*‌اسلام علیک یا بابازاهد گیلانی* 
                   *علیه السلام* 

 _بر گرفته از مجموعه کتاب از کیارس تازردکوه_ 

 _نوشته :  علی محمدکوهستانی منجزی_ 

 
 * بقعه مبارک آقا بابازاهد ،  در موقعیت جغرافیایی جنوب غربی منطقه چلو (خوزستان / مسجدسلیمان) واقع است ، چلو  از لحاظ گردشگری با طبیعتی مثال زدنی که پوشیده از درختان بلوط میباشد  که از نظر جوی دارای  هوای تقریبا معتدل است ، قرار گرفتن این منطقه تاریخی و گردشگری  فی مابین ییلاق (سردسیر) و قشلاق ( گرمسیر) سر زمین بختیاری  در بین این قوم جلیل اهمیت ویژه ای دارد ، بدین سان که بختیاریها  از دیرباز در مراسمات سوگ  مردان بزرگ و شجاعشان  از چلو بعنوان جایگاهی حماسی (شیرپرور) با سرودن اشعار و ساختن ابیاتی که بر اهمیت این موقعیت در ساختار تفکراتی قوم بختیاری  جلوه ای زیبا* *از داشتمان اعتقادی اصالت محورانه در بینشان  را گویا و برملا میسازد ،* 
 
 *بختیاری‌ها علاوه برجایگاه حماسی که این منطقه سخره و بلوط در تفکراتیشان نقش بر بسته است ، در اشعار عاشقانه خود نیز همباز از این دیار نام  میبرند و برایش احترام عاشقانه ای قائل اند ، در اشعار سرایش شده/ چلو/ محل اتصال وجستجوی یار یا همان معشوقه ای که بعد کوچ به سمت ییلاق یا برگشت از قشلاق ، محلی دوباره برای دیدن یار و معشوقه خود از ان دیار تقدس وارانه در ابیات خود جا و مکان خاصی قرار میدهند* 

 *توضیحاتی بود که نویسنده  مختصراً تلاش کرده است ، از لحاظ جاذبه ها ، هم تاریخی و هم فرهنگی  برای گردشگران وآن  دسته از دوستان محقّق  که  در این  راستا فعالیت دارند ،  کمکی کرده باشد*  *

                   *باغ* 

 *در مجاورت بقعه متبرکه اقا بابازاهد گیلانی باغی مرکب از درختان انار و انجیر که از چشمه متبرک آبیاری میگردد*

 *وسعت این باغ بزرگ در گذشته وسیع بوده است که بعلت نگهداری نکردن  متاسفانه مقدار زیادی از ان بطور کل از بین رفته است* 

 *باغ بابازاهد بوسیله  چهار فرزند شیخ مَحمید ابوالحسنی منجزی کاشته شده است که وسعت باغ را بازماندگان آنها به نقل از پدرانشان از پای چشمه متبرکه تا رُخ به رُخ بقعه یعنی (کوه روبروی بقعه) نقل قول میکنند*  

 *زمین محل باغ نیز از املاک جدشان شیخ علی اکبر مال احمدی منجزی بوده است*

 *قابل توضیح است ، شیخ مَحمید ابوالحسنی فرزند (شیخ شَهتیل منجزی یکی از پهلوانان و جنگ جویان معروف  ایل بختیاروند/ بهداروند / که در جنگ کلنگچی کشته گردید) زن مرحوم شیخ شهتیل منجزی دختر مرحوم شیخ علی اکبر مال احمدی منجزی   بنام آبی بی جواهری بوده است* 

( *شیخ علی اکبر مال احمدی منجزی زاهدی پارسا که در تاریخ قوم  بختیاری همیشه از آن بعنوان کلانتری بزرگ و پدر معنوی ایل  یاد میشود* )


 *زن شیخ مَحمید ابوالحسنی منجزی یکی از چهار دختر  معروف عارف شهیر  مرحوم شیخ ابراهیم ابوالحسنی منجزی  (شیخ برام) بوده است* ، ( _مرحوم شیخ برام چهار دختر داشت که ازلحاظ جنگ اوری و دلیری به چهار سوار شیخ برام لقب گرفتن_ )  *بعد از گذشت قرنها هنوز داستانهای حماسی انها را بزرگان ایل در محافل و مجالس نقل میکنند*

 *مرحوم شیخ تَنبر ، شیخ حسول شیخ ابولی و شیخ تقی چهار فرزند شیخ مَحمید ابوالحسنی بانیان احداث باغ بزرگ اقا بابازهد بودند* 

 *بزرگان و بازماندگان انها چنین نقل میکنند:* 

 *زمین مذکور که جزاملاک جدشان مرحوم شیخ علی اکبر مال احمدی منجزی بود را از دایی هایشان گرفتن    با توجه به انکه  یک زمین پر از سنگ ولاخ   بود میبایست اول ان را پاک سازی مینمودند تا بتوانند برای ابیاری و کشیدن جوب آب ، و در نهایت کاشتن اقدام نمایند ، در همین راستا با کمک و همیاری ایل منجزی  مستقر در مجاورت بقعه (بخصوص دایی هایشان شیخ رمضان و شیخ درویش ابوالحسنی منجزی )   توانستند در یک حرکت هیاری آن مسیر را پاکسازی کنند تا زمینه کاشت فراهم شود* 
 
 *میبایست آن نهال و قلمه های درختان را از سمت حضرات للری می آوردند ،* 
 *ان هم باید از یک مسیر بسیار خطر ناک(کوه للر) عبور میکردند که بعضا مورد حمله از سوی حضرات للری قرار میگرفتن و بشدت  هم  مجروح می شدند*  ، *ولی هیچ وقت ناامید نمی شدند و بلاخره بعد از گذشت مدتی قلمه ها را نشانیدن و باغ را کاشتند* 


 *داستان قشنگی سینه به سینه برایمان بیادگار مانده است که خدمتتان عرض میکنم"* 

 *در یکی از ایامی که چهار فرزندشیخ  مَحمید برای اوردن قلمه درخت به سمت حضرات للری رفتند در انجا درگیری بوجود می آید که جنگ سختی فی مابین انها اتفاق می افتند ، بطوری که انها ناچار به فرار شدند* ، *در همین حین شیخ تقی پایش را لیز میبرد و از یک سخره سخت با ارتفاع بالا پَرت میشود که منجر به ترکیدن لگن و شکستن پاها و دستان  وی میشود ، افراد زیادی برادرانش را سرزنش میکنند که چرا باید شما دست به چنین کاری بزنید و جان برادرتان را به خطر بیاندازید ، انها را کلی سرزنش میکردند ،* *بعلت صدمه ای که شیخ تقی دیده بود ، فقط از مرگ نجات پیدا کرد چرا که تا اخرعمرش لنگ ماند و درست نمی توانست راه برود* 

 *مردم کلی انها را تحت فشار روحی قرار میدادند* 

 *انها در جوابشان فقط میگفتند ، اگر نتنها برادرمان بلکه جانمان را هم فدای خدمتکاری به اقا بابازاهد میکنیم ، به ایشان میگفتن چه خدمتی ! دست بردارید ؟ جمله معرفی که از فرزندان انها برایمان بیادگار مانده است و در صندوق محکم سینه هایمان آن را نسل به نسل منتقل میکنیم این جمله است "* 

 *وقتی مرحوم  شیخ تقی از شدت جراحات وارده ناله میکرد ، شیخ تَنبُر صورتش  را می بوسید و بصورت دلداری بدان میگفت : ناله مکن باوازهد قهرس ایا ، صُوَ باغ دست ایده و زنگل مال به ره که چفتر ایچینن ایان ز انارها و انجیرها ایخورن ، به راه اقا باوازهد و اقا زمو خوشحال ایبو* ......

 

_  بر گرفته از مجموعه کتاب از کیارس تا زردکوه

 نوشته و تالیف:

 استاد و پژوهشگر تاریخ بختیاری

علی محمدکوهستانی منجزی