شرح  طوایف بختیاری و خانواده های بزرگ دربختیاری  

نام کتاب تاریخ بختیاری از آعاز تا مشروطیت

"به قلم نجف قلی خان عالیپور سردارطایفه اسیوند "

بختیاری اول دوطایفه محسوب میشود ، هفت لنگ وجهارلنگ وجه تسمیه این هفت لنگ وچهارلنگ رو چنین روایت کرده اند که شاه عباس بزرگ صفوی با لباس درویشی وناشناس درتمام ایلات و عشایر بختیاری گردش نمود و هفت لنگ هفتصد قاطر واز چهارلنگ چهارصد قاطر شیره قاطر یک ساله عوض مالیات برای حمل جباخانه و اسلحه خانه گرفت ، وطوری دیگر هم روایت کرده اند که هفت لنگ هفت طایفه بزرگ وچهارلنگ چهارطایفه بزرگ است و بعد به طوایف کوچک منقسم می شوند به ترتیب زیر

طوایف هفت لنگ :

اول طایفه دورکی :

زراسوند - حسینوند ( اسیوند ) - گندلی (قندلی ) - موری - بابااحمدی (بامدی ) - آسترکی و چهاربری

خانواده طراز اول عشایر دورکی خانواده جعفرقلی خان وبعد از آنها خانواده طراز دوم خانواده صید مرادخان حسینوند یا اسیوند فاتح قندهار و خانواده طراز سوم خانواده ملاعالی و آبالی احمدخسروی از طایفه زراسوند . وخانواده آزمان خدرسرخ وخانواده آخونکارتوشمال از طایفه زراسوند که خانواده احمد خسروی ها پنج پشت به قبل به خانواده جعفرقلی خان متصل میشوند وتوشمال ها شش پشت به خانواده جعفرقلی خان متصل میشوند ...

جعفرقلی خان پدر حسینقلی خان ایلخانی وحاجی امامقلی خان ایلخانی و رضاقلی خا ن ایل بیگی و مصطفی قلی خان بوده است که اولادان وپسران این چهار برادر در زمان سلطنت ناصرالدین شاه قاجار به القاب بزرگ وبعدا به مناصب سرداری وسپهسالاری رسیدند .

- در طایفه گندلی یا قندعلی هم خانواده ملاحیدر قندعلی از خانواده طراز سوم محسوب است . دراین اواخر هم در طایفه بابااحمدی یا بامدی خانواده آمسبح و خانواده حاجی چراغعلی هم به طراز سوم رسیدند .

- طایفه دوم هفت لنگ بختیاری بهداروند بوده :

منجزی - بلیهوند - تردی و آل جمالی - مش مرداسی -استکی

خانواده طراز اول خانواده اسدخان وسلیمان خان برادر اسدخان بودند و خانواده طراز دوم خانواده علی صالح خان و خانواده طراز سوم خانواده نامدارخان منجزی وخانواده امان الله خان بلیهوند بودند .

- طایفه سوم هفت لنگ بختیاری بابادی باب که دوشعبه می شوند .

بابادی عالی انور ساکن که خانواده جهانگیر خان وفرامرزخان ریاست بابادی عالی انور بودند .

( ولی در قبل و زمان حکومتگران بختیاری خانواده هاسم خان احمدممهدی که خانواده جراغ خان مستوفی الممالک و صیدال خان و ,محمدیوسف خان و پدرانشان باشند رییس و بزرگان بابادی عالی انور بودند )

و بابادی عکاشه که ساکن خانه میرزا هستند .خانواده طراز اول بابادی عکاشه موسی خان عکاشه و خانواده عکاشه رییس وکلانتر بابادی عکاشه وساکن خانه میرزا سه دهستان و تمام ده نشین هستند

- طایفه چهارم هفت لنگ بختیاری طوایف راکی و برجویی هستند .

خانواده طراز اول آنها خانواده مرادخان راکی مالملی وخانواده طهماسب خان برجویی و طوایف دیگر آنها مدملیل و شهنی و نصیر وگمار و

خانواده طراز سوم دو خانواده در طایفه شهنی هستند .

- طایفه پنجم هفت لنگ بختیاری جانکی سرحدی وخانواده طراز اول خانواده شهری خان و زمان خان میباشند .

- طایفه ششم درهفت لنگ بختیاری :

طایفه دینارانی ها هستند .که خانواده طراز اول آنها خانواده ملا اسدالله می باشد

- اولاد هفتم طایفه هفت لنگ اورک وخانواده طراز آنها خانواده مرادخان اولاد حاجی علی خوانین فعلی دهدز می باشند . وخانواده طراز دوم خانه ملاحیدر شالو وخانواده آنصرالله لجمیراورک می باشند .وچندین خانواده هم بوده که به کلی ازمیان رفته اند وذکر آنها لازم نیست .

بلوکات میان کوه هفت لنگ ودهات میان کوه هفت لنگ . للر وپیران بویر و اندیکا و سوسن سُهر و وسوسن مال امیر و هلوسعد و پیران سلطان ابراهیم و و پیران شیخ شیخ های رباط و شیخ های شاه البرز و شیخ های خاتون حلب و پیران شاه خراسان و شیخ های دوپهلون و وپشتکوا هفت لنگ دشتک و هلاکوه و رستمی وکاج و اردل و ناغان و مریک شیخ محمید و و دهات روگر و ممسنی وکُری و چهاربنیچه و درویشان جعمان جعغذان سرتنگ ممو سرکون ومعادن دهنو دم آب چهراز قلعه های دوآب وشام مصیری شاه منصوری وقلعه های جدید شورآب زری وپیرگردو قلعه های جدید چلگرد و دیما وتوابع چلگرد که درشوراب جدیدد ساخته شده مستعمرات هفت لنگ طایفه عرب گاومیشی طایفه حموله باورصاد وکاهکش ودر گرمسیرات گتوند وآب بید و جلکان وتمام بلوک عقیلی کواهی و رهدار .

شرح طوایف چهارلنگ منقسم با چهار طایفه است که یک طایفه مهم آنها به کلی سکنه شدا اند .

اول طایفه چهارلنگ محمودصالح

و دوم چهارلنگ کیان ارثی

و سوم چهارلنگ ممیوند یا میوند

وچهارم لک وسرلک وذلقی ومیان جایی یا ممجایی .

طایفه چهارلنگ محمودصالح سه طایفه بزرگ است .

اول محمودصالح . دوم مزایی( موسوم به موگویی) . دوم چهارلنگ کیان ارثی ممبینی و زنگنه و کردزنگنه و قاید مکوندی و آلی وند .

سوم میوند : اول فولادوند و سالاروند و حاجی وند عبدل وند و بسحاق و مویدی .

طایفه چهارم که سکنه شدند لک وسرلک ذلقی که به کلی سکنه و عشایری ندارند که گرمسیر وسردسیر بروند . آنچه که معلوم است از خانواده های طراز اول چهارلگگ محمود صالح خانواده ابدار خان که خودرا از آل داود محسوب میدارند وداود یکی از بزرگان دستگاه آخرخلیفا بنی عباس معتصم بالله بوده وقتی بغداد پایتخت خلیفه رو هلاکو خان فتح کرد قبل از گرفتاری خلیفه دربغداد بو اهل وعیال وتا میان خود از بغداد خارج شد وپناه به مردم لر بزرگ آورده .

خانواده طراز دوم خواجه موگویی وخانواده طراز سوم خانواده غفور محمودصالح واولاد حاجی عالی وآمحسن آدگار و خانواده ملاقباد ممزایی وملا نجف ممزایی

وخانواده طراز اول چهار لنگ کیان ارثی خانواده محمدتقی خان معروف که لیارد انگلیسی هفت سال نزد محمدتقی خان بوده وشرحی مفصل از عملیات محمدتقی خان و گرفتن تمام خوزستان و دعوی محمدتقی خان نوشته است وخانواده علیرضا خان از بنی اعمام محمدتقی خان بوده یک سلسله هستند .

خانواده طراز دوم وسوم خانواده کاید عبدالله مکوندی و خانواده امیرزاده بک زنگنه وخانواده ملادرویش، ممبینی و خانواده ممد سهراب کرد زنگنه.

و خانواده طراز اول میوند اول خانوتده عبدالله خان فولادوند دوم خانواده علی آقا خان بساق وخانواده طراز سوم خانواده اسدخان ومهراب خان عیسی وند وخانواده طراز سوم باز هم در طوایف میوند است که معروف نبودند .

و طایفه چهارم تمام در پاچه لک و بربرود و گزاز وکمره ساکن شدند و اهالی این سه بلوک تمام نژادا بختیاری می باشند . از صفحه ۲۷ تا صفحه ۳۰

منبع :

کتاب تاریخ بختیاری از آغاز تامشروطیت

به قلم نجف قلی خان عالی پور سردار طایفه اسیوند

معرفی تیره ها و سکونتگاه طایفه شیخ رباط هفت لنگ بابادی باب

درباب تیره های طایفه معظم شیخ رباط هفت لنگ بختیاری بابادی باب ازاین قرار است که :

نسب این پنج تیره یا خانواده به شخصی بنام فردین وند برمیگردد که مجموعا با تیره بهزادی ولد شُلو به هفت تیره تقسیم میگردند .

۱- شیخ نصرالدین جد بارانی ها

۲ - شیخ رکن الدین جد اسدی ها

۳ - شیخ جلال الدین جد علایی ها

۴ - شیخ بهاالدین جد یوسفی ها

۵ - شیخ پیرغیب جد ویسی ها و حضرات موسوی گورابی درسوسن مال امیر یا ایذه .

که این پنج تیره یا خانواده از یک نژاد و از همان ورثه شخص فردین وند بوده اند .

۶ - و یک نفر بنام بهزاد ولد شلو از طائفه ابوالحسنی یا بلُسنی بختیاروند که درشیخ رباط مانده وتیره بهزادی ها را تشکیل داده اند ویک تیره از شیخ رباط محسوب میگردند و دراسناد املاکی که از این خانواده بجا مانده نام برده شده .
۷ - عیدی شیخ رباط یکی از تیره های شیخ رباط است که اصالتا همه منجزی هستند وخود را ازاولاد نامدار خان منجزی می دانند.

ضمنا فامیل های یوسفی و اسدی تیره شیخ رباط اصالتا از تیره احمدمحمودی بابادی عالی انور هستند اسنادی در دست است که این دو تیره از نسل گزی خان بابادی هستند و در حدود 180 سال پیش در اثر نزاعی که با خانواده محمدیوسف خان داشتند .

و آبیرم پسر محمدیوسف خان در مال کنون بهار توسط آنها کشته میشود و پس از آن در تیره شیخ رباط سکنی گزیدند و آن سال به تنگ گزی نیامدند. موقع مال کنون پاییز عبدالخلیل خان نوه مهدی خان و خسرو خان بابادی به انتقام خون آبیرم با آنها درگیر شدند و دو نفر از آنها را به خونخواهی آبیرم کشتند.
چند سال بعد با وساطت تیره آرپناهی صلح و سازش انجام شد اما آن چند خانواده دیگر به میان بابادی بازنگشتند و در تیره شیخ رباط برای همیشه سکنی گزیدند.

تعدادی از شیخ رباط در بلداجی سکونت دارند که از تیره بارانی می باشند تعدادی دیگر در چغاخور وگندمان سکونت دارند که از تیره های اسدی محسوب می شوند وبعضی از آنها به شیخ مورچگانی معروف هستند؛ و برخی دیگر در سرچه دیناران سکونت دارند نیز از تیره اسدی هستند. وبعض دیگر در بارانگرد ایذه هستند که از تیره علایی می باشند؛ و برخی دیگر در رباط کریم سکونت دارند که فامیلی آنها نجفی می باشد وهمگی خود را سید موسوی می دانند. وچند خانواده دیگر که در عقیلی سکونت دارند نیز اسدی می باشند و تعداد دیگر در بهمن شیر سکونت دارند که اسدی هستند.....


در ضمن ممبینی به همان موسوی گورابی گفته می شود و با ممبینی چهار لنگ فرق دارند. به موسوی گورابی ممبینی گفته می شود که درممبین ایذه سکونت دارند .

محل وسکونتگاه این طایفه بعداز ترک محل کمفه در اندیکا که به حدود دو قرن پیش میرسد ودرحال حاضر در روستای مورز از بخش بازفت چهارمحال بختیاری سکونت دارند که شامل فامیل های یوسفی و عیدی پور و علایی و بهزادی و ویسی و اسدی و بارانی هستند .

و خانواده های موسوی گورابی ز حدود دو قرن پیش در سوسن مال امیر ایذه کنونی درجوار طایفه ممبینی مانده که درآنجا سکونت دارند ودارای ملک و املاک مختص به خودشان هستند

وهمچنین اولاد فردین خود را از نسل سادات که در بختیاری معروف به محمد دین آور (محدینار) یا شاه زاده محمد از نوادگان امام موسی کاظم می دانند به همین خاطر بعضی از طایفه شیخ رباط به موسوی گورابی معروف هستند.

و همچنین نتیجه میگیریم که شیخ رباط ها ازدوره اتابکان لر بزرگ و تا بسال ۱۱۵۰ قمری وتا دوره نادرشاه افشار در کمفه از بخش اندیکا سکونت داشته اند و حتی نقل است که درآن زمان جز ایل راکی بوده و بر اثر نزاعی که با خانواده ای از طائفه بختیاروند داشتند از پیکره این طائفه جدا میگردند وخود مستقل سکونت یافتند و شیخ رباط های ساکن در بازفت از حدودا دو قرن پیش محل مورز در بازفت را خریداری و سکونت دارند و با طوایف موری و گندلی و کیارسی وصلت های زیادی دارند .

با سپاس

گردآورنده حشمت الله آقاسی راکی مالملی

منبع: استاد و پژوهشگر تاریخی جناب آقای سید حسین یوسفی شیخ رباط

معرفی بقعه شیخ بابا زاهد گیلانی  معرفی  ومحل وجایگاه ایشان دربختیاری  

         *‌اسلام علیک یا بابازاهد گیلانی* 
                   *علیه السلام* 

 _بر گرفته از مجموعه کتاب از کیارس تازردکوه_ 

 _نوشته :  علی محمدکوهستانی منجزی_ 

 
 * بقعه مبارک آقا بابازاهد ،  در موقعیت جغرافیایی جنوب غربی منطقه چلو (خوزستان / مسجدسلیمان) واقع است ، چلو  از لحاظ گردشگری با طبیعتی مثال زدنی که پوشیده از درختان بلوط میباشد  که از نظر جوی دارای  هوای تقریبا معتدل است ، قرار گرفتن این منطقه تاریخی و گردشگری  فی مابین ییلاق (سردسیر) و قشلاق ( گرمسیر) سر زمین بختیاری  در بین این قوم جلیل اهمیت ویژه ای دارد ، بدین سان که بختیاریها  از دیرباز در مراسمات سوگ  مردان بزرگ و شجاعشان  از چلو بعنوان جایگاهی حماسی (شیرپرور) با سرودن اشعار و ساختن ابیاتی که بر اهمیت این موقعیت در ساختار تفکراتی قوم بختیاری  جلوه ای زیبا* *از داشتمان اعتقادی اصالت محورانه در بینشان  را گویا و برملا میسازد ،* 
 
 *بختیاری‌ها علاوه برجایگاه حماسی که این منطقه سخره و بلوط در تفکراتیشان نقش بر بسته است ، در اشعار عاشقانه خود نیز همباز از این دیار نام  میبرند و برایش احترام عاشقانه ای قائل اند ، در اشعار سرایش شده/ چلو/ محل اتصال وجستجوی یار یا همان معشوقه ای که بعد کوچ به سمت ییلاق یا برگشت از قشلاق ، محلی دوباره برای دیدن یار و معشوقه خود از ان دیار تقدس وارانه در ابیات خود جا و مکان خاصی قرار میدهند* 

 *توضیحاتی بود که نویسنده  مختصراً تلاش کرده است ، از لحاظ جاذبه ها ، هم تاریخی و هم فرهنگی  برای گردشگران وآن  دسته از دوستان محقّق  که  در این  راستا فعالیت دارند ،  کمکی کرده باشد*  *

                   *باغ* 

 *در مجاورت بقعه متبرکه اقا بابازاهد گیلانی باغی مرکب از درختان انار و انجیر که از چشمه متبرک آبیاری میگردد*

 *وسعت این باغ بزرگ در گذشته وسیع بوده است که بعلت نگهداری نکردن  متاسفانه مقدار زیادی از ان بطور کل از بین رفته است* 

 *باغ بابازاهد بوسیله  چهار فرزند شیخ مَحمید ابوالحسنی منجزی کاشته شده است که وسعت باغ را بازماندگان آنها به نقل از پدرانشان از پای چشمه متبرکه تا رُخ به رُخ بقعه یعنی (کوه روبروی بقعه) نقل قول میکنند*  

 *زمین محل باغ نیز از املاک جدشان شیخ علی اکبر مال احمدی منجزی بوده است*

 *قابل توضیح است ، شیخ مَحمید ابوالحسنی فرزند (شیخ شَهتیل منجزی یکی از پهلوانان و جنگ جویان معروف  ایل بختیاروند/ بهداروند / که در جنگ کلنگچی کشته گردید) زن مرحوم شیخ شهتیل منجزی دختر مرحوم شیخ علی اکبر مال احمدی منجزی   بنام آبی بی جواهری بوده است* 

( *شیخ علی اکبر مال احمدی منجزی زاهدی پارسا که در تاریخ قوم  بختیاری همیشه از آن بعنوان کلانتری بزرگ و پدر معنوی ایل  یاد میشود* )


 *زن شیخ مَحمید ابوالحسنی منجزی یکی از چهار دختر  معروف عارف شهیر  مرحوم شیخ ابراهیم ابوالحسنی منجزی  (شیخ برام) بوده است* ، ( _مرحوم شیخ برام چهار دختر داشت که ازلحاظ جنگ اوری و دلیری به چهار سوار شیخ برام لقب گرفتن_ )  *بعد از گذشت قرنها هنوز داستانهای حماسی انها را بزرگان ایل در محافل و مجالس نقل میکنند*

 *مرحوم شیخ تَنبر ، شیخ حسول شیخ ابولی و شیخ تقی چهار فرزند شیخ مَحمید ابوالحسنی بانیان احداث باغ بزرگ اقا بابازهد بودند* 

 *بزرگان و بازماندگان انها چنین نقل میکنند:* 

 *زمین مذکور که جزاملاک جدشان مرحوم شیخ علی اکبر مال احمدی منجزی بود را از دایی هایشان گرفتن    با توجه به انکه  یک زمین پر از سنگ ولاخ   بود میبایست اول ان را پاک سازی مینمودند تا بتوانند برای ابیاری و کشیدن جوب آب ، و در نهایت کاشتن اقدام نمایند ، در همین راستا با کمک و همیاری ایل منجزی  مستقر در مجاورت بقعه (بخصوص دایی هایشان شیخ رمضان و شیخ درویش ابوالحسنی منجزی )   توانستند در یک حرکت هیاری آن مسیر را پاکسازی کنند تا زمینه کاشت فراهم شود* 
 
 *میبایست آن نهال و قلمه های درختان را از سمت حضرات للری می آوردند ،* 
 *ان هم باید از یک مسیر بسیار خطر ناک(کوه للر) عبور میکردند که بعضا مورد حمله از سوی حضرات للری قرار میگرفتن و بشدت  هم  مجروح می شدند*  ، *ولی هیچ وقت ناامید نمی شدند و بلاخره بعد از گذشت مدتی قلمه ها را نشانیدن و باغ را کاشتند* 


 *داستان قشنگی سینه به سینه برایمان بیادگار مانده است که خدمتتان عرض میکنم"* 

 *در یکی از ایامی که چهار فرزندشیخ  مَحمید برای اوردن قلمه درخت به سمت حضرات للری رفتند در انجا درگیری بوجود می آید که جنگ سختی فی مابین انها اتفاق می افتند ، بطوری که انها ناچار به فرار شدند* ، *در همین حین شیخ تقی پایش را لیز میبرد و از یک سخره سخت با ارتفاع بالا پَرت میشود که منجر به ترکیدن لگن و شکستن پاها و دستان  وی میشود ، افراد زیادی برادرانش را سرزنش میکنند که چرا باید شما دست به چنین کاری بزنید و جان برادرتان را به خطر بیاندازید ، انها را کلی سرزنش میکردند ،* *بعلت صدمه ای که شیخ تقی دیده بود ، فقط از مرگ نجات پیدا کرد چرا که تا اخرعمرش لنگ ماند و درست نمی توانست راه برود* 

 *مردم کلی انها را تحت فشار روحی قرار میدادند* 

 *انها در جوابشان فقط میگفتند ، اگر نتنها برادرمان بلکه جانمان را هم فدای خدمتکاری به اقا بابازاهد میکنیم ، به ایشان میگفتن چه خدمتی ! دست بردارید ؟ جمله معرفی که از فرزندان انها برایمان بیادگار مانده است و در صندوق محکم سینه هایمان آن را نسل به نسل منتقل میکنیم این جمله است "* 

 *وقتی مرحوم  شیخ تقی از شدت جراحات وارده ناله میکرد ، شیخ تَنبُر صورتش  را می بوسید و بصورت دلداری بدان میگفت : ناله مکن باوازهد قهرس ایا ، صُوَ باغ دست ایده و زنگل مال به ره که چفتر ایچینن ایان ز انارها و انجیرها ایخورن ، به راه اقا باوازهد و اقا زمو خوشحال ایبو* ......

 

_  بر گرفته از مجموعه کتاب از کیارس تا زردکوه

 نوشته و تالیف:

 استاد و پژوهشگر تاریخ بختیاری

علی محمدکوهستانی منجزی