعلیشاه قاجار علیه حکومت طغیان کرده وهمچنین جنوب کشور را تا حدود بندر بوشهر تصرف میکند ودم از استقلال میزند که سرانجام بسال 1258 ه.ق محمدتقی خان دستگیر و به تهران برده می شود و در سال 1268 ه.ق در حبس در تهران دارفانی را وداع میگوید وی در اشعار بختیاری به "شاه تقی " معروف است . ضمناً قلعه بزرگ وتاریخی که در شهرستان قلعه تل بجای مانده مربوط به دوره حکومت این خوانین بزرگ میباشد .

3- ایل چهارلنگ میوند :

چهارلنگ میوند از طوایف ذیل تشکیل شده است .

1-عبدالوند 2 - بساک (بسحاق)

3 - پولادوند 4- عیسوند

5 –حاجی وند

طایفه عبدالوند عبارتند از :

کوشاری – برون ـ چکانی ـ زرین چغایی ـ دهقانی ( دهقاضی ) ـ ماهروئی – درورش (درویش ) – توئی

کوشاری عبارتند از : حسین وند ـ گولکوند

ماهرویی عبارتند از : چراغی ـ جمالی ـ ممتوند ـ قائدی ـ باورسی ـ نزویی ـ زرین چغاییـ جاگیروند ـ قیطاسوند ـ بلیگوند ـ زبدوند

محل سکونت سردسیرات در شهرستان الیگودرز وحومه -شول آباد -گله وند- ده اسپید- کهنه سرخ -عزیز آباد- کمندون- حاجی آباد- دهنو عالی محمودی- چشمه سلطان- دولت آباد -دره تخت دورود- وگرمسیرات در استان خوزستان ساکن میباشند .

طایفه بساک (بسحاق ) :

ملک محمودی – جلیل وند – گرگیوند – آدینه وند – قائدشهریسوند – خانه صلاتین – میرزاوند (میزه وند ) – اتابک – غیاثوند – بزی – کردی – جمشید وند – تودوئی – آلیگر- کریوند

ملک محمودی : (درویشی – تاجدیوند – کاظم اصلانی )

بزی : ( کریوند- شیخ میر- صوفی – اتابکی – احمدفرد – محمدباقری )

طایفه پولادوند :

هیودی – سالاروند – خانه جمالی – خانه قائد-فرخی

محل سکونت سردسیرات در شهرستان دورود وحومه والیگودرز وحومه :-ده اسپید- کهنه سرخ -تاسل -عزیز آیاد- کمندون- دره تخت - پاجه لک- شول آباد-کیرو وگرمسیرات در استان خوزستان ساکن هستند.

طایفه عیسوند : جافروند – گوروئی – ورکی -کیروی– اداوی- فرخ شاهون- خان -طهماسوند-محمدقلی وند -علیرضاوند -گیلاوند -دعاوی -چناری- گمار- دهدار -هیوند - شاودی وند - مرادوند -لک - جان جان - بابا - سادات کلاه سیاه محل سکونت سردسیرات در شهرستان ایگودرز وحومه خاک به تیه(اتناکیه)- گیلان (گیلون) - شاه آباد -بدرآباد - آلی کوه وگرمسیرات در استان خوزستان ساکن میباشند .

طایفه حاجی وند :

غالبی– الیاسی – چکان - ده قاضی -کرپی - تات خیری-

محل سکونت سردسیرات در شهرستان دورود وحومه وایلگودرز وحومه آن: منطقه شول آباد -وگرمسیرات دراستان خوزستان ساکن میباشند .

4- ایل چهار لنگ موگوئی :

از طوایف ذیل تشکیل شده است .

پیرگوئی – خوئی اگوئی – شیخ سعید – دی وستی – شیاسی – مهدور –خواجه – باجول – سور – مری – کیماس – بورن گون باب – هلیل – عیسا – چروم – شیرازی – دوستی – سله چیوا (سرلک چیوا) – صالح کوتاه (سادات) – شمسی (باباشمس الدین)

خاندان ارشد این ایل خواجه ای باجول بوده ، محل سکونت این طوایف سردسیرات شهرستان الیگودرز حومه آن پیشکوه وپشتکوه موگوئی و گرمسیرات در استان خوزستان میباشد .

5- ایل چهارلنگ زلقی (زلکی) :

از طوایف ذیل تشکیل شده است .

دوغ زنی – میمون جائی(میمجه ای ) – جاوند – غیب الله وند- وندوند (ابراهیم وند) – تاجمیری- شاهمنصوری – سرداری – شمسری وند – غیبی وند- جانبازوند- بلغایی – رمدوند- شیخ ورست – ارجنگی (ارژنگی ) – عیدی وند- کلاوند – می گیر – لرکی- پزی – مدورک- مه فروش – ماندنی – خواجه – سیانجائی – ابول وند- کوهکن- حارلوند- خدروند – سادات احمدی – برام وند – چهار بری – القاس وند – گانر – چپال – تشمال – هزار سی – ترپی –محلی وند - مشایخی

محل سکونت این طوایف گرمسیرات در استان خوزستان مسجدسلیمان ، سردشت دزفول ، وسردسیرات در الیگودرز وحومه آن بخش بربرود شرقی وبنه وار وپاچه های زلقی در ازنا میباشد .

ازاشهراین ایل در طول تاریخ بختیاری علیمردان خان زلقی بوده که به سال 1145 ه .ق سال اول سلطنت نادرشاه افشار برعلیه حکومت نادر شاه طغیان کرده لکن شکست میخورد وبدستور نادر دستگیر ومثله شده در اثر طغیان وی برعلیه حکومت حدود 3000 خانوار چهارلنگ بختیاری رابه مرز افغانستان در استان خراسان کوچاندند ولی این گروه پس از قتل نادرشاه به دست فرماندهان خود به مناطق بختیاری بازگشتند ، ویادآوری میشود که بختیاریها در جنگهای مرزی باکشورهای همسایه و در زمان حکومتهای مختلف در ایران نقش بسزائی ایفا نمودند که فتح قندهار در زمان نادرشاه افشار یکی از حماسه های بزرگ آنان است. اگر کسی اطلاعات بشتری در دسترس دارد منتظرارائه ارسال آن هستم

شرح  نسب نامه تیره اولاد راکی مالملی هفت لنگ بختیاری

در شرح نسب نامه سرسلسله خاندان تیره اولاد از طایفه راکی مالملی بدین قراراست

که ازورثه امیر تاجمیرخان دوم معروف به کج کلاه خان یا کواروا فرزند امیر مممدقلی سلطان فرزند امیر جهانگیر خان فرزند امیر تاجمیرخان اول فرزند امیر طهماسب ( نسب نامه خاندان اولاد طبق مستندات خانوادگی تهیه وتنظیم گردیده است )

و امیر تاجمیرخان دوم همراه عموزادگانش ( امیر شیخ میر و امیر بامیر...) آنجور که نقل بزرگان است بسال حدود ۹۷۰ ه ق ازلرستان ایل پاپی به اندیکا نقل مکان می نماید وبا توجه به اینکه از کلانتران وبزرگ زادگان بودند و نظر به حسن سلوک و منشی که داشتند از طرف حکومت مرکزی وقت ( صفویان) به ریاست طایفه راکی مالملی و تیره های غیر ازطایفه مالملی منشعب به این طایفه که بعدا از اینها از طایفه مالملی جدا میگردند منصوب میگردند که این خانواده بیش از ده نسل ریاست طایفه جلیل راکی مالملی را تا پایان حکومت خوانین بختیاری عهده دار بودند وحال این خانواده از بزرگان ومعتمدان طایفه بشمار میرونداگر به سلسله اعقاب تیره اولاد بعدازامیرتاجمیرخان و فرزندانش اشاره نماییم براین منوال خانواده بزرگ اولاد راکی مالملی شکل گسترده یافته

واز زمان ورثه ایشان که آکلبعلی باشد به بعد تیره اولاد به چهار کربو تشکیل شده وشکل گسترده میگیرند

سلسله خانواده های تیره اولاد راکی مالملی بدین قرار است:

تاجمیرخان اول - باباخان - جهانگیرخان - امیر تاجمیرخان دوم –آمراد معروف به مرادخان- آمحمد- آکلبعلی

وادامه نسب پدری این فرزندان به شرح ذیل میباشد

فرزندان آ محمد : آکلبعلی و آهاشم و آحسن و ....

فرزند آحسن : آعلیرضا وآعلیمیرزا

فرزندان آعلیرضا:ملا آقابابا(آباباخان)-آابوالفتح-آحسن

فرزندان آعلیمیرزا : آمحمدصالح ( بدون اولاد )

فرزندان آهاشم :

آمحمدتقی - عرب - رشید اسامی در ، سندی بسال ۱۱۱۳ و ۱۱۱۹ قمری ( جهت اطلاع از ورثه این سه فرزند اطلاعاتی دردست نیست به جز یک دختر از آمحمدتقی همسر محمدعلی خان بوده که مادر آملادرویشعلی و یک دختر بوده . و یک پسر هم بنام آشاهمراد دراسناد ملکی نامش باقی است که می گویند در زمان چنگ قندهار بوده و کشته شده )

فرزندان آمحمدتقی : آشاهمراد و یک دختر که همسر آمحمدعلی خان بوده ، مادر ملاآدرویشعلی و یک دختر کا همسر ملا کرمعلی بهلیل سلح چین فرزند باندر بوده اتد .

و دختر آشاهمراد همسر اول ملاآقاسی خان بوده که از وی فرزندی نداشتند که همسردومش هم دختر محمدیوسف خان احمد مهمدی فرزند صیدال خان بوده است .

فرزندان آکلبعلی : توشمال عبده و آعیدی

- آعیدی : شهریارخان وآمحمدرضا

فرزندان شهریارخان : پنج دختر و یک پسر بنام آ الله کرم .

فرزندان توشمال عبده علی صالح خان و محمدعلی خان

فرزندان علی صالح خان :

آعزیزالله - آرحیم - آنجف -آکریم

نسل آعلی خان خان از دودمان آکریم وآنجف هستند و دوفرزند اولش در جوانی از دنیا رفتند .

- فرزندان محمدعلی خان:

۱- عبده خلیل خان۲- آملاآقاسی ۳- آملادرویشعلی ۴ ـآ کوچک

۵- مرادخان۶ ـآکلبعلی ۷- آسلطانعلی ۸ - آخانعلی ۹- آخدارحم

توشمال عبده دارای دوفرزند پسر بنامهای علی صالح خان و محمدعلی خان ،

عالیجاه علی صالح خان نظر به حسن سلوک ولیاقت وهمچنین حضور در دولت وقت خود در حکومت مرکزی عهده دار و مسئولیت سرداری در نظام وقت افشاریه وزندیه بودند

و عالیجاه محمدعلی خان که در زمان اوج حکومت گران بختیاری با داشتن ۹ فرزند پسر سالها درکنار حکومت بختیاری ریاست طوایف راکی تبار و راکی مالملی را عهده دار بودند.بطوری که چند تن از فرزندان ایشان به سلسله مراتب بعنوان کلانتران طایفه نفوذ داشته وجهت انسجام وهمبستگی این طایفه روابط خوبی با طوایف همجوار داشتند..

فرزند ارشدش یعنی عالیجاه عبده خلیل خان بعد ازفوت پدرش عالیجاه محمدعلی خان تا حدود سال ۱۲۳۲ه ق که درقید حیات بودند عهداه دار اداره طایفه بوده و فرزند وبعد دوم ایشان عالیجاه آملاآقاسی و سپس عالیجاه آکوچک وبعد از آنان دراوج حکومت بختیاری هم عالیجاه آمرادخان تا حدود سال ۱۲۶۳ ق که درقید حیات بوده و بعد هم اولادان وورثه آنان در زمان حکومتهای وقت خود و بعد ازآن طی احکامی رسمی ریاست وکلانتری طایفه راکی مالملی را عهده دار بودند . با قدرت یافتن ایلخان کل بختیاری بزرگانی از تیره اولاد طی احکامی از طرف حکومت مرکزی بختیاری این مسولیت را رسماً به عهده داشتند و بزرگان ونجیب زادگان تیره اولاد از ارجعیت خاص در بین طوایف هفت لنگ باب برخوردار بودند .ضمنا آنصرالله خان مرادی از خوانین برتری بوده که به مدت هفت سال در زندان حکومت آن زمان پهلوی گرفتار بودند و از کلانتران بزرگ طایفه راکی مالملی بودند .

- مادر علی صالح خان که همسر اول تشمال عبده باشد از ایل گرجی بودند و مادر محمدعلی خان و سه دختر ، بنام بی بی گل خاتی دختر شاهرضا خان احمدمهمدی عالی انور بودند . همسر علی صالح خان نیز ازایل گرجی بنام زرقب خانم بوده است که چهار فرزند پسربنامهای آعزیزالله و آرحیم و آکریم و آنجف داشتند .

همسران محمدعلی خان:

همسر اول دختر توشمال ملا الهی فرزند آنجف ازطایفه راکی شهنی بوده که فرزندانش عبدالخلیل خان -آملاآقاسی-آکوچک-آمرادخان-آکلبعلی ودو فرزند دختر داشته

همسر دوم دختر آمحمدتقی فرزند کدخدا آهاشم اولاد فرزند آمحمد فرزند آمراد فرزند تاجمیرخان وده است و فرزندانش ملادروشعلی و یک دختر بوده اند.

.وهمسرسوم دختر آعبدالله پاریابی بنام بی بی ماه شرف از طایفه اسیوند تیره پل میباشد که فرزندانش آسلطانعلی وآخانعلی هستند .

وهمسر چهارم اهل منطقه چهارمحال بوده که یک پسر بنام آخدارحم داشته که درجوانی فوت شدند

و شهریارخان دو همسر داشتند همسر اول دختر حسن خان چهارلنگ کیان ارثی بودند که پنج فرزند دختر داشته اند و همسر دوم بنام بی بی ناز هم از تش یا تیره اولاد زمان راکی مالملی دختر محمد فرزند زمان فرزند و یا خواهر ملا رجبعلی زمانی و... بوده است .

منتظر نظرات وپیشنهادات فامیل دراین زمینه هستم

  • باسپاس